پادشاهی قیروان زیر سایه شهربانان پارسی واکاوی ماهیت و سازوکارهای استیلای شاهنشاهی پارس بر حوضه برقه/ سیرنائیک (لیبی باستان)
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 77
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICSSLHA03_085
تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405
چکیده مقاله:
حضور شاهنشاهی هخامنشی در شمال آفریقا و انقیاد قلمرو لیبی باستان (پوتیا)، بازتابنده ی غربی ترین مرزداری استراتژیک این امپراتوری کهن است. پس از انضمام مصر توسط کمبوجیه و سامان دهی ساختار اداری در عهد داریوش بزرگ، حوضه ی سیرنائیک و بخش های وسیعی از شمال آفریقا در منظومه ی حاکمیت پارسیان ادغام گردید. پژوهش حاضر با اتکا به روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد تطبیقی، در پی تبیین ماهیت، سازوکارها و پیامدهای تسلط هخامنشیان بر لیبی بر پایه ی شواهد اپیگرافی (سنگ نبشته های میخی شاهی و استلای کانال سوئز) و گزارش های کلاسیک، به ویژه کتاب چهارم هرودوت است. مسئله ی بنیادین مقاله، تحلیل چگونگی اعمال قدرت دولت مرکزی بر بستری چندگانه مشتمل بر دولت شهرهای یونانی تبار (قیروان و بارکا) و قبایل بومی لیبیایی است. یافته های پژوهش نشان می دهد، که حکمرانی هخامنشی در لیبی متکی بر الگوی «حاکمیت غیرمستقیم توام با بازدارندگی فعال نظامی» بود؛ امپراتوری ضمن به رسمیت شناختن نخبگان محلی، حفظ خودمختاری های مدنی و اخذ خراج مقرر، از مداخله ی مستقیم پرهیز می کرد، اما در مواجهه با گسست وفاداری، همچون رویدادهای پس از ترور آرکسیسلاوس سوم و لشکرکشی آریاندس، با بهره گیری از جابه جایی های جمعیتی هدفمند (کوچاندن برقی ها به باختر)، نظم ژئوپلیتیک خود را بازتولید می نمود. علاوه بر این، پیوند ساختاری این ناحیه با ساتراپی مصر، ضامن امنیت راه های بازرگانی فراصحرا و کرانه های مدیترانه ی جنوبی بود. بدین ترتیب، هژمونی هخامنشیان در لیبی نه یک تسلط نظامی صرف، بلکه جلوه ای کارآمد از انعطاف پذیری دیپلماتیک و توان ادغام زیست بوم های ناهمگون در یک نظم کلان شاهنشاهی به شمار می رود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهدی یاراحمدی
دانش آموخته دکتری تخصصی تاریخ اسلام از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران ، ایران