<span lang="AR-SA">رویکردی تحلیلی انتقادی به مبانی فلسفی حکمرانی سلسه مراتبی در اندیشه ماکس وبر
محل انتشار: دوفصلنامه آیین حکمرانی، دوره: 3، شماره: 6
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
فایل این مقاله در 34 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_AEIN-3-6_005
تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405
چکیده مقاله:
پژوهش پیش رو با رویکردی تحلیلی انتقادی به بررسی مبانی فلسفی حکمرانی سلسله مراتبی در اندیشه ماکس وبر پرداخته است. هدف اصلی پژوهش، واکاوی مبانی هستی شناختی، معرفت شناختی، ارزش شناختی و روش شناختی این مدل حکمرانی و نقد آنها در نسبت با کارآمدی، مشروعیت و بسترهای بومی است. مساله محوری پژوهش، آن است که مبانی فلسفی حکمرانی سلسله مراتبی چیست و چه نقدهایی بر آن وارد است. روش پژوهش، بر پایه تحلیل محتوای فلسفی است که بااتکابر آثار وبر و دیگر نظریه پردازان کلاسیک و معاصر، جنبه های مختلف فلسفی این مدل را شناسایی و ارزیابی کرده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که در جنبه هستی شناختی، حکمرانی سلسله مراتبی بر سیادت قانونی، نظم حقوقی عقلانی و فرایند جامعه ای شدن مبتنی است. در سطح انسان شناختی، تاکید بر اخلاق پروتستانی و اخلاق مسئولیت فردی، زمینه ساز ظهور عقلانیت ابزاری و «قفس آهنین» بوروکراسی می شود. در جنبه معرفت شناختی، این حکمرانی متکی بر رویکرد عینیت گرا و روش شناسی آن مبتنی بر پوزیتیویسم و تبیین علی است. درنهایت در جنبه ارزش شناسی، این حکمرانی بر عدالت رویه ای و تقدم مصالح عمومی تاکید دارد. نقدهای وارد بر این مبانی در دو لایه آشکار می شوند: نخست نقدهای درون پارادایمی، که به پیامدهای عقلانیت ابزاری، شخصیت زدایی، جمود نهادی و غفلت از عدالت محتوایی اشاره دارند؛ دوم نقدهای فراپارادیمی، به ویژه از دیدگاه حکمرانی اسلامی، که ماهیت سکولار، انسان محور و ارزش گریز این مبانی را ناسازگار با اصول اخلاقی، معنوی و غایات قدسی جوامع دینی می داند. نتیجه گیری پژوهش، بیانگر آن است که هرچند بوروکراسی به مثابه یک شیوه عقلانی اداره جوامع مدرن، توانسته کارآمدی اداری و نظم نهادی را تضمین کند، اما به سبب تقلیل انسان و اجتماع به واحدهای قابل محاسبه و کنترل، از تحقق عدالت غایی، مسئولیت اجتماعی و کرامت انسانی بازمانده است. براین اساس پژوهش پیشنهاد می کند طراحی مدل های بدیل حکمرانی با تلفیق کارآمدی بوروکراتیک و ارزش های اخلاقی، فرهنگی و معنوی بومی، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای گذر از محدودیت های این پارادایم و پاسخگویی به نیازهای جوامع معاصر است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حسین اسفندیار
دکتری فلسفه اسلامی، گروه حکمت و فلسفه و منطق، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، جمهوری اسلامی ایران.
حسین بابایی مجرد
استادیار، گروه مدیریت اسلامی، پژوهشکده نظام های اسلامی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، جمهوری اسلامی ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :