نقش خانواده در فرآیند فرزندپروری و تحول شخصیت نوجوان(براساس تحلیل دو رمان «من نوکر بابا نیستم» و «هستی»)
محل انتشار: پژوهشنامه ادبیات معاصر ایران، دوره: 4، شماره: 1
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 15
فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PMLJ-4-1_012
تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405
چکیده مقاله:
یکی از بسترهای مناسب برای انعکاس نقش و فعالیت خانواده در رشد و تکامل شخصیت نوجوان، ژانر ادبی رمان و داستان است. هدف این پژوهش، بررسی نقش خانواده در فرایند فرزند پروری و تحول شخصیت نوجوان است. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات به صورت بررسی اسناد کتابخانه ای است. نوجوانان و حتی والدین از طریق خوانش رمان و داستان و الگو پذیری از شخصیت ها، می توانند در رفتاروگفتار خویش تجدید نظر کنند و در مراحل مختلف و دشوار زندگی، تصمیم درست و تاثیرگذاری بگیرند. نتایج پژوهش نشان داد که روابط اعضای خانواده در رمان های مورد بررسی، از محبت و عاطفه تهی است و اساسا روابط دوستانه ای میان آنان حاکم نیست. والدین هستی و داوود از دانش و معلومات پایینی برخوردار هستند. سخت گیری ها و رفتارهای نادرست والدین نسبت به فرزندان گویای این مساله است. در رمان من نوکر بابا نیستم، پدر خانواده، رفتار خشونت آمیز و نامناسبی با فرزندان دارد. والدین هیچ گونه شناختی از نیازها و حالات روحی و روانی فرزندان ندارند و براساس تجربه های گذشتگان خود عمل می کنند. خانواده در رمان من نوکربابا نیستم به شکل یک خانواده از هم گسیخته نمایان شده است و با بروز کوچک ترین مسئله ای جو حاکم در خانواده به طور کامل عوض می شود و از منظر فرزندپروری، خانواده ای مستبد است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سجاد نجفی بهزادی
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد. ایران