مسئله
حجاب در ایران، دیگر فقط یک تکلیف فردی یا موضوع فقهی نیست، بلکه به مثابه چالشی چندلایه با ابعاد فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، به یکی از مسائل راهبردی
حکمرانی اسلامی تبدیل شده است. گسترش روزافزون بی حجابی و بدحجابی، سبب شده است تا تلاش های فراوانی ازسوی نهادهای مختلف برای تدوین و تصویب قانون، به منظور مدیریت این چالش اجتماعی صورت گیرد، اما سیاست های تقنینی موجود، به سبب نبود چهارچوب نظری منسجم و عدم جامعیت کافی، پاسخگوی شرایط متحول جامعه ایران درزمینه عفاف و
حجاب نیست. براین اساس پژوهش پیش رو با طرح این پرسش اصلی که «چه سیاست های کلانی مبتنی بر
حکمرانی اسلامی در حوزه ترویج حجاب، به منظور راهبری نظام قانونگذاری در این امر وجود دارد؟» به دنبال ارائه چهارچوبی منسجم و اثربخش برای سیاست گذاری تقنینی در این حوزه است.این پژوهش مبتنی بر روش تفسیر موضوعی برون متنی با رویکرد استنطاقی است که اطلاعات آن، بر اساس منبع اصلی و کلان
حکمرانی اسلامی یعنی قرآن کریم استخراج و تحلیل شده است. پژوهش پیش رو باتحلیل مسئله بی حجابی در چهارچوب
جنگ شناختی و اختلال در نظام معناسازی اجتماعی آغاز می شود و سپس با بهره گیری از اصول سیاست گذاری دینی، مجموعه ای از
سیاست های کلان در قالب هفت محور استخراج می گشود که عبارتند از: جهاد تبیین، آموزش و فرهنگ سازی، الگوسازی، خانواده محوری، مردمی سازی، تشویق و مجازات هدفمند. یافته ها نشانگر آن است که نقطه کانونی حکمرانی در این حوزه،
جهاد تبیین برای خنثی سازی
جنگ شناختی دشمنان جامعه اسلامی است. دیگر سیاست ها به رغم اهمیت بسیار بالای خود و ضرورت توجه نظام مند به آنها در فرایند قانونگذاری، در هماهنگی کامل با
جهاد تبیین کارآمدی خود را نشان خواهند داد.