بازنمایی زوال و اکنون مندی در مواجهه عکاسانه با رباعیات خیام

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

TCACONF17_010

تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405

چکیده مقاله:

رباعیات حکیم عمر خیام نیشابوری، که تلفیقی از اندیشه های فلسفی-حکمی و تجربه زیسته شاعرانه است، یکی از درخشان ترین جلوه های پیوند فلسفه و شعر در زبان فارسی است. این رباعیات در بستری از تفکر درباره گذر زمان، مرگ، بی ثباتی جهان، ملال و دردمندی ناشی از درک ناپذیری هستی و ضرورت بهره بردن از لحظه شکل گرفته اند. هدف تحقیق حاضر، شناخت زوال و اکنون مندی در یک مواجهه عکاسانه با خیام است. جهان عکاسانه، حامل درکی بی واسطه، غیرانضمامی و لحظه ای از امر واقع است و عینیت را در ساحتی فناپذیر به تصویر می کشد. چنین درکی با رویکرد شاعرانه خیام به مقوله هستی و زوال آن، بسیار نزدیک است. از این رو، می توان رباعیات خیام را در بستری از جهان عکاسانه، مورد بررسی قرار داد. بنابراین در پژوهش حاضر، دو مفهوم کلیدی «زوال» و «اکنون مندی»، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و چارچوب نظری مبتنی بر روش هرمنوتیک فلسفی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که خیام، با نگاهی که آمیزه ای از شکاکیت و انسان گرایی ویژه خویش است، مرگ آگاهی را به مثابه محرکی برای تجربه کامل ادراک اکنون یا لحظه بدل می کند. در واقع از یک سو، خیام با طرح زوال و فناپذیری هستی، آدمی را به وادی یاسی کور می کشاند و از سوی دیگر، با طرح ادراک لحظه ناب یا همان اکنون مندی، انسان را در آستانه فهم یک حقیقت جهان شمول و سرورانگیز می کشاند. این مقاله با تحلیل رباعیات اصیل منسوب به خیام نشان می دهد که زوال و اکنون مندی نه مفاهیمی متضاد، بلکه مکمل یکدیگر و راهی برای رهایی از ملال هستی به شمار می آیند.

نویسندگان