ارزیابی کارایی زنجیره تامین تاب آور با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده ها در صنعت نساجی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 16

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_IMOS-6-4_005

تاریخ نمایه سازی: 1 آبان 1405

چکیده مقاله:

هدف: در دنیای امروز، زنجیره های تامین با چالش های متعددی از جمله نوسانات بازار، تغییرات تقاضا و اختلالات غیرمنتظره مواجه هستند؛ بنابراین، تاب آوری و کارایی این زنجیره ها به عنوان عوامل کلیدی در موفقیت و پایداری کسب وکارهای صنعتی موردتوجه قرار گرفته است. در این مطالعه، ابتدا معیارهای موثر بر تاب آوری زنجیره تامین صنعت نساجی شناسایی و سپس داده های مربوط به ورودی ها و خروجی های مطلوب و نامطلوب زنجیره تامین از چندین شرکت فعال در این صنعت جمع آوری شده است.روش شناسی پژوهش: این تحقیق به ارزیابی کارایی زنجیره تامین تاب آور در صنعت نساجی با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده ها می پردازد. در صنعت نساجی، بهینه سازی فرایند تولید و افزایش کارایی واحدهای تصمیم گیری از اهمیت بالایی برخوردار است. با توجه به ویژگی ها و مزایای مدل SBM در DEA به توسعه یک سیستم بهینه سازی نوآور مبتنی بر مدل SBM برای ارزیابی و بهبود کارایی در فرایند تولید نساجی پرداخته است. این نوآوری با بهینه سازی فرایند تولید در صنعت نساجی از طریق مدل SBM، می تواند به افزایش کارایی و کاهش هزینه ها کمک کند. با استفاده از این سیستم، تولیدکنندگان نساجی قادر خواهند بود تا منابع خود را به طور موثرتری مدیریت کرده و به بهبود کیفیت محصولات و رضایت مشتریان دست یابند. با استفاده از مدل DEAپیشنهادی، کارایی نسبی زنجیره های تامین تاب آور چهار شرکت فعال در حوزه نساجی موردبررسی قرار گرفته و نقاط قوت و ضعف آن ها تحلیل شده است.یافته‎ها: نتایج به دست آمده نشان داد که بهترین و بالاترین کارایی مربوط به DMU ۱-۳ با کارایی نسبی %۱۰۰ محاسبه شده و DMU ۴ به عنوان یک واحد ناکارا تعیین شده است. علاوه بر این، با استفاده از روش اندرسون پترسون اولویت بندی واحدها شده که در نتیجه براساس اولویت های به دست آمده DMU ۳ رتبه اول، DMU ۲ رتبه دوم، DMU ۱ رتبه سوم و DMU ۴ رتبه چهارم را کسب کرده اند. همچنین، یک مقایسه براساس امتیاز کارایی با مدل های پایه اعم از BCC و CCR برای بررسی قابلیت مدل پیشنهادی ارایه شده است. اختلاف ناکارایی حاصل شده بین روش پیشنهادی و روش BCC جزیی و در حد ۰.۰۰۵ است. در پایان نیز تغییرات مقادیر ورودی محاسبه شده که در نتیجه حداکثر مقدار کاهش در مقدار ورودی DMU ۴ برابر با ۰.۱۴۱ واحد محاسبه شده است. بنابراین، در صورتی که مقدار ورودی DMU ۴ از ۰.۱۶۲ به ۰.۰۲۱ واحد کاهش یابد این واحد تولیدی نیز به عنوان یک واحد تصمیم گیری کارا شناخته می شود.اصالت/ارزش افزوده علمی: این مطالعه به اهمیت استفاده از روش های تحلیلی پیشرفته در ارزیابی زنجیره های تامین صنعت نساجی و شناسایی فرصت های بهبود در فرایندها و عملکردهای آن تاکید می کند.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

ایمان حسینی واجاری

گروه مدیریت صنعتی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران.

محمد طالقانی

گروه مدیریت صنعتی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران.

منصور صوفی

گروه مدیریت صنعتی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران.

بهروز فتحی واجارگاه

گروه آمار، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :