پژوهش حاضر به برررسی مبانی قرآنی، روایی و فقهی یکی از مهم ترین حقوق انسانی در اندیشه اسلام، یعنی
حق بازگشت افراد آواره به وطن ، می پردازد. این حق در قرآن، سنت و فقه اسلامی، حقی اصیل، غیرقابل زوال و مستند به اراده الهی دانسته شده است که با اصول حرمت ظلم، حرمت اخراج از دیار و وجوب حمایت از مظلومان پیوندی مستقیم دارد که با روش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر منابع معتبر قرآنی، حدیثی و فقهی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که قرآن کریم در آیات متعددی، اخراج افراد از خانه و وطن را منهی (ممتحنه: ۹؛ بقره: ۸۵)، مصداقی از گناه، عدوان (بقره: ۸۵)، فتنه و بزرگ تر از قتل (بقره: ۲۱۷) دانسته و در مقابل، بازگرداندن آنان به سرزمینشان را تکلیفی شرعی معرفی می کند. همچنین از دیدگاه سنت، سیره نبوی و روایات اهل بیت (ع) بر لزوم حفظ حق سکونت، بازگشت به دیار و حمایت از آوارگان تاکید شده است؛ چنان که پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم علیهم السلام، بازگشت مسلمانان به وطن و بازگرداندن اموال و سرزمین های غصب شده را از مصادیق عدالت و رفع ظلم دانسته اند. در
فقه اسلامی نیز قواعد و هنجارهایی همانند «زوال علت»، «عدم سقوط حق الغائب» و «ضمان قهری در غصب» مبنایی اصولی برای استمرار حق مالکیت آوارگان و ضرورت بازگرداندن آنان به سرزمین خود را فراهم می سازد. نتیجه آن که در منظومه حقوقی اسلام،
حق بازگشت آوارگان، نه یک استنباط سیاسی و مصلحت زودگذر، بلکه واجبی شرعی و اجتماعی است.