اسفند ۱۴۰۴ در پی هجوم امریکا و اسرائیل،
جنگ بر فضای ایران حاکم شد. حمله به شهرها و غیرنظامیان گروه های بزرگی از شهروندان را ناگزیر به مهاجرت به شهرهای کوچک و روستاها کرد.
جنگ اما به طور بی امان ادامه داشت. مدافعان انقلاب و سرزمین برای مقاومت و مبارزه راه جدیدی پیش گرفتند: تجمع شبانه در نقاط عطف شهر. از همان روزها اجتماعات محلی گونه جدیدی از حضور و مشارکت اجتماعی شد که وابسته به زمان و مکان خاص بود. هرشب و در یک نقطه خاص. در ابتدا، این رفتار مردم تخلیه احساسات در قبال تهاجم بزرگترین قدرت نظامی تاریخ تعبیر شد. بلافاصله پس از امضای تفاهم نامه پایان جنگ، سیاستمداران از ضرورت برچیدن «تجمعات میدانی» و ورود سریعتر به شرایط صلح گفتند. مخالفان که امضای امریکا را بی اعتبار می دانستند مقاومت کردند. نهایتا تدبیر رهبری انقلاب با تاکید بر ادامه تجمعات به کشمکش ها پایان داد. این رویکرد سوای هر نتیجه دیگر، نقطه عطفی در
منظر شهری امروز و بسط مفهوم مکان در شهرهای ایران پدید آورد. چرا و چگونه؟در عصر حاضر که همچون همه تاریخ، دنیا صحنه سلطه طلبی قدرت ها و غارت مظلومان است، «ارتباط» موضوع اصلی تقابل ها شده است. هر که تسلط بیشتری بر راه های ارتباطی جوامع به دست آورد، بر کرسی قدرتمندتری تکیه زده است. از این رو ایران انقلابی طی پنج دهه استقلال طلبی در برابر قدرت های جهان، بیش از هر ملت دیگر با تهاجم
رسانه ای مواجه شده است. تسلط بر «رسانه» (مدیا) راهبرد اصلی تداوم قدرت در دنیای امروز است. شاید گونه گونی
رسانه ها در عصر جدید را نیز بتوان ناشی از کارکرد روزافزون آنها در خدمت به قدرت دانست. از این رو قدرت ها برای کنترل بر انواع رسانه، سازوکارهای مناسب ان را ابداع می کنند. در این میان ظهور یک
رسانه جدید نظم جاری را بر هم زد. «رسانه خیابان» به دلیل محلی بودن، مردمی بودن، متغیر بودن و متکثر بودن قابلیت کنترل متمرکز و حداکثری ندارد. تجمعات شبانه تدریجا طوری جا افتاد که هر یک با تفسیری مستقل، منتخبی از شعارها و سخنرانان برای خود تدارک دید که با ورود تابلوهای دست نوشته کوچک توسط شرکت کنندگان، دامنه تکثر مطالبات آن به سوی بی نهایت میل کرد.
رسانه ای با ساختار پویا، متکثر و تعداد زیاد مولفه تاثیرگذار، امکان کنترل حداکثری ندارد؛ چیزی که باب طبع هیچ یک از گروه های متقاضی قدرت نیست.این قدرت برای
رسانه خیابان، از مکان مند بودن آن ناشی می شود. ماهیت این
رسانه مرکب از فضا و جامعه حاضر در آن است. تجمیع ظرفیت های این دو، قدرت بی بدیلی به آن می دهد. بدین ترتیب
خیابان محل این رویداد، بخشی جدایی ناپذیر از روح شهر و وطن می شود که چه حاضران شرکت کننده و چه ناظران و عابران نمی توانند مفهوم شهر،
جنگ و کشور را مستقل از آن تصور کنند.
رسانه ای که یک وجه آن مکان است که خود محصول تجربه و تعامل انسان با فضاست و وجه دیگر آن ذهنیت ناظران است. پیچیدگی این
رسانه منشاء قدرت آن می شود که کنترل ناپذیر است. نظریه ای هست که دموکراسی مشارکتی را به واسطه وابستگی مشارکت به جغرافیا و مکان، برتر از دموکراسی نمایندگی می شناسد. می توان خاصیت
رسانه خیابان را هم ناشی از این بعد آن دانست؛ چه، وجود آن مشروط به مشارکت مردم است که موجب پذیرش و نفوذ
رسانه می گردد.