بررسی تاثیر کارآزمایی بالینی تصادفی شده چت بات های مبتنی بر هوش مصنوعی در کاهش علائم اضطراب و افسردگی در دانشجویان: یک مرور سیستماتیک

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HPMECONF14_014

تاریخ نمایه سازی: 2 آبان 1405

چکیده مقاله:

مقدمه: اضطراب و افسردگی از شایع ترین مشکلات سلامت روان در میان دانشجویان دانشگاهی هستند و می توانند بر عملکرد تحصیلی، کیفیت زندگی و بهزیستی روان شناختی آنان تاثیر منفی بگذارند. محدودیت دسترسی به خدمات تخصصی سلامت روان، هزینه ها و موانع اجتماعی، ضرورت توسعه رویکردهای مکمل و قابل دسترسی را افزایش داده است. در سال های اخیر، چت بات های مبتنی بر هوش مصنوعی به عنوان رویکردی نوین برای ارائه حمایت های روان شناختی مورد توجه قرار گرفته اند. هدف از این مرور سیستماتیک، بررسی اثربخشی این مداخلات در کاهش علائم اضطراب و افسردگی دانشجویان و شناسایی عوامل مرتبط با تفاوت نتایج مطالعات بود. روش ها: این مطالعه یک مرور سیستماتیک بود که مطابق دستورالعمل های استاندارد گزارش دهی مرورهای سیستماتیک انجام شد. پایگاه های اطلاعاتی علمی از ابتدا تا ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵ جستجو شدند و مطالعات مرتبط از طریق بررسی منابع نیز شناسایی شدند. کارآزمایی های بالینی تصادفی شده که اثربخشی چت بات های مبتنی بر هوش مصنوعی را در دانشجویان بررسی کرده بودند، وارد مطالعه شدند. اطلاعات مربوط به ویژگی های مداخلات، گروه های مقایسه، پیامدهای اضطراب و افسردگی و کیفیت روش شناختی مطالعات استخراج و ارزیابی شد. یافته ها: در مجموع، ۱۰ کارآزمایی بالینی تصادفی شده وارد مرور شدند. مطالعات بین سال های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵ در کشورهای مختلف انجام شده بودند و مداخلات عمدتا بر پایه درمان شناختی رفتاری یا رویکردهای ترکیبی روان شناختی طراحی شده بودند. نتایج به صورت کلی نشان داد که برخی چت بات های مبتنی بر هوش مصنوعی در کاهش علائم اضطراب و افسردگی تاثیرگذاری بودند؛ با این حال، میزان اثربخشی در مطالعات مختلف یکسان نبود و عواملی مانند نوع چت بات، چارچوب مداخله، مدت زمان استفاده و ویژگی های کاربران بر نتایج تاثیر داشتند و همچنین برای اعتبار بیشتر نتایج از رویکرد انسان-در-حلقه باید بهره مند شد. نتیجه گیری: چت بات های مبتنی بر هوش مصنوعی می توانند به عنوان ابزاری مکمل در حمایت از سلامت روان دانشجویان مورد استفاده قرار گیرند؛ با این حال، جایگزین خدمات تخصصی سلامت روان نیستند زیرا در موارد استثنا این مدل ها دچار سردرگمی و نتایج اشتباه می شوند. انجام مطالعات آینده با طراحی استانداردتر، نمونه های بزرگ تر و دوره های پیگیری طولانی تر برای تعیین جایگاه دقیق این فناوری ها و افزایش دقت مدل ها ضروری است.

نویسندگان

آرش آماده طاهری

دانشجوی کارشناسی پرستاری، گروه پرستاری، دانشکده پزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران.

هدا پیک

دانشجوی کارشناسی پرستاری، گروه پرستاری، دانشکده علوم پزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد سنندج، سنندج، استان کردستان، ایران.

شینا نصیری

دانشجوی کارشناسی پرستاری، گروه پرستاری، دانشکده علوم پزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد سنندج، سنندج، استان کردستان، ایران.

آیرین فاتحی

دانشجوی کارشناسی پرستاری، گروه پرستاری، دانشکده علوم پزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد سنندج، سنندج، استان کردستان، ایران.

فاطمه صادقی

دانشجوی کارشناسی ارشد مشاوره در مامایی، کمیته تحقیقات دانشجویی، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی، بجنورد، ایران.