تحلیل روان-جامعه شناختی تاب آوری فرهنگی در نمایشنامه ماساه جمیله اثر عبدالرحمن الشرقاوی در بستر وطن پرستی" >تحلیل روان-جامعه شناختی تاب آوری فرهنگی در نمایشنامه ماساه جمیله اثر عبدالرحمن الشرقاوی در بستر وطن پرستی" >تحلیل روان-جامعه شناختی تاب آوری فرهنگی در نمایشنامه ماساه جمیله اثر عبدالرحمن الشرقاوی در بستر وطن پرستی" >

<span lang="AR-SA">تحلیل روان-جامعه شناختی تاب آوری فرهنگی در نمایشنامه ماساه جمیله اثر عبدالرحمن الشرقاوی در بستر وطن پرستی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 62

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_SCJ-17-1_003

تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405

چکیده مقاله:

بیان مسئله و هدف: جوامع انسانی در طول تاریخ همواره با بحران هایی چون استعمار، جنگ و سلطه سیاسی–فرهنگی مواجه بوده اند که هویت فرهنگی، انسجام اجتماعی و تداوم تاریخی ملت ها را تهدید می کنند. در چنین شرایطی، تاب آوری فرهنگی به عنوان توانایی جامعه در حفظ و تداوم ارزش ها، باورها و هویت فرهنگی خود اهمیت می یابد. این تاب آوری بر پایه حافظه جمعی، پیوندهای اجتماعی و الگوهای فرهنگی شکل می گیرد و امکان ایستادگی در برابر تهدیدهای درونی و بیرونی را فراهم می سازد. یکی از جلوه های مهم آن وطن پرستی است که، فراتر از احساسی فردی، به نیرویی جمعی برای پاسداری از هویت و کرامت ملی تبدیل می شود. ادبیات، به ویژه ادبیات مقاومت، بستری مناسب برای بازنمایی این پیوند فراهم می آورد؛ زیرا، با بهره گیری از زبان و روایت، حافظه تاریخی را فعال و ارزش های هویتی را به نسل های بعد منتقل می کند. در این میان، نمایشنامه شعری ماساه جمیله اثر عبدالرحمن الشرقاوی از آثار برجسته ادبیات مقاومت در جهان عرب است که مبارزات مردم الجزایر علیه استعمار فرانسه را با محوریت شخصیت «جمیله بوحیرد» روایت می کند. جمیله در این اثر نه تنها شخصیتی تاریخی، که نماد تعهد و وطن پرستی است. از منظر روان شناختی، شرایط استعمار سبب شکل گیری احساساتی چون ترس، خشم و احساس تحقیر در شخصیت ها می شود، که تحت تاثیر تجربه های زیسته و روابط عاطفی آنان شدت می یابد. شخصیت ها در بستر فشارهای سیاسی با تعارضی میان ترس از سرکوب و میل به آزادی روبه رویند، اما تعلق عاطفی به وطن و حافظه جمعی رنج این فشار روانی را به نیرویی برای پایداری تبدیل می کند. از منظر جامعه شناختی نیز، وطن پرستی در نمایشنامه صرفا احساسی فردی نیست، بلکه عاملی برای تقویت هویت جمعی و انسجام نیروهای مبارز به شمار می آید؛ به گونه ای که رنج فردی در بستر اهداف جمعی معنا می یابد و مقاومت از کنشی فردی به پدیده ای اجتماعی و فرهنگی تبدیل می شود. با وجود اهمیت ادبی و تاریخی این اثر، مولفه های تاب آوری فرهنگی در بستر وطن پرستی آن کمتر بررسی شده است؛ ازاین رو، هدف از پژوهش پیش رو آن است که نشان دهد چگونه این مولفه ها در نمایشنامه ماساه جمیله از منظر روان-جامعه شناختی بازنمایی می شوند و وطن پرستی چگونه به پایداری روانی و تقویت انسجام اجتماعی در شرایط استعمار یاری می رساند.روش شناسی: پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و با تکیه بر مطالعات میان رشته ای ادبیات، فرهنگ و روان شناسی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش بر مفهوم تاب آوری فرهنگی، مولفه های آن و مفهوم وطن پرستی استوار است. داده های پژوهش شامل متن کامل نمایشنامه ماساه جمیله، گفت وگوها، صحنه ها، شخصیت پردازی و نمادهای فرهنگی اثر است که با روش تحلیل کیفی و مضمونی بررسی شده اند. تمرکز تحلیل بر شناسایی و تبیین مولفه هایی چون تعلق فرهنگی، اعتماد به آموزه های فرهنگی، تعهد به آرمان های جمعی، غرور ملی و جمع گرایی است؛ به گونه ای که واکنش ها و تجربه های روانی شخصیت ها نیز در پیوند با سازوکارهای شکل گیری هویت و همبستگی جمعی در بستر مقاومت اجتماعی تفسیر می شوند. برای افزایش اعتبار تحلیل، یافته ها با پیشینه پژوهش در حوزه ادبیات مقاومت و مطالعات تاب آوری فرهنگی تطبیق داده شده اند.بحث و تحلیل: بنا بر یافته های پژوهش، نمایشنامه ماساه جمیله تصویری منسجم و چندلایه از تاب آوری فرهنگی ارائه می دهد که در آن وطن پرستی محور پیونددهنده مولفه های مختلف است. تعلق فرهنگی و ریشه داری در این اثر از طریق پیوند عمیق شخصیت ها با خاک و تاریخ الجزایر بازنمایی می شود. جمیله بوحیرد هویت فردی خود را در هویت ملی حل می کند و مرگ را بخشی از تداوم فرهنگی و تاریخی می داند. از منظر روان شناختی، هم ذات پنداری شخصیت ها با هویت ملی و تعلق عاطفی به وطن سبب می شود فشارهای ناشی از سرکوب و شکنجه در قالب معنایی والاتر بازتفسیر شود. در چنین شرایطی، ترس و ناامنی، که ممکن است به فروپاشی روانی بینجامد، در پرتو آرمان آزادی به نیرویی برای پایداری تبدیل می شود. اتکای شخصیت ها به ارزش های فرهنگی رنج را از تجربه ای صرفا دردناک به امری معنادار در مسیر دفاع از کرامت انسانی بدل می سازد و استقامت روانی آنان را در برابر فشارهای بیرونی افزایش می دهد. از منظر جامعه شناختی، اتکا به ارزش های مشترک فرهنگی به شکل گیری هویت جمعی درونی شده می انجامد؛ هویتی که احساسات فردی را در چارچوبی مشترک سامان می دهد و از دل رنج و خشم فردی «ما»یی منسجم می سازد. در این بستر، تعهد به آرمان های جمعی، با ایجاد انسجام هنجاری و عاطفی، کنش های فردی را به حرکتی هدفمند تبدیل و از پراکندگی جلوگیری می کند. غرور ملی نیز، به عنوان هیجانی جمعی، با معنابخشی به رنج و فداکاری، امید مشترک و پایداری اجتماعی را تقویت می کند. مولفه هایی چون خوش بینی واقع بینانه، اعتماد متقابل و اتکا به نهادهای مقاومت لایه های تکمیلی تاب آوری فرهنگی را شکل می دهند. همچنین، نمادهایی مانند شاخه زیتون، پرچم الجزایر و طلوع سپیده از خون شهیدان به ابزار انتقال معنا و تقویت حافظه فرهنگی تبدیل شده اند. تقابل استعمارگران بی ریشه با مردم بومی ریشه دار نشان می دهد که قدرت واقعی در ابزار سرکوب نیست، بلکه در سرمایه فرهنگی نهفته است. حضور نسل جوان نیز بیانگر تداوم تاب آوری فرهنگی و بازتولید سرمایه اجتماعی در بستر وطن پرستی است.دستاوردها: نتایج پژوهش نشان می دهد که در نمایشنامه ماساه جمیله وطن پرستی تجلی گاه اصلی تاب آوری فرهنگی است و مولفه های آن را در قالب کنش های فردی و جمعی سازمان می دهد. از منظر روان -جامعه شناختی، تعلق به وطن در این اثر موجب تقویت استقامت روانی افراد و شکل گیری هویت جمعی مقاوم در برابر فشارهای استعمار می شود. این اثر نشان می دهد که فرهنگ نه تنها ابزار مقاومت در برابر استعمار، که سازوکاری برای حفظ هویت و انسجام اجتماعی است. الشرقاوی، با روایت دادگاه، زندان و نمادهای مقاومت، نشان می دهد که وطن پرستی نقشی اساسی در پایداری تاب آوری فرهنگی دارد و ادبیات مقاومت می تواند همچون رسانه ای موثر برای انتقال ارزش های تاب آور به نسل های آینده عمل کند.

نویسندگان

مریم آل نجف

گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران.

حجت اله فسنقری

گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران.