بررسی تطبیقی سوررئالیسم در آثار جری اولسمن و علیرضا افشاری: گفت وگوی میان فرهنگی در عکاسی معاصر
محل انتشار: هفدهمین کنفرانس بین المللی گردشگری، فرهنگ و هنر
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
TCACONF17_064
تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405
چکیده مقاله:
سوررئالیسم به عنوان یکی از تاثیرگذارترین جنبش های هنری قرن بیستم، با ریشه در روانکاوی فروید و ادبیات ابررئالیستی، همواره مرزهای ادراک واقعیت را به چالش کشیده و فضای بی خود (Uncanny) را در هنر تجسمی جایگزین واقع گرایی صرف کرده است؛ در عکاسی معاصر، این جنبش نه تنها به عنوان یک سبک تاریخی، بلکه به مثابه یک روش شناسی دیداری برای کشف ناخودآگاه جمعی و فردی باقی مانده است، اما این پرسش اساسی که چگونه بسترهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی متفاوت، بازتولید و تفسیر سوررئالیسم را شکل می دهند، نیازمند واکاوی دقیق است، از این رو، پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با روش تطبیقی، به بررسی دو چهره برجسته عکاسی معاصر، یعنی جری اولسمن (Jerry Uelsmann) از آمریکا و علیرضا افشاری از ایران می پردازد تا نشان دهد که چگونه هر دو هنرمند با بهره گیری از تکنیک های مونتاژ، ترکیب بندی های سورئال و فضاسازی های رویایی، به بیان درونیات انسانی و مسائل وجودی می پردازند، اما با تفاوت های بنیادین در زبان بصری و فلسفه پشت آثارشان؛ جری اولسمن که در بستر جامعه مصرفی، تکنولوژیک و فردگرای آمریکای پس از جنگ جهانی دوم رشد کرد، آثارش را عمدتا از طریق تکنیک های آنالوگ در اتاق تاریک و بدون استفاده از نرم افزارهای دیجیتال، خلق می کند و بر عناصری چون طبیعت وحشی، جدایی از واقعیت، ترس از تکنولوژی و جستجوی هویت در انزوا تاکید دارد، در حالی که علیرضا افشاری که در بستر جامعه مذهبی، سنتی و در حال گذار ایران پس از انقلاب اسلامی قرار دارد، از ترکیبی از تکنیک های سنتی و دیجیتال استفاده کرده و آثارش سرشار از نمادهای فرهنگی، اسطوره ای، مذهبی و اجتماعی ایران است که در آن ها تضاد میان سنت و مدرنیته، هویت گسسته، و فضای رعب آور شهری و روستایی به تصویر کشیده می شود، این مطالعه با تحلیل نمونه های منتخب از آثار هر دو هنرمند نشان می دهد که اگرچه هر دو از ابزارهای سوررئالیسم برای شکستن منطق خطی و کشف حقیقتی عمیق تر استفاده می کنند، اما اولسمن به سمت یک سوررئالیسم کیهانی، فراطبیعی و فرامکانی (Placeless) حرکت می کند که در آن انسان موجودی تنها و سرگشت در طبیعتی بی رحم است، در مقابل افشاری به سمت یک سوررئالیسم بومی، اجتماعی و تاریخی گرایش دارد که در آن فضای بصری کاملا ایرانی، دارای ارجاعات مستقیم به فرهنگ عامه، آداب و رسوم و تریجرهای (Triggers) فرهنگی خاص جامعه ایران است، یافته های پژوهش حاکی از آن است که سوررئالیسم در عکاسی معاصر، یک زبان جهانی است که می تواند در بافت های کاملا متفاوت فرهنگی، صداهایی کاملا منحصر به فرد و محلی تولید کند و این گفت وگوی میان فرهنگی نه تنها غنای بصری عکاسی را افزایش می دهد، بلکه نشان می دهد که چگونه هنرمند ایرانی با بازخوانی مفاهیم غربی، هویت بصری مستقلی را در عرصه جهانی خلق کرده است، در نهایت، این تحقیق نتیجه می گیرد که مقایسه آثار اولسمن و افشاری، الگویی از «جهانی شدن هنر در بستر بومی» را نشان می دهد که در آن تکنیک های بین المللی در خدمت بیان مسائل محلی و فرهنگی قرار می گیرند و این امر می تواند الگویی برای عکاسان معاصر دیگر در جوامع غیرغربی باشد تا بدون اسارت در قالب های تکراری غربی، صدای بومی خود را در دیالوگ جهانی هنر شنیده کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
نازنین اولیائی
دانشجو کارشناسی پیوسته آموزش هنر