بررسی تطابق الگوی جمعی(CM) بر اساس عوامل توزیع« تفاوت تحصیلی» و «سهم درآمدی» با رفتار کار بازاری متاهلین ایرانی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 18

فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JQE-23-2_009

تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405

چکیده مقاله:

چکیده گسترده معرفی: شرایط بازار کار ایران نشان می­دهد که تاکید بر نرخ اشتغال و بیکاری بدون پرداختن به زوایای دیگر بازار کار، در رفع معضل بیکاری و سیاست گذاری مناسب، کارساز نیست. از این منظر تمرکز بر رفتار شناسی خرد طرف عرضه کار با تمرکز بر گروه های هدف، به عنوان مقدمه ای جهت تبیین و اتخاذ سیاست های مناسب بازار کار درخور اهمیت است. جریان مطالعاتی اخیر جهانی با اهدافی نظیر بهبود سیاستگذاری بازار کار متاهلین شاغل و جلوگیری از نتایج نامطلوب الگوهای غیر مرتبط در زمینهعرضه کار بازاری زوجین رو به گسترش است. بامعرفی الگوی واحد(Unitary Model) توسط گری بکر و گسترش دامنه رویکردهای مختلف در تبیین رفتار کار بازاری خانوار، الگوی جمعی(CM)، به عنوان یکی از کاندیدهای مهم در این زمینه توسط چیاپوری(۱۹۸۸) ) معرفی شد. الگوی جمعی (Collective Model)  عرضه ساعات کار خانوار، سی و ششمین سال تولد خود را سپری می نماید و از موضوعات درخور توجه محققان در حوزه بازار کار خانوار و در ساحت اقتصاد خردبه شمار رفته و منشا مطالعات پرشماری در سه دهه گذشته است( Donni & Molina,۲۰۱۸). مساله اصلی در این گروه از مطالعات پاسخ به این سوال کلیدی است که آیا در سیاست های پرداختی(یارانه) و یا دریافتی(مالیات) از خانوار، دانستن اینکه کدام یک از زوجین دریافت کننده و یا پرداخت کننده است، می­تواند بر رفاه سایر اعضاء و همچنین تصمیمات اوقات فراغتی آنها اثر گذار باشد؟ Chiappori & Mazzocco,۲۰۱۷) ). در الگوی جمعی(CM)  با توجه به اثرگذاری برخی متغیرها به عنوان عوامل توزیع درآمد درون خانواری موثر بر ساعات کار بازاری زن و شوهر و با بررسی اثر این عوامل بر توابع عرضه ساعات کار زوجین، نتیجه می شود که هریک از زوجین لزوما رفتار ساعات کار بازاری یکسانی را در مقابل افزایش و یا کاهش مجموع درآمد غیر کاری خانوار نداشته و اینکه این افزایش درآمد غیرکاری مربوط به کدام زوج است، بر عرضه ساعات کار متاهلین، اثرات متفاوتی دارد. در این راستا اهتمام به گروه های هدف طرف عرضه بازار کار و بکارگیری الگویی مناسب جهت تبیین رفتار کار بازاری شاغلین متاهل، ضروری است. در این تحقیق دو متغیر تفاوت تحصیلات زن و شوهر و سهم درآمد هر یک از کل درآمد خانوار مبنای آزمون الگوی جمعی (CM)، در برآورد توابع عرضه کار زنان و مردان متاهل و شاغل ایرانی قرار گرفته اند. نتایج نشانگر عدم قطعیت الگوی جمعی (CM) در رفتارشناسی خانوار ایرانی است.   متدولوژی: به منظور رفتارشناسی سمت عرضه بازار کار، نخست با توجه به واقعیت های اقتصاد ایران باید رفتار عرضه کنندگان و مشارکت کنندگان در بازار کار تبیین و شناسایی شود. این مهم با مروری بر ادبیات نظری موجود در زمینه رفتار کار بازاری متاهلین، از جمله الگوی واحد(Unitary Model) و الگوهای غیر واحد(N- Unitary Model)، و با معرفی شاخه های مطرح در حوزه الگوهای غیرواحد (N- Unitary Model)، از جمله الگوهای همکارانه(Cooperative models) و غیر همکارانه(Non-cooperative models) در این مقاله تعقیب شده است. تمرکز پژوهش حاضر بر الگوی جمعی(CM) به عنوان شاخه ای از الگوهای همکارانه (Cooperative models) در خصوص رفتارشناسی کار بازاری متاهلین است. در الگوی جمعی(CM) با توجه به اثرگذاری عوامل توزیع(distribution factor) درون خانواری درآمد بر ساعات کار بازاری متاهلین، نتیجه می شود عوامل توزیع، بر انتخاب مصرف و ساعات کار زوجین تنها از طریق تاثیر بر محل انتخاب نقطه درمرز پارتو یا به عبارتی از خلال وزن ترجیحات زن و شوهر اثرگذار می باشند و از آنجا که این وزن یک بعدی نیست، به این معنا است که نسبت های تاثیرعوامل توزیع در دو تابع عرضه ساعات کار زوجین یکسان خواهد بود(Bourguignon et al, ۱۹۹۵ ). در همین راستا پژوهش حاضر با معرفی دو عامل توزیع تفاوت تحصیلی زن و شوهر و سهم هریک از زوجین از درآمدهای کسب شده در خانوار، به آزمون الگوی جمعی(CM)، بر اساس داده های کشور ایران پرداخته است. جهت تخمین معادلات ساختاری عرضه ساعات کار زوجین؛ استفاده از روش متغیرهای ابزاری به جهت درونزایی متغیر لگاریتم دستمزد خودی و متقاطع، کارا تشخیص داده شد و جهت انتخاب روش ابزاری مناسب، مزیت استفاده از روش گشتاورهای تعمیم یافته(GMM) در مقایسه با سایر روش های ابزاری نظیر IV و ۲SLS با وجود ناهمسانی واریانس به اثبات رسید. در نهایت با استناد به ادبیات نظری الگوی جمعی(CM)، شکل تبعی معادلات عرضه ساعات کار زن و شوهر در خانوار بر اساس اطلاعات خرد ۸۰۰ خانوار ایرانی و با تمرکز بر ویژگیهای خانوادگی و اقتصادی این گروه در توابعی فاقد محدودیت و با در نظر گرفتن دو عامل توزیع تفاوت تحصیلات و سهم هریک از زوجین از کل درآمد خانوار،برآورد گردید. در ادامه تاثیر متغیرهای معرفی شده در مطالعه بر رفتار کار بازاری شاغلین متاهل تحلیل و با توجه به دو عامل توزیع انتخابی تطابق الگوی جمعی(CM) با اطلاعات کشور ایران مورد ارزیابی قرار گرفت.     یافته­ها: یافته ها نشان می دهد، سکونت متاهلین در مناطق روستایی اثر منفی و معنادار بر عرضه ساعات کار بازاری زنان و مردان شاغل دارد. با افزایش سن، ساعات کار بازاری زنان و مردان متاهل کاهش می یابد. با افزایش سطح تحصیلات مردان متاهل، ساعات کار بازاری آنان افزایش می یابد در حالیکه با افزایش سطح تحصیلات زنان متاهل به دلیل امکان دسترسی بیشتر این گروه تحصیلکرده به مشاغل پاره وقت و نیمه وقت، ساعات کار بازاری آنان بطور معناداری کاهش می یابد. کشش دستمزد خودی مردان شاغل و متاهل مثبت و معنادار و غلبه اثر جانشینی بر درآمدی درآن مشهود و لذا شکل تابع عرضه ساعات کار مردان، استاندارد گزارش می شود. بالعکس نتایج در خصوص کشش های دستمزدی در برآورد تابع عرضه ساعات کار زنان متاهل نشان می دهد، کشش دستمزد زنان شاغل منفی و معنادار و غلبه اثر درآمدی بر جانشینی مشهود است. متغیر «تفاوت تحصیلات زوجین(به نفع شوهر)» با ساعات کار بازاری مردان متاهل رابطه منفی و معنادار داشته و با ساعات کار بازاری زنان متاهل ارتباط معنی داری نشان نمی دهد. همچنین رابطه متغیر «سهم درآمد شوهر از کل درآمد خانوار» با ساعات کاری مردان متاهل مثبت و با ساعات کار بازاری زنان متاهل منفی و معنی دار است و لذا در نمونه مطالعه شده رفتار کار بازاری شاغلین متاهل با  ادبیات نظری الگوی جمعی(CM) همخوانی ندارد. نتیجه: ارزیابی دو عامل توزیع درون خانواری، نشان می دهد که در نمونه مطالعه شده رفتار کار بازاری شاغلین متاهل با  ادبیات نظری الگوی جمعی(CM) همخوانی ندارد. همچنان سرپرستی و تامین معاش از مردان در خانوار ایرانی انتظار می رود و زنان متاهل در پی توازن مسئولیت های زندگی و کار، زمان کار بازاری خود را به نفع نقش های خانوادگی کاهش می دهند. این امر ضرورت سیاستگذاری اشتغال دوستدار خانواده (Family friendly working) را بخصوص برای زنان شاغل جوان و متاهل دو چندان می نماید. سیاستگذار بازار کار باید ضمن توجه به فشار بار مسئولیت اقتصادی مردان متاهل در خانوار ایرانی، به پر کردن شکاف هزینه و درآمد خانوار و فراهم نمودن امکان توازن بیشتر زمان کار- زندگی زنان متاهل و شاغل، دقت نظر داشته باشد.  بر این اساس همچنان باید به فرض وجود تابع ترجیحات مشترک زوجین در خانوار ایرانی توجه نمود و توصیه می شود هرگونه سیاست پرداختی به خانوار (یارانه) و دریافتی از خانوار (مالیات) بر اساس شناسایی خانوارهای هدف و نه زوجین شاغل در خانوار، وضع و اجرا گردد.

نویسندگان

لیلا سادات زعفرانچی

استادیار اقتصاد، گروه مطالعات میان رشته ای و توسعه اقتصادی، پژوهشکده اقتصاد، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،تهران، ایران.

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :
  • Apps, P. F., & Rees, R. (۱۹۸۸). Taxation and the ...
  • Ashraf Ganjavii, Reza. Hossein, Akbari Fard, Seyed Abdul Majid, Jalaei ...
  • Bargain, O., Orsini, K.& Peichl, A.(۲۰۱۴). Comparing labor supply elasticities ...
  • Bautista Lacambra, S. (۲۰۲۰). Household labor supply: Collective results for ...
  • Blau, D. M., & Goodstein, R. M. (۲۰۱۶). Commitment in ...
  • Bloemen, H. G. (۲۰۱۰). An empirical model of collective household ...
  • Blundell R., Chiappori P.-A., & Meghir C. (۲۰۰۵). Collective Labor ...
  • Bourgignon, F., Browning, M., & Chiappori, P.-A. (۱۹۹۵). The Collective ...
  • Browning, M., Chiappori, P.-A., & Lewbel, A. (۲۰۱۳). Estimating consumption ...
  • Chiappori, P.-A , Meghir, C & Okuyama, Y (۲۰۲۴). Intrahousehold ...
  • Chiappori, P.-A. (۱۹۹۲). Collective labor supply and welfare. Journal of ...
  • Chiappori, P.-A., & Ekeland, I. (۲۰۰۶). The micro economics of ...
  • Chiappori, P.-A., & Mazzocco, M. (۲۰۱۷). Static and intertemporal household ...
  • Chiappori, P.-A., & Meghir, C. (۲۰۲۱). Household Labor Economics. Edward ...
  • Chiappori, P.-A., & Weiss, Y. (۲۰۰۷). Divorce, remarriage and child ...
  • Chiappori, P.-A., Fortin, B., & Lacroix, G. (۲۰۰۲). Marriage market, ...
  • Chiappori, P.-A., Molina, J. A., Giménez-Nadal, J. I., & Velilla, ...
  • Chiappori, P.-A., Salanié, B., & Weiss, Y. (۲۰۱۷). Partner choice, ...
  • Choo, E., Seitz, S., & Siow, A. (۲۰۰۸). The Collective ...
  • Dasgupta, P.& Goldar, B. (۲۰۰۶). "Female labor supply in rural ...
  • Donni, O., & Chiappori, P.-A. (۲۰۱۱). Non unitary models of ...
  • Donni, O., & Molina, J. A. (۲۰۱۸). Household collective models: ...
  • Evers; M., De mooij R.& Van Vuuren, D. (۲۰۰۸). The ...
  • Galichon, A., & Salanié, B. (۲۰۲۲). Cupid’s invisible hand: Social ...
  • Giovanis, E., & Ozdamar, O. (۲۰۱۹). A collective household labour ...
  • Goussé, M., Jacquemet, N., & Robin, J.-M. (۲۰۱۷). Household labour ...
  • Hendy, R., & Sofer, C. (۲۰۱۰). A Collective Model of ...
  • Jacob, B. A., & Ludwig,J. (۲۰۱۲). The Effects of Housing ...
  • Keshavarz, G., & Borhani, F. (۲۰۱۳). Gender Ratio and Intra-Household ...
  • khodaverdi samani, Maryam., Alizadeh, Mohammad & Fotros, Mohammad hasan. (۲۰۲۴). ...
  • Lyssiotou, P. (۲۰۱۷). The impact of targeting policy on spouses’ ...
  • Molina, J. A., Giménez-Nadal, J. I., & Velilla, J. (۲۰۱۸). ...
  • Molina, J.A , Velilla, J & Ibarra, H.(۲۰۲۳).Intrahousehold Bargaining Power ...
  • Nash, J. F. (۱۹۵۰). The bargaining problem. Econometrica, ۱۸(۲), ۱۵۵-۱۶۲ ...
  • Rapoport, B., Sofer, C., & Solaz, A. (۲۰۱۱). Household production ...
  • Rapoport, B.; Sofer, C. & Sola, A. (۲۰۱۱). Household production ...
  • Wooldridge, J. M. (۲۰۱۰). Econometric analysis of cross section and ...
  • Zafaranchi, L. s. (۲۰۲۰). Testing the "Unitary Model" of household ...
  • نمایش کامل مراجع