اثرات همزیستی قارچ های مایکوریزا بر برخی شاخص های گیاهی و فاکتورهای فیتوشیمیایی Lavandula angustifolia L.
محل انتشار: پژوهش های حفاظت آب و خاک، دوره: 33، شماره: 2
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 16
فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JWSC-33-2_004
تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405
چکیده مقاله:
سابقه و هدف: مایکوریزا، قارچ هایی خاکزی هستند که از طریق همزیستی با ریشه گیاهان و تولید یک سیستم بیولوژیکی، دسترسی گیاهان به عناصر غذایی را تسهیل نموده و با افزایش میزان بهره وری، موجب بهبود استقرار و مقاومت به تنش های محیطی می شوند. در مقایسه با ریشه گیاهان، ریسه های قارچ های مایکوریزا در مساحت وسیع تری از خاک گسترش می یابند و فراهمی مواد مغذی برای گیاهان را امکانپذیر می کنند. قارچ ها رشد گیاه را از طریق جذب مواد معدنی از خاک و مقاوم تر کردن گیاهان در برابر تنش های محیطی تقویت می کنند و مانند یک کود بیولوژیک عمل نموده، فعالیت موجودات زنده خاک را افزایش داده. ساختمان خاک را بهبود می بخشند و این امر باعث رشد بهتر گیاه می شود. در این مقاله اثرات همزیستی پنج قارچ مایکوریزا با گیاه دارویی اسطوخودوس (Lavandula angustifolia L.) بر برخی شاخص های گیاهی و فاکتورهای فیتوشیمیایی آن گیاه مورد بررسی قرار گرفت.مواد و روش ها: تحقیق حاضر بصورت طرح کاملا تصادفی با ۶ تیمار دارای ۵ تکرار و در مجموع ۳۰ گلدان اجرا شد. تیمارهای این آزمایش شامل تلقیح گونه های مختلف قارچ مایکوریزا از جنس Glomus (G. intraradices, G. geosporum, G. mosseae, G. fasciculatum, G. versiform) و شاهد بودند. در انتهای فصل رشد، برخی شاخص های گیاهی (طول بوته، تعداد شاخه جانبی، تعداد برگ در یک شاخه، طول و عرض برگ، قطر ساقه، وزن خشک اندام های هوایی، و وزن خشک ریشه) و فاکتورهای فیتوشیمیایی (محتوای ترکیبات فنولی و فلاونوئیدی کل، ظرفیت آنتی اکسیدانی، میزان پرولین و همچنین رنگیزه های فتوسنتزی شامل کلروفیل a، b، کلروفیل کل و کارتنوئید) اسطوخودوس اندازه گیری شدند. داده ها با نرم افزار SPSS (Version ۲۱) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نرمال بودن آنها با آزمون کولموگروف- اسمیرونوف بررسی شد و پس از تجزیه واریانس، مقایسه میانگین ها با استفاده از آزمون دانکن صورت پذیرفت.یافته ها: نتایج نشان داد که اغلب قارچ های مایکوریزا تاثیر معنی داری(۰۱/۰ < p) بر اغلب شاخص های گیاهی و فاکتورهای فیتوشیمیایی اسطوخودوس داشتند. بطوریکه در پایه های گیاهی تلقیح شده با قارچ های G. mosseae، G. geosporum وG. intraradices در اکثر شاخص های گیاهی افزایش معنی داری (۰۱/۰ < p) مشاهده شد و تلقیح آنها با قارچ مایکوریزا اختلاف معنی داری (۰۱/۰ < p) در صفات تعداد شاخه جانبی، قطر ساقه، تعداد برگ در یک شاخه و همچنین وزن خشک ریشه و اندام های هوایی ایجاد نمود. تلقیح این قارچ ها اثر مثبتی بر بهبود محتوای ترکیبات فنولی، فلاونوئیدی و ظرفیت آنتی اکسیدانی گیاه داشت. نتایج مقایسه میانگین ها نشان دادن حداکثر میزان کارتنوئید در تیمار استفاده از گونه G. mosseae (۸۵/۱ میلی گرم) و حداقل میزان کارتنوئید در تیمار استفاده از گونه شاهد (۸۱/۰ میلی گرم) دیده شد. نتیجه گیری: نتایج نشانگر آن است که ریشه گیاه اسطوخدوس با اغلب گونه های قارچ مایکوریزای بکار رفته در این تحقیق رابطه همزیستی برقرار نموده است. بطوریکه اغلب شاخص های گیاهی و فاکتورهای فیتوشیمیایی بررسی شده در این تحقیق نسبت به تیمار شاهد افزایش معنی داری نشان داد. با توجه به نتایج بدست آمده گونه های G. mosseae، G. intraradices و G. geosporum می تواند بهترین شرایط را برای رشد و تولید مطلوب گیاه چندمنظوره اسطوخدوس فراهم نموده و به عنوان کود زیستی جایگزین مناسبی برای کودهای شیمیایی گردد. لذا بر اساس نتایج پژوهش حاضر و با توجه به سازگاری مایکوریزا با محیط زیست و انواع تنش های محیطی، استفاده از قارچ های مذکور به منظور افزایش عملکرد گیاه اسطوخدوس قابل توصیه است.سابقه و هدف: مایکوریزا، قارچ هایی خاکزی هستند که از طریق همزیستی با ریشه گیاهان و تولید یک سیستم بیولوژیکی، دسترسی گیاهان به عناصر غذایی را تسهیل نموده و با افزایش میزان بهره وری، موجب بهبود استقرار و مقاومت به تنش های محیطی می شوند. در مقایسه با ریشه گیاهان، ریسه های قارچ های مایکوریزا در مساحت وسیع تری از خاک گسترش می یابند و فراهمی مواد مغذی برای گیاهان را امکانپذیر می کنند. قارچ ها رشد گیاه را از طریق جذب مواد معدنی از خاک و مقاوم تر کردن گیاهان در برابر تنش های محیطی تقویت می کنند و مانند یک کود بیولوژیک عمل نموده، فعالیت موجودات زنده خاک را افزایش داده. ساختمان خاک را بهبود می بخشند و این امر باعث رشد بهتر گیاه می شود. در این مقاله اثرات همزیستی پنج قارچ مایکوریزا با گیاه دارویی اسطوخودوس (Lavandula angustifolia L.) بر برخی شاخص های گیاهی و فاکتورهای فیتوشیمیایی آن گیاه مورد بررسی قرار گرفت.مواد و روش ها: تحقیق حاضر بصورت طرح کاملا تصادفی با ۶ تیمار دارای ۵ تکرار و در مجموع ۳۰ گلدان اجرا شد. تیمارهای این آزمایش شامل تلقیح گونه های مختلف قارچ مایکوریزا از جنس Glomus (G. intraradices, G. geosporum, G. mosseae, G. fasciculatum, G. versiform) و شاهد بودند. در انتهای فصل رشد، برخی شاخص های گیاهی (طول بوته، تعداد شاخه جانبی، تعداد برگ در یک شاخه، طول و عرض برگ، قطر ساقه، وزن خشک اندام های هوایی، و وزن خشک ریشه) و فاکتورهای فیتوشیمیایی (محتوای ترکیبات فنولی و فلاونوئیدی کل، ظرفیت آنتی اکسیدانی، میزان پرولین و همچنین رنگیزه های فتوسنتزی شامل کلروفیل a، b، کلروفیل کل و کارتنوئید) اسطوخودوس اندازه گیری شدند. داده ها با نرم افزار SPSS (Version ۲۱) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نرمال بودن آنها با آزمون کولموگروف- اسمیرونوف بررسی شد و پس از تجزیه واریانس، مقایسه میانگین ها با استفاده از آزمون دانکن صورت پذیرفت.یافته ها: نتایج نشان داد که اغلب قارچ های مایکوریزا تاثیر معنی داری(۰۱/۰ < p) بر اغلب شاخص های گیاهی و فاکتورهای فیتوشیمیایی اسطوخودوس داشتند. بطوریکه در پایه های گیاهی تلقیح شده با قارچ های G. mosseae، G. geosporum وG. intraradices در اکثر شاخص های گیاهی افزایش معنی داری (۰۱/۰ < p) مشاهده شد و تلقیح آنها با قارچ مایکوریزا اختلاف معنی داری (۰۱/۰ < p) در صفات تعداد شاخه جانبی، قطر ساقه، تعداد برگ در یک شاخه و همچنین وزن خشک ریشه و اندام های هوایی ایجاد نمود. تلقیح این قارچ ها اثر مثبتی بر بهبود محتوای ترکیبات فنولی، فلاونوئیدی و ظرفیت آنتی اکسیدانی گیاه داشت. نتایج مقایسه میانگین ها نشان دادن حداکثر میزان کارتنوئید در تیمار استفاده از گونه G. mosseae (۸۵/۱ میلی گرم) و حداقل میزان کارتنوئید در تیمار استفاده از گونه شاهد (۸۱/۰ میلی گرم) دیده شد. نتیجه گیری: نتایج نشانگر آن است که ریشه گیاه اسطوخدوس با اغلب گونه های قارچ مایکوریزای بکار رفته در این تحقیق رابطه همزیستی برقرار نموده است. بطوریکه اغلب شاخص های گیاهی و فاکتورهای فیتوشیمیایی بررسی شده در این تحقیق نسبت به تیمار شاهد افزایش معنی داری نشان داد. با توجه به نتایج بدست آمده گونه های G. mosseae، G. intraradices و G. geosporum می تواند بهترین شرایط را برای رشد و تولید مطلوب گیاه چندمنظوره اسطوخدوس فراهم نموده و به عنوان کود زیستی جایگزین مناسبی برای کودهای شیمیایی گردد. لذا بر اساس نتایج پژوهش حاضر و با توجه به سازگاری مایکوریزا با محیط زیست و انواع تنش های محیطی، استفاده از قارچ های مذکور به منظور افزایش عملکرد گیاه اسطوخدوس قابل توصیه است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حمید رضا نظری
دانش آموخته کارشناسی ارشد مرتعداری، گرایش گیاهان دارویی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران.
محمد رحیم فروزه
نویسنده مسئول، دانشیار گروه مدیریت مرتع، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران.
حمید نیک نهاد
دانشیار گروه مدیریت مرتع، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران.
صادق آتشی
کارشناس ارشد علوم باغبانی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :