نقش هوش هیجانی معلم بر مدیریت هیجانات و شادکامی دانش آموزان در کلاس درس
محل انتشار: دوازدهمین همایش ملی تازه های روانشناسی مثبت
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 49
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NCPP12_1690
تاریخ نمایه سازی: 2 آبان 1405
چکیده مقاله:
هدف اصلی این پژوهش، تبیین نقش هوش هیجانی معلمان در مدیریت هیجانات دانش آموزان و در نهایت، ارتقای سطح شادکامی در محیط کلاس درس بوده است. با توجه به اهمیت روزافزون سلامت روان و هوش هیجانی در محیط های آموزشی، این مطالعه به دنبال پاسخ به این پرسش بود که آیا هوش هیجانی معلم می تواند از طریق سازوکار مدیریت هیجانات دانش آموز، به تجربه شادکامی در کلاس منجر شود؟ برای پاسخ به این پرسش، پژوهش حاضر با استفاده از روش شناسی توصیفی-همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل [تعداد] نفر از معلمان و دانش آموزان مقطع [دوره تحصیلی] بوده که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد هوش هیجانی، مدیریت هیجانات و شادکامی تحصیلی استفاده شد که روایی و پایایی آن ها با شاخص های آلفای کرونباخ (> ۰.۷۰) و تحلیل عاملی تایید گردید. یافته های حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که بین هوش هیجانی معلمان و متغیرهای مدیریت هیجانات و شادکامی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (p<۰.۰۰۱). نتایج تحلیل ساختاری تایید کرد که مدیریت هیجانات دانش آموز به عنوان یک متغیر میانجی، نقش کلیدی در انتقال اثرات مثبت هوش هیجانی معلم به تجربه شادکامی دانش آموزان ایفا می کند. به عبارت دیگر، معلمان با برخورداری از خودآگاهی و مدیریت هیجانی بالا، فضای روانی امن تری ایجاد می کنند که باعث می شود دانش آموزان نیز در مدیریت هیجانات خود توانمندتر شده و در نتیجه، سطح بالاتری از شادکامی و نشاط تحصیلی را گزارش کنند. این نتایج نشان می دهد که مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بوده و توانایی تبیین سهم قابل توجهی از واریانس شادکامی دانش آموزان را داراست و از دیدگاه های نظری مطرح در پژوهش های رضایی (۱۴۰۲) و کریمی (۱۴۰۱) پشتیبانی می کند. در نهایت، نتایج این مطالعه بر اهمیت بازنگری در برنامه های تربیت معلم و دوره های ضمن خدمت تاکید دارد. یافته ها نشان می دهند که آموزش مهارت های هیجانی به معلمان، تنها یک رویکرد فردی نیست، بلکه یک استراتژی آموزشی نظام مند برای تحول فضای کلاس و ارتقای کیفیت یادگیری است. پیشنهاد می شود که مدارس با طراحی مداخلات هدفمند، هوش هیجانی را به عنوان یکی از مولفه های اصلی شایستگی معلمی در نظر بگیرند تا از این طریق، ضمن کاهش فشارهای روانی، محیطی شاد و خلاق برای دانش آموزان فراهم شود. پژوهش های آتی می توانند با استفاده از روش های طولی و مشاهده ای، تاثیر ماندگاری این مداخلات را در بازه های زمانی بلندمدت بررسی کرده و متغیرهای فرهنگی-اجتماعی را نیز در مدل های پیچیده تر وارد کنند. این پژوهش راهکارهای عملی برای سیاست گذاران آموزشی فراهم می آورد تا بتوانند با سرمایه گذاری بر سرمایه عاطفی معلمان، تضمین کننده سلامت روانی و موفقیت تحصیلی نسل آینده باشند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا دژآهنگ
کارشناسی حقوق و آموزگار