توسعه مکان محور؛ مقایسه دو تجربه تاریخی در سرزمین عراق عجم" >توسعه مکان محور؛ مقایسه دو تجربه تاریخی در سرزمین عراق عجم" >توسعه مکان محور؛ مقایسه دو تجربه تاریخی در سرزمین عراق عجم" >

<span lang="FA">توسعه مکان محور؛ مقایسه دو تجربه تاریخی در سرزمین عراق عجم

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_MANZAR-18-75_001

تاریخ نمایه سازی: 30 مهر 1405

چکیده مقاله:

در فاصله ارتفاعات محلی شرق زاگرس و حاشیه غربی کویر مرکزی ایران دشت محصور و گودی وجود دارد که سرزمین عراق عجم خوانده می شود. این منطقه تاریخی، در بن بستی قرار گرفته که فقط از طریق دسترسی های محلی به شریان های اصلی کشور اتصال دارد. از این رو اقتصاد و جمعیت محدود منطقه، روستاها و شهرهای کوچک را ایجاد کرده و شهر بزرگی که ناشی از مبادلات کلان اقتصادی، سیاسی یا مذهبی باشد، در این منطقه به وجود نیامده است. شرایط اقلیمی، تاریخ کهن، تثبیت اقوام ساکن و آرامش ناشی از شرایط جغرافیایی به رشد صنعت بافندگی در منطقه انجامیده است. مراتع و روستاهایی که به دلیل پراکندگی منابع آب، در فواصل طولانی از هم قرار گرفته اند، دامداری، تولید لبنیات و صنایع بافندگی را پشتیبانی می کند. ثبات و استمرار این شرایط هنر و صنعت قالیبافی منطقه را به شهرت رساند. این صنعت اساس صادرات سرزمین عراق عجم شد. تا دوره قاجار علی رغم وجود زیرساخت های مولد صنعت قالی و نیروی انسانی ماهر، بازار محصولات عراق عجم در حد بازارهای داخلی باقی مانده بود. در سال ۱۱۸۶ شمسی (۱۲۲۳ ق) فتحلی شاه قاجار، یوسف خان گرجی را مامور کرد تا با احداث یک شهر جدید، ظرفیت های موجود منطقه را در راه توسعه به کار گیرد. هدف اصلی برنامه ایجاد درآمد از امکانات بالقوه سرزمین بود. نیروی انسانی ماهر و زنجیره نهاده هایی که صنعت دامداری را پشتیبانی می کرد، سازماندهی جدید چرخه تولید انبوه قالی و صادرات آن را توجیه می کرد. برای این کار شرکت های اروپایی نیز وارد عمل شدند و تا سال ۱۳۱۹ اراک از مهمترین صادرکنندگان قالی به اروپا بود. پیش از آن لازم بود تا پایگاهی مناسب در میان منطقه ای بزرگ با سکونتگاه های خرد و پراکنده برپا شود تا مقر سیستم اداری و مدیریت برنامه توسعه باشد. شهر جدید سلطان آباد با نقشه اروپایی، سازمان فضایی، ساختار و عناصر شهر اسلامی-ایرانی، سرمایه گذاری متمرکز و مدیریت واحد به مساحت ۵۰ هکتار طی چهار سال ساخته و آماده بهره برداری شد. پس از آن شرکت های اروپایی به کار صادرات فرش وارد شده و منطقه با تقاضای خرید گسترده و رونق اقتصادی مواجه شد. اینکه سهم تولیدکنندگان از درآمد حاصل چه میزان و بهره واسطه ها چقدر بود، سوال مطالعات آتی است. در آستانه جنبش مشروطه و به دلیل ضعف حکومت قاجار در حمایت از بازرگانان محلی در مقابله با کمپانی های خارجی، بازاریان اراک را به مبارزه با سرمایه داران خارجی کشاند. فارغ از مدیریت حاکم بر برنامه، می توان گفت رویکرد قاجار به توسعه عراق عجم، نوعی توسعه درون زا و برنامه ریزی بر اساس ظرفیت های سیستم و توجه همزمان به منافع توسعه گران، محیط برنامه و جامعه محلی بود. به نحوی که رشد یکی، مانع رشد دیگران نبوده است. این شیوه را، فارغ از تبعیض قریب به یقین در تقسیم منافع، می توان نمونه بارزی از توسعه مکان محور دانست. توسعه ای که فهم سیستمی مکان، به معنای «خوانش جامعه محلی از مولفه های عینی سرزمین» را در طول منافع توسعه گر و سرزمین قرار می دهد. دو قرن پس از تاسیس سلطان آباد و در دوره‎ای که نام آن به «اراک» بدل شده بود، برنامه دوم توسعه منطقه به اجرا گذاشته شد. این دوره مقارن عصری است که راه آهن سراسری شمال - جنوب از اراک عبور کرده و منطقه دیگر در بن بست نیست. استقرار صنایع بزرگ، بی اعتنا به شرایط محیطی سرزمین، که قرارگیری در منطقه گود و محصور در میان ارتفاعات محلی است، و بدون توجه به تعارض مهارت جامعه محلی که هزاران سال در هنر و بافندگی بالیده شده بودند، و قلت نیروی کار فنی، رویکرد توسعه دوم اراک بود.نتیجه این سیاست، مهاجرت انبوه اقوام از سرزمین های دیگر به عراق عجم، رشد لجام گسیخته شهر اراک، آلودگی زیست محیطی در اثر پایایی هوای مسموم در شرایط گلخانه ای سرزمین و ایجاد رقیب اقتصادی برای اقتصاد کهن بافندگی منطقه بود. نتیجه توسعه دوم، فروپاشی دلبستگی های مکانی، گسست اجتماعی، گرانی مسکن، تخریب محیط زیست و تضعیف هویت تاریخی جامعه محلی بود. اگرچه توسعه اول در شرایط تاریخی ابتدایی تری رخ داد، اما به دلیل انطباق آن با فرایندهای حاکم بر ساخت مکان و توسعه مکان محور، سیاست بهتری از توسعه دوم به شمار می رود. توسعه ای که نتیجه گرا و متکی به افزایش درآمد اقتصادی تعریف شده بود. تجربه دو سیاست توسعه در اراک، موید اهمیت تعریف مکان توسعه در برنامه ریزی و تحقق اهداف توسعه است. اینکه برنامه توسعه به صورت بخشی برای ناکجاآباد تعریف و بعدا محل اجرای آن انتخاب شود، قطعا به تخریب دارایی های بین نسلی سرزمین می انجامد. تقویم هزینه های پنهان این شیوه توسعه، موید شکست اقتصادی برنامه ای است که از ابتدا به عنوان برنامه توسعه اقتصادی خوانده شده بود.

نویسندگان

سید امیر منصوری

دانشکده معماری، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران