نارسایی های ساختاری نظام مدیریت، ناهماهنگی میان زیرسیستم های اجتماعی - اقتصادی و اکولوژیکی- اجتماعی نواحی روستایی پیرامون کلانشهرها را تشدید کرده است. در این راستا، پژوهش حاضر باهدف شناسایی الزامات دستیابی به الگوی
مدیریت یکپارچه شهری روستایی در پیرامون
کلانشهر تهران انجام شده است. پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و ازنظر ماهیت، توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری، ۶۰ سکونتگاه روستایی واقع در حریم
کلانشهر تهران از توابع ناحیه ری می باشد. جامعه هدف شامل خبرگان دانشگاهی، مدیران دستگاه های اجرایی، مدیران و خبرگان محلی بوده اند که به صورت هدفمند، با استفاده از روش گلوله برفی انتخاب شده اند. به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات از تحلیل عاملی و تحلیل مسیر در محیط نرمافزار SPSS استفاده شده است. نتایج نشان داد، هشت عامل یکپارچگی سیاستی سرزمینی، یکپارچگی ساختاری مدیریتی، یکپارچگی بخشی سازمانی، یکپارچگی عملکردی اجرایی، یکپارچگی مالی اعتباری، یکپارچگی قانونی، یکپارچگی عمودی و شهروندمداری به عنوان الزامات تحقق پذیری الگوی
مدیریت یکپارچه شهری روستایی شناسایی شده اند که درمجموع ۹۸ درصد واریانس را تبیین می کنند. درنهایت براساس نتایج تحلیل مسیر، یکپارچگی سرزمینی سیاستی، یکپارچگی سازمانی بخشی، یکپارچگی ساختاری مدیریتی و یکپارچگی عملکردی اجرایی با اثرگذاری مستقیم بر شکل گیری
مدیریت یکپارچه شهری روستایی با «ضریب بتای منفی» بر این نکته تاکیددارند که تحقق یکپارچه سازی، تضمین کننده نتایج مثبت نیست؛ بلکه یکپارچگی مدیریت شهری روستایی به شدت وابسته به کیفیت اجرای الزامات بنیادین آن است.