وقتی که سیاست به خانه نمی رسد: تجربه زیسته رانندگان تاکسی و خانواده های آنان از ناامنی اقتصادی و شغلی
محل انتشار: فصلنامه زیست سیاست و توسعه، دوره: 2، شماره: 2
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 29
فایل این مقاله در 27 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JBPD-2-2_001
تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405
چکیده مقاله:
هدف: اشتغال تنها به معنای برخورداری از امنیت اقتصادی و اجتماعی نیست. این مسئله در مورد رانندگان تاکسی، که بخش مهمی از هزینه ها و مخاطرات فعالیت حرفه ای را به طور مستقیم تحمل می کنند، اهمیت بیشتری دارد. مسئله پژوهش حاضر این است که چگونه شکاف میان مخاطرات واقعی شغل و سازوکارهای حمایت نهادی، ناامنی را از محیط کار به زندگی خانوادگی منتقل می کند. بر این اساس، گزاره «سیاست به خانه نمی رسد» به عنوان مسئله محوری پژوهش مطرح می شود؛ بدین معنا که حمایت های رسمی در بسیاری موارد در مرز سازمان و رابطه شغلی متوقف شده و پیامدهای فقدان یا ناکافی بودن آنها در زندگی روزمره خانواده آشکار می شود. بنابراین، هدف پژوهش، شناسایی ابعاد ناامنی شغلی و اقتصادی رانندگان تاکسی و تبیین نحوه سرریز این ناامنی به زندگی خانوادگی آنان است.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است و در قالب یک طرح ترکیبی و از نوع «اکتشافی متوالی» با دو بخش مستقل کمی و کیفی انجام شد. بخش کمی برای بررسی وضعیت ناامنی شغلی رانندگان تاکسی خطی شهر تهران طراحی شد. جامعه آماری این بخش شامل ۳۱٬۴۱۳ راننده تاکسی خطی بود که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۸۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. نمونه گیری به صورت چندمرحله ای و سپس سهمیه ای انجام گرفت و داده ها با استفاده از پرسشنامه پژوهشگرساخته گردآوری و با روش های آماری تحلیل شدند. بخش کیفی، مستقل از بخش کمی و با جامعه ای متفاوت، با هدف فهم تجربه و ادراک اعضای خانواده رانندگان از پیامدهای ناامنی شغلی انجام شد. در این بخش، با ۳۰ نفر از اعضای خانواده رانندگان تاکسی مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته انجام گرفت. مشارکت کنندگان به صورت هدفمند و در دسترس انتخاب شدند و رسیدن به اشباع نظری مبنای کفایت نمونه ها قرار گرفت؛ به گونه ای که در مصاحبه های پایانی، مضمون جدیدی ظهور نکرد. داده های کیفی با روش تحلیل مضمون و کدگذاری نظام مند تحلیل شدند. در این پژوهش، داده های کمی و کیفی ادغام یا تلفیق نشدند؛ زیرا دو جامعه و دو واحد تحلیل متفاوت داشتند. یافته های دو بخش تنها در مرحله بحث به صورت مکمل و در کنار هم ارائه شدند تا تصویری گسترده تر از ناامنی شغلی رانندگان و پیامدهای خانوادگی آن به دست آید.یافته ها: یافته های کمی نشان داد که ارزیابی رانندگان از وضعیت شغلی و سازمانی به طور کلی نامطلوب است. امنیت شغلی با نمره ۲.۷۵ و خدمات رفاهی با ۲.۱۰ از ۱۰۰ پایین ترین ارزیابی را داشتند. همچنین نمره شرایط محیط کار ۱۶.۷۵، نظام درآمدی ۲۱.۷۵، نگرش به نوع شغل ۲۵، تعلق سازمانی ۳۰ و سبک مدیریت ۳۱.۵۰ بود؛ در مقابل، تعامل با همکاران با نمره ۵۷.۲۵ وضعیت به نسبت مطلوب تری داشت. میان نگرش به ماهیت شغل و ابعادی مانند تعلق سازمانی، سبک مدیریت، نظام درآمدی، شرایط محیط کار، امنیت شغلی و خدمات رفاهی نیز رابطه مستقیم و معنادار مشاهده شد.یافته های کیفی نشان داد که این وضعیت در زندگی خانوادگی به شکل تجربه انباشته ناامنی ظاهر می شود. نخستین مولفه، ضعف حمایت اجتماعی و نهادی است. فقدان بیمه تامین اجتماعی و ناتوانی در پرداخت حق بیمه، نگرانی درباره بیماری، حادثه، ازکارافتادگی و دوران سالمندی را افزایش داده است. در نتیجه، ریسک هایی که انتظار می رود بخشی از آنها توسط سازوکارهای حمایت اجتماعی مدیریت شوند، به خانواده منتقل می شوند.دومین مولفه، فشار اقتصادی و فرسایش سرمایه کاری است. درآمد ناکافی در کنار هزینه های تعمیر و نگهداری خودرو، موجب شده است خودرو، که مهم ترین سرمایه تولید درآمد راننده است، هم زمان به منبع درآمد و منشا هزینه تبدیل شود. فرسودگی خودرو، افزایش هزینه قطعات و لاستیک و نبود حمایت کافی برای نوسازی آن، درآمد واقعی خانوار را کاهش داده و امکان پس انداز را محدود کرده است. در این شرایط، حتی استمرار اشتغال نیز به منبع فشار اقتصادی تبدیل می شود؛ زیرا در صورت توقف کار، تامین هزینه های جاری مانند اجاره مسکن دشوار یا ناممکن خواهد شد.سومین مولفه، فرسودگی جسمی و روانی است. گرما و سرما، ترافیک، آلودگی صوتی، ساعات طولانی کار و تعامل مستمر با مسافران، فشار جسمی و روانی قابل توجهی ایجاد می کند. اعضای خانواده این فشار را در قالب خستگی، عصبی شدن، تحریک پذیری و کاهش حضور موثر راننده در خانه تجربه می کنند. بنابراین، پیامدهای شرایط سخت کار در محیط شغلی متوقف نمی شود، بلکه از طریق بدن و روان راننده به روابط خانوادگی سرریز می کند.چهارمین مولفه، کاهش رفاه خانوادگی است. فقدان خدمات رفاهی، تسهیلات مسکن، حمایت برای نوسازی خودرو و امکانات تفریحی موجب شده است خانواده برای سازگاری با شرایط اقتصادی، از بخشی از نیازهای رفاهی خود صرف نظر کند. حذف گردش و تفریح، کاهش خریدهای خانوادگی، نبود پس انداز و دشواری تامین هزینه های مسکن و ازدواج فرزندان، نمونه هایی از این فرایند است. به این ترتیب، آنچه در سطح سازمان به صورت «نبود خدمات رفاهی» ظاهر می شود، در سطح خانواده به صورت «کاهش کیفیت زندگی و فرصت های رفاهی» تجربه می شود. در کنار این موارد، تجربه بی احترامی و ضعف منزلت شغلی نیز در روایت اعضای خانواده برجسته بود. تعامل مستمر راننده با گروه های مختلف مردم و مواجهه با رفتارهای نامناسب، چانه زنی بر سر کرایه و بازخواست های سازمانی، فشار روانی شغل را افزایش می دهد. ازاین رو، ناامنی تنها اقتصادی نیست، بلکه ابعاد منزلتی و اجتماعی نیز دارد.یکی از مهم ترین یافته ها، سرایت ناامنی به افق بین نسلی است. برخی اعضای خانواده رانندگی تاکسی را به فرزندان و نزدیکان خود توصیه نمی کنند و آن را بیشتر راهکاری موقت برای شرایط اقتصادی دشوار می دانند. بنابراین، تجربه ناامنی امروز، تنها رفاه کنونی خانواده را تحت تاثیر قرار نمی دهد، بلکه تصور آنان از آینده و انتخاب های شغلی نسل بعد را نیز شکل می دهد. بر اساس تلفیق یافته ها، این فرایند را می توان در قالب مفهوم «زنجیره سرایت ناامنی» صورت بندی کرد که در آن شکاف نهادی و حمایتی به ناامنی شغلی، ناامنی شغلی به فشار اقتصادی و فرسایش سرمایه کاری، فشار اقتصادی و شرایط سخت کار به فرسودگی جسمی و روانی، و در نهایت این فرسودگی و فشار به سرریز ناامنی از محیط کار به خانواده و کاهش رفاه و تشدید ناامنی آینده خانواده منجر می شود. در این زنجیره، خانواده تنها دریافت کننده پیامدهای شغل نیست، بلکه به واحد جذب و مدیریت ریسک تبدیل می شود.نتیجه: یافته های پژوهش نشان می دهد مسئله رانندگان تاکسی را نمی توان با «نارضایتی شغلی» یا «درآمد پایین» توضیح داد؛ بلکه وضعیت «اشتغال بدون امنیت» را می توان مشاهده کرد. راننده شاغل است، اما اشتغال او به طور حتم امنیت اقتصادی، اجتماعی و آینده نگر برای خود و خانواده ایجاد نمی کند. این یافته با مطالعات خارجی جدید درباره ارتباط شرایط سخت کار رانندگان با خستگی، استرس، سلامت روان و تعارض کار-خانواده نیز همسو است؛ بااین حال، پژوهش حاضر با واردکردن خانواده به کانون تحلیل نشان می دهد که پیامدهای ناامنی چگونه از محیط کار به خانه منتقل و در آن بازتولید می شوند.از این منظر، گزاره «سیاست به خانه نمی رسد» بیانگر گسست میان سیاست حمایتی و تجربه واقعی زندگی خانوادگی است. هنگامی که بیمه، بازنشستگی، حمایت در برابر ازکارافتادگی، نوسازی خودرو، تسهیلات مسکن و خدمات رفاهی متناسب با مخاطرات شغلی فراهم نباشد، خانواده ناگزیر می شود هزینه ناامنی را از طریق کاهش مصرف و تفریح، فقدان پس انداز، افزایش فشار کاری و محدودشدن افق آینده پرداخت کند. بنابراین، مهم ترین دلالت سیاستی پژوهش، گذار از سیاستی راننده محور و شغل محور به سیاستی خانواده محور و ریسک محور است؛ سیاستی که امنیت راننده را نه تنها در محل کار، بلکه در پیوند با امنیت و رفاه خانواده تعریف و تضمین کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
عادل عبدالهی
دانشیار، گروه اقتصاد جمعیت و سرمایه انسانی، موسسه تحقیقات جمعیت کشور، تهران، ایران.
هادی برغمدی
استادیار، هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی، تهران، ایران.
غلامرضا اسکندریان
استادیار، هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی،تهران، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :