روایت شناسی ضداستعماری اسطوره و تاریخ در شعر ملک الشعرای بهار: بازخوانی هویت ملی در عصر استبداد

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 104

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SREDCONF02_252

تاریخ نمایه سازی: 26 مهر 1405

چکیده مقاله:

ملک الشعرای بهار (۱۲۶۵-۱۳۳۰ش)، شاعر برجسته عصر مشروطه و پهلوی، در دوره ای زیسته که ایران با بحران هویت و خودباختگی تاریخی دست وپنجه نرم می کرد. این مقاله با رویکردی میان رشته ای (تلفیق نقد ادبی، تاریخ گرایی نوین و نظریه پسااستعماری) و به روش تحلیل محتوای کیفی، به بررسی کارکردهای چهارگانه اسطوره در شعر بهار پرداخته است: ۱. کارکرد انتقادی (عبرت آموزی و هشدار به استبداد از طریق اسطوره های کاوه و ضحاک)؛ ۲. کارکرد انگیزشی (ترغیب به پایداری و حماسه با بهره گیری از رستم و گودرز)؛ ۳. کارکرد هویت بخشی (احیای غرور ملی با برجسته سازی پادشاهانی چون کوروش و انوشیروان)؛ ۴. کارکرد آشنایی زدایی (نقد مدرنیته غرب زده در قصیده رستم نامه). یافته ها نشان می دهد که بهار با استفاده از تقابل های دوگانه (گذشته/حال، عدالت/استبداد، قدرت/ضعف)، اسطوره را به سلاحی کارآمد برای نقد قدرت و بیداری اجتماعی تبدیل کرده است. نوآوری پژوهش در آن است که برای نخست بار، اسطوره های بهار را نه به مثابه فرار از واقعیت، بلکه به عنوان پروژه ای برای آینده سازی و نیل به قانون خواهی تحلیل می کند.

نویسندگان

سمیرا رادمرد ایرانق

کارشناس ارشد رشته ادبیات فارسی – ادبیات پایداری، دانشگاه تبریز، ایران