Evaluation of Energy Consumption and Greenhouse Gas Emissions in Transplanted and Direct-Seeded Rice Production Systems in Gorgan
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 52
فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_ARPE-10-18_003
تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405
چکیده مقاله:
مقدمه: در استان گلستان به دلیل کاهش بارندگی و به دنبال آن کاهش سطح آبهای زیرزمینی، کشت محصولاتی مانند برنج با مشکلاتی مواجه شده است. استفاده از تکنیکهای کشت با مصرف کمتر آب و نهادههای کشاورزی میتواند راهحل مناسبی برای این مشکل باشد. به همین منظور، مقایسهای بین سیستمهای سنتی با سیستمهای خشکهکاری صورت گرفت.
مواد و روش ها: جهت بررسی مصرف سوخت، انرژی و انتشار گازهای گلخانهای در محصول برنج نشایی و خشکهکاری در شهرستان گرگان به تعداد ۳۰ مزرعه از طریق نمونهبرداری سیستماتیک-تصادفی در سالهای ۱۳۹۸ در نظر گرفته شد. داده های مورد نیاز توسط مصاحبه به صورت چهره به چهره با تولیدکنندگان این محصول و انجام یادداشتبرداری از کلیه عملیات زراعی گردآوری گردید. انرژیهای مصرف سوخت، نیروی انسانی، کاربرد ادوات و ماشینآلات، سموم، کودهای شیمیایی و بذر بر اساس ضرایب مربوطه محاسبه شدند. میزان انرژی خروجی نیز با توجه به عملکرد شلتوک برنج محاسبه شد. . همچنین شاخص های انرژی از جمله شاخص کارایی مصرف انرژی، بهرهوری انرژی، انرژی ویژه و عملکرد انرژی خالص نیز محاسبه گردید. در این تحقیق برای محاسبه GWP، انتشار سه گاز گلخانهای دیاکسیدکربن، اکسید نیتروس و متان ناشی از مصرف انرژی برای تولید نهادههای کشاورزی و انجام عملیات مختلف زراعی مد نظر قرار گرفت. در نهایت کلیه محاسبات با استفاده از صفحهگستر اکسل انجام شد.
نتایج: نتایج نشان داد مجموع انرژی مصرفی در مزارع سنتی با چاههای برقی نسبت به مزارع سنتی با چاههای گازوییلی، ۱۵ درصد کمتر است. از طرفی در مزارع خشکهکاری، استفاده از سیستم آبیاری بارانی یا تیپ اختلاف چندانی را نشان نداد. مصرف انرژی مستقیم در مزارع سنتی گازوییلی بیشترین میزان را داشت که نسبت به مزارع سنتی برقی، مزارع خشکهکاری با سیستم بارانی و مزارع خشکه کاری با سیستم تیپ به ترتیب، ۳۴، ۷۱ و ۷۴ درصد بیشتر بود. کارایی مصرف انرژی در مزارع سنتی گازوییلی، برقی، خشکهکاری با سیستم بارانی و سیستم تیپ، به ترتیب ۱۰/۵، ۳۵/۶، ۱۵/۱۳ و ۲۲/۱۳ بود. بهرهوری انرژی در سیستم سنتی گازوییلی کمترین و در هر دو سیستم خشکهکاری بیشترین بود، به طوری که به ازای هر مگاژول انرژی مصرف شده در سیستم سنتی گازوییلی، برقی و خشکهکاری به ترتیب ۱۶۰، ۲۰۰ و ۳۹۰ گرم محصول تولید شد که در واقع بیانگر بهرهوری انرژی بالاتر در مزارع خشکهکاری بود. همچنین به ازای هر کیلوگرم محصول تولیدی در سیستم سنتی گازوییلی، برقی، خشکهکاری با سیستم بارانی و تیپ به ترتیب ۹۵۰، ۸۰۰، ۴۳۰ و ۴۳۰ گرم معادل دی اکسیدکربن منتشر شد که در واقع سیستمهای سنتی نسبت به سیستمهای خشکهکاری تقریبا ۲ برابر انتشار دی اکسیدکربن بیشتری داشتند.
نتیجه گیری کلی: با بررسی انتشار گازهای گلخانهای ناشی از مصرف نهادهها چنین نتیجه شد که در سیستم سنتی گازوییلی، مصرف سوخت فسیلی، در سیستم سنتی برقی، خشکهکاری با آبیاری بارانی و خشکهکاری با تیپ، مصرف الکتریسیته بیشترین انتشار گازهای گلخانهای را در پی داشته است. بیشترین میزان انرژی مصرفی برای تولید برنج مربوط به آب آبیاری و مصرف کودهای شیمیایی میباشد. الگو و مدیریت صحیح رژیم آبیاری در اراضی شالیزاری در کاهش مصرف آب و انرژی تاثیر زیادی دارد و از منظر انرژی مصرفی نیز در مناطق برنجکاری شمال کشور مفید خواهد بود. همچنین با مصرف کودهای آلی، میتوان انرژی مصرفی مربوط به کودهای شیمیایی را کاهش داد که میتواند برای پایداری بومنظام منطقه و نظام کاشت برنج مطلوب باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان