اقتصاد هنر در رژیم های فاشیستی: تحلیل ساختاری نظام های توتالیتر
محل انتشار: هفدهمین کنفرانس بین المللی گردشگری، فرهنگ و هنر
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
TCACONF17_062
تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر سازوکارهای سیاسی-اقتصادی حاکم بر هنر در رژیم های فاشیستی قرن بیستم را با تاکید بر پیامدهای معیشتی و بازتوزیعی برای هنرمندان و خانوارهای آنان بررسی می کند. پرسش محوری پژوهش این است که سیاست های مالی و نهادی دولت های فاشیستی چگونه ساختار تولید، توزیع و ارزش گذاری هنری را بازآرایی کردند و این تغییرات چه تاثیراتی بر معیشت و جایگاه اجتماعی هنرمندان داشت؟ روش پژوهش ترکیبی از تحلیل اسنادی-آرشیوی (شامل بودجه های دولتی، نامه ها و دستورالعمل ها)، مطالعه تطبیقی سه مورد آلمان نازی، ایتالیای موسولینی و اسپانیای فرانکو، و تحلیل اقتصادی-اجتماعی بازارهای رسمی و زیرزمینی هنر است. یافته ها نشان می دهد که: (۱) دولت های توتالیتر از طریق انحصار منابع، سیاست های سوبسیدی گزینشی و کنترل توزیع، بازار هنر را به ابزار تثبیت ایدئولوژیک تبدیل کردند؛ (۲) این سازوکارها الگوهای جدیدی از معیشت خانوارهای هنرمندان ایجاد کرد که میان «وفاداران رسمی» و «محرومان زیرزمینی» فاصله ی اقتصادی و نمادین عمیقی ایجاد نمود؛ و (۳) در دوران پسافاشیسم، ارزش گذاری مجدد هنر و بازتعریف میراث فرهنگی به طور پیچیده ای به موقعیت پیشین سیاسی هنرمندان وابسته بود. نوآوری مقاله در تلفیق تحلیل اقتصادخانه ای معیشت هنرمندان با اقتصاد سیاسی نهادهای فرهنگی در نظام های توتالیتر است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حمیدرضا رکنی
دانشجوی دکتری فلسفه هنر، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران.