ترور در برقه، انتقام در ممفیس آرکسیسلائوس سوم و زمینه های لشکرکشی شهربان آریاندس به لیبی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 64

فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICSSLHA03_080

تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405

چکیده مقاله:

این مقاله به واکاوی علل، سازوکارها و پیامدهای ترور آرکسیسلائوس سوم، پادشاه سیرنه، در برقه و پیوند آن با تصمیم شهربان هخامنشی مصر، آریاندس، برای مداخله ی گسترده ی نظامی در حوضه سیرنائیک می پردازد. بررسی جایگاه پادشاهی های پیرامونی و دست نشانده در مرزهای باختری شاهنشاهی هخامنشی، زوایای ناگفته ای از الگوهای انقیاد فدراتیو، ماهیت استیلای منطقه ای و نحوه ی واکنش نظامی ساتراپی ها در قبال بحران های امنیتی نخبگان وفادار به دربار را آشکار می سازد؛ پدیده ای که در مطالعات هخامنشی شناسی کمتر از منظر ساختار درونی دولت شهرهای یونانی غرب بررسی شده است. این مطالعه با اتکا به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقاد منابع تاریخی، روایت هرودوت (کتاب چهارم) را در پرتو داده های اپیگرافیک هخامنشی (فهرست های پوتایا/لیبی در بیستون و نقش رستم) و شواهد باستان شناختی منطقه مورد نقد و بازخوانی قرار می دهد. یافته ها نشان می دهد که ترور آرکسیسلائوس صرفا یک منازعه ی محلی میان اشرافیت سیرنه و برقه نبود، بلکه بازتابی از مقاومت ضد«مادی گرایی» در برابر بازگشت استبداد باتیادها با اتکا به سروری پارس به شمار می رفت. فرار فره تیمه به ممفیس و دادخواهی او، بهانه ی حقوقی-سیاسی مشروعی در چارچوب حقوق شاهنشاهی پارس فراهم آورد تا آریاندس نه در قالب یک کین خواهی شخصی، بلکه به منزله ی تثبیت نفوذ راهبردی شاهنشاهی، مهار مرزهای غربی و نمایش کارکرد بازدارندگی نظامی هخامنشیان، دست به لشکرکشی مشترک بری و بحری بزند. در نهایت، این بحران سیرنائیک را از یک خراج گزار اسمی به منطقه ای کاملا مهارشده ذیل اقتدار ساتراپی مصر تبدیل کرد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

مهدی یاراحمدی

دانش آموخته دکتری تخصصی تاریخ اسلام از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران ، ایران