از نپته تا پارسه: پراکنش کوشی ها در بافت اجتماعی و درباری هخامنشیان به استناد الواح و کتیبه های هخامنشی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 85
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICSSLHA03_073
تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405
چکیده مقاله:
شناسایی دژ هخامنشی دورگینارتی در آبشار دوم نیل، درک باستان شناختی از حدود نهایی ساتراپی های جنوبی شاهنشاهی هخامنشی را دگرگون ساخته و نقطه اتصال نوینی میان نوبیای کوشی و قلمرو مرکزی پارس ترسیم کرده است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی حضور، نقش و پراکنش کوشی ها در بافت اجتماعی و درباری هخامنشیان به استناد کتیبه های شاهی و الواح دیوانی تدوین شده است. اهمیت این جستار در تبیین جایگاه اقوام آفریقایی درون شبکه پیچیده پراکنش سیاسی، اجتماعی و اقتصادی قلمرو هخامنشی نهفته است؛ مسئله ای که نحوه همگرایی مناطق پیرامونی با پایتخت های شاهنشاهی را آشکار می سازد. در این پژوهش با اتکا به روش توصیفی-تحلیلی و خوانش انتقادی اسناد، شواهد مربوط به کوش در سنگ نبشته های میخی شاهی، آرشیوهای دیوانی بارو و خزانه داری تخت جمشید و داده های باستان شناختی نویافته دورگینارتی مورد بازخوانی قرار گرفته است. یافته های مبتنی بر الواح عیلامی نشان می دهد که اتباع کوشی نه به عنوان یک توده حاشیه ای، بلکه به مثابه نیروی کار ماهر، صنعتگران سازنده کاخ ها، مستخدمان نهادهای اداری و گروه های برخوردار از جیره های منظم دولتی در قلب فارس و شوش حضور داشته و بخشی فعال از نظام اداری هخامنشی را شکل داده اند. هم نشینی این مدارک متنی با داده های میدانی دژ دورگینارتی اثبات می کند که حضور کوشی ها حاصل یک شبکه پیوسته از مدیریت مرزی، جابه جایی هدفمند نیروی انسانی و تعاملات درباری بوده است؛ جریانی که دامنه آن از کانون های سیاسی نپته تا تخت گاه پارسه امتداد می یافت. در نهایت، این هم پیوندی اسنادی و باستان شناختی نشان می دهد که نظام جهان وطنی هخامنشی با جذب و بازتوزیع جوامع دوردست آفریقایی، آنان را درون ساختار اقتصادی و درباری خویش ادغام کرده و تصویری چندقومیتی و پویا از بافت جمعیتی ایران باستان رقم زده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهدی یاراحمدی
دانش آموخته دکتری تخصصی تاریخ اسلام از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران ، ایران