مقایسه مبانی فلسفی تربیت در عهد قدیم و جدید از دیدگاه معرفت شناسی و هستی شناسی
محل انتشار: فصلنامه معرفت و بصیرت اسلامی، دوره: 4، شماره: 2
سال انتشار: 784
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: انگلیسی
مشاهده: 61
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_IKI-4-2_003
تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش به مقایسه تطبیقی مبانی فلسفی تربیت در عهد قدیم و عهد جدید از منظر معرفت شناسی و هستی شناسی می پردازد و نشان می دهد چگونه دو متن بنیادین سنت یهودی و مسیحی چارچوب های متفاوت اما مرتبطی برای پرورش انسان ارائه می کنند. در بخش معرفت شناسی، هر دو عهد بر وحی الهی، عقل و تجربه زیسته به عنوان منابع اصلی شناخت تاکید دارند؛ با این تفاوت که عهد قدیم معرفت را در بستر شریعت و پایبندی به قوانین الهی تعریف می کند، در حالی که عهد جدید با معرفی عیسی مسیح به عنوان کلام زنده، معرفت را به تجربه ایمانی و تحول درونی پیوند می زند. از منظر هستی شناسی، عهد قدیم بر خداوند خالق مقتدر و عدالت محور و انسان دارای فطرت نیکو و مسئولیت اخلاقی تاکید دارد، در حالی که عهد جدید خداوند را خالق و نجات دهنده معرفی کرده و بر نیاز انسان به فیض الهی، آزادی معنوی و تغییر درونی متمرکز می شود. این تفاوت ها موجب دگرگونی اهداف تربیتی از قانون محوری و هویت دینی در عهد قدیم به محبت محوری، خدمت اجتماعی و رسالت جهانی در عهد جدید شده است. مطالعه حاضر ضمن آشکار ساختن پیوستگی ها و گسست های این دو نظام فکری، افقی تازه برای بازاندیشی در فلسفه تعلیم و تربیت معاصر ارائه می کند و می تواند در طراحی نظام های آموزشی مبتنی بر اخلاق، معنویت، آزادی و مسئولیت اجتماعی الهام بخش باشد.این پژوهش به مقایسه تطبیقی مبانی فلسفی تربیت در عهد قدیم و عهد جدید از منظر معرفت شناسی و هستی شناسی می پردازد و نشان می دهد چگونه دو متن بنیادین سنت یهودی و مسیحی چارچوب های متفاوت اما مرتبطی برای پرورش انسان ارائه می کنند. در بخش معرفت شناسی، هر دو عهد بر وحی الهی، عقل و تجربه زیسته به عنوان منابع اصلی شناخت تاکید دارند؛ با این تفاوت که عهد قدیم معرفت را در بستر شریعت و پایبندی به قوانین الهی تعریف می کند، در حالی که عهد جدید با معرفی عیسی مسیح به عنوان کلام زنده، معرفت را به تجربه ایمانی و تحول درونی پیوند می زند. از منظر هستی شناسی، عهد قدیم بر خداوند خالق مقتدر و عدالت محور و انسان دارای فطرت نیکو و مسئولیت اخلاقی تاکید دارد، در حالی که عهد جدید خداوند را خالق و نجات دهنده معرفی کرده و بر نیاز انسان به فیض الهی، آزادی معنوی و تغییر درونی متمرکز می شود. این تفاوت ها موجب دگرگونی اهداف تربیتی از قانون محوری و هویت دینی در عهد قدیم به محبت محوری، خدمت اجتماعی و رسالت جهانی در عهد جدید شده است. مطالعه حاضر ضمن آشکار ساختن پیوستگی ها و گسست های این دو نظام فکری، افقی تازه برای بازاندیشی در فلسفه تعلیم و تربیت معاصر ارائه می کند و می تواند در طراحی نظام های آموزشی مبتنی بر اخلاق، معنویت، آزادی و مسئولیت اجتماعی الهام بخش باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علیرضا عباسیان
گروه فلسفه تعلیم و تربیت، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران
محمد حاجی زاد
گروه علوم تربیتی، واحد نکا، دانشگاه آزاد اسلامی، نکا، ایران
سید احمد میریان
گروه علوم قرآن و حدیث، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران
علیرضا عباسیان
گروه فلسفه تعلیم و تربیت، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران
محمد حاجی زاد *
گروه علوم تربیتی، واحد نکا، دانشگاه آزاد اسلامی، نکا، ایران
سید احمد میریان
گروه علوم قرآن و حدیث، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :