نقش تجربه در سوگیری های رفتاری: ارائه چارچوب احتمالاتی مبتنی بر روش های بیزی در شرایط عدم قطعیت
محل انتشار: فصلنامه تحقیقات مالی، دوره: 28، شماره: 3
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 11
فایل این مقاله در 39 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JFR-28-3_006
تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405
چکیده مقاله:
هدف: با توجه به اهمیت سوگیری های روان شناختی و تاثیر آن ها بر مدل سازی متغیرهای تصمیم گیری در شرایط عدم قطعیت، برای پیش بینی ارزش مورد انتظار، ریسک کلی، ریسک منفی، ارزش در معرض خطر و ریزش مورد انتظار، در طول سال ها، سوگیری بیش اعتمادی و کم اعتمادی با استفاده از فرضیه های احتمالی مفهومی توضیح داده می شدند. مشکل اینجاست که وجود عدم قطعیت در چنین الگویی هایی باعث می شود که این مدل ها کارایی لازم را نداشته نباشند؛ زیرا عدم قطعیت باعث نوعی عدم تقارن می شود و در ساختار این مدل ها در نظر گرفته نمی شود. از این رو، هدف اصلی این پژوهش، ارائه یک چارچوب احتمالی شفاف سازی سوگیری های مدیریتی و بررسی نقش تجربه مدیران در کاهش سوگیری های رفتاری، در محیط های مالی پرریسک و نامطمئن، براساس روش زنجیره مارکوف مونت کارلو و الگوریتم متروپلیس هیستینگز است که در آن با استفاده از یک تابع توزیع های نامتقارن، شرایط عدم قطعیت به خوبی نشان داده می شود.روش: جامعه آماری این پژوهش، ۴۰ شرکت سرمایه گذاری در فرابورس و بورس اوراق بهادار تهران، طی سال ۱۴۰۱ است. روش پژوهش در چارچوب رویکردهای بیزی دولایه و یک توزیع نرمال چوله است. در این چارچوب، ارزش مورد انتظار، ریسک کلی، ریسک نزولی، ۱درصد ارزش در معرض ریسک و ریزش مورد انتظار، برای سه حالت مدیر منطقی، بیش از حد مطمئن و کم اعتماد بر اساس زنجیره مارکوف مونت کارلو و الگوریتم متروپلیس هیستینگز با استفاده از نمونه ای از ۱۵۰۰۰۰ نرخ بازده پورتفوی به طور تصادفی محاسبه شده است.یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که مدیران با اعتمادبه نفس بیش از حد، تمایل دارند که احتمال رخدادهای مطلوب را بیش از حد برآورد کنند و احتمال رویدادهای نامطلوب را دست کم بگیرند. در مقابل، مدیران با اعتمادبه نفس کمتر از حد تمایل دارند که احتمال رخدادهای مطلوب را دست کم بگیرند و احتمال رویدادهای نامطلوب را بیش از حد برآورد کنند. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که مدیران با اعتمادبه نفس بیش از حد، ارزش های مورد انتظار را بیش از مدیران منطقی برآورد می کنند؛ اما ریسک نزولی، ارزش در معرض خطر و ریزش مورد انتظار متغیرهای تصمیم گیری را دست کم می گیرند. از سوی دیگر، مدیران با اعتمادبه نفس کمتر از مدیران منطقی، ارزش های مورد انتظار را دست کم می گیرند؛ اما ریسک نزولی، ارزش در معرض خطر و ریزش مورد انتظار را بیش از مدیران منطقی برآورد می کنند. همچنین، تجربه مدیریتی به عنوان عامل تعدیل کننده شناسایی شد که از طریق افزایش استفاده از داده های تاریخی و تحلیل های کمی، اثرهای سوگیری های رفتاری را کاهش می دهد. نتایج مدل سازی سلسله مراتبی بیزی تایید می کند که تجربه عملی مدیران نه تنها بر کاهش سوگیری ها موثر است، بلکه توانایی پیش بینی دقیق تر ریسک و بازده را بهبود می بخشد.نتیجه گیری: این پژوهش یک چارچوب احتمالی را برای مدل سازی سوگیری های مدیریتی اعتماد بیش از حد و عدم اطمینان ایجاد می کند. این چارچوب به عنوان ابزاری برای مقایسه تفاوت ها و شباهت های این سوگیری ها و تحلیل تاثیر آن ها بر ارزش مورد انتظار، ریسک کلی، ریسک نزولی، ارزش در معرض خطر و ریزش مورد انتظار متغیرهای تصمیم گیری استفاده می شود. به طور خلاصه، هم مدیران با اعتمادبه نفس بیش از حد و هم مدیران با اعتمادبه نفس کمتر از حد، می توانند در فرایندهای تصمیم گیری خود، به دلیل کالیبراسیون نادرست احتمالات و توزیع احتمالات ذهنی ناهنجار دچار سوگیری رفتاری شوند. مدیران با اعتمادبه نفس، بیش از حد تمایل دارند تا احتمال موفقیت را بیش از حد برآورد کنند و ریسک را دست کم بگیرند، در حالی که مدیران با اعتمادبه نفس کمتر از حد، برعکس عمل می کنند. این سوگیری ها می تواند به تصمیم گیری غیربهینه و نتایج منفی بالقوه برای سازمان منجر شود. اگرچه آگاهی مدیران از این سوگیری ها و تلاش برای ارزیابی دقیق تر و متعادل تر احتمالات و ریسک ها، به منظور اتخاذ تصمیم های درست حائز اهمیت است؛ تجربه مدیریتی می تواند در این فرایند، نقشی تعدیل کننده و قوی ایفا می کند؛ بدین معنا که با هر سال افزایش سابقه مدیریت، مقدار چولگی ذهنی به سمت صفر میل می کند و برآوردهای معیار ریسک به شکل معناداری به مقادیر واقعی نزدیک تر می شود. این یافته ها با نظریه های پردازش دوگانه ذهن هم سو است و اهمیت انتقال تجربه و بازخورد سازمانی را در تقویت تفکر تحلیلی و کاهش سوگیری های رفتاری تایید می کند. این پژوهش، گامی مهم در جهت طراحی چارچوب های تصمیم گیری بهینه در شرایط عدم قطعیت و ارائه ابزارهای تحلیلی برای کاهش خطاهای شناختی در مدیریت مالی است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فریده فرجی
دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، واحد بندرعباس، دانشگاه آزاد اسلامی، بندرعباس، ایران،
حمید رستمی جاز
استادیار، گروه حسابداری و مالی، واحد بندرعباس، دانشگاه آزاد اسلامی، بندرعباس، ایران.
سعید مرادپور
استادیار، گروه حسابداری و مالی، واحد بندرعباس، دانشگاه آزاد اسلامی، بندرعباس، ایران.
مهدی دسینه
استادیار، گروه حسابداری و مالی، واحد بندرعباس، دانشگاه آزاد اسلامی، بندرعباس، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :