بازساخت اقتدار هخامنشی در مصر پس از کشته شدن هخامنش در پاپرمیس (۴۶۰–۴۵۴ ق.م.) مدل سازی با نظریه گراف
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 73
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICSSLHA03_084
تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش با تمرکز بر کشته شدن هخامنش، ساتراپ هخامنشی مصر، در نبرد پاپرمیس، مسئله «تاب آوری اقتدار» را توضیح می دهد: چرا حذف راس فرماندهی استانی به فروپاشی فوری حاکمیت هخامنشی در مصر نیانجامید و چگونه حکومت تا زمان ورود نیروی بازپس گیر و پایان شورش ایناروس توانست دوام آورد. هدف، بازسازی سازوکارهای تداوم قدرت با تلفیق تاریخ نگاری تحلیلی و چارچوب نظریه گراف است. روش تحقیق تاریخی–تحلیلی است و در آن، ساختار حکمرانی به صورت یک گراف جهت دار مدل می شود که در آن گره ها شامل مراکز اداری - نظامی (ممفیس و دژها)، نهادهای مالیاتی و بایگانی، نخبگان محلی (کاهنان و اشراف)، شبکه های تدارکاتی نیل و پیوندهای برون استانی (شام/فینیقیه و دربار) است و یال ها جریان فرمان، مالیات، اطلاعات و لجستیک را نمایش می دهند. فرض اصلی آن است که مرگ ساتراپ معادل حذف یک گره با درجه و مرکزیت بالا (high centrality) است، اما اگر گراف دارای مسیرهای جایگزین، خوشه بندی نهادی (institutional clustering) و گره های واسط پایدار باشد، شبکه به جای فروپاشی، وارد فاز «بازپیکربندی» می شود. دستاورد پژوهش حاضر بیانگر آن است که تداوم سلطه هخامنشیان در مصر از سه مولفه بنیادین سرچشمه می گرفت: نخست، شکل گیری خوشه ها و خرده شبکه های پایدار حول کانون های اداری–نظامی (به ویژه دژها)؛ دوم، پایداری کانال های انتقال خراج و داده ها بدون وابستگی کارکردی به حضور فیزیکی ساتراپ؛ و سوم، بهره گیری از عمق استراتژیک شاهنشاهی در بازتولید ساختار از طریق تزریق راس ها و پیوندهای نوین (گسیل فرماندهی و سپاهیان تازه). در سوی دیگر، ساختار ناهمگن شورشیان به سبب اتکای نامتقارن به معدود یال های شکننده پشتیبانی خارجی، تاب آوری لازم در برابر تشدید محاصره و انسداد مجاری نیل را نداشت و سریعا دچار گسست پیوستگی شد. بدین ترتیب، می توان استنتاج کرد که بقای حاکمیت در مصر باستان بیش از وابستگی به کاریزمای فردی، مرهون توپولوژی ماتریسی نظام حکمرانی و قابلیت ذاتی آن در ترمیم خودکار شریان های حیاتی پس از اصابت شوک بوده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهدی یاراحمدی
(نویسنده مسئول)دانش آموخته دکتری تخصصی تاریخ اسلام از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران ، ایران
امیر مدهوش مزرعی
دانش آموخته کارشناسی ارشد تاریخ تشیع از دانشگاه پیام نور واحد اهواز، اهواز، ایران