روان زخم: بازنمایی تروما در رمان خون خرگوش رضا زنگی آبادی
سال انتشار: 1406
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 50
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_LIR-9-1_005
تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405
چکیده مقاله:
روان زخم به عنوان تجربه ای تعریف می شود که فراتر از ظرفیت زبان برای بازنمایی است و زمانی رخ می دهد که رویداد آسیب زا یک لحظه دیرتر و قبل از درک آگاهانه تجربه شود. بهعبارتی، ذهن آن رویداد را در لحظه تجربه می کند اما درک نمی کند. پاسخ افراد به روان زخم متفاوت است اما ژیژک هر نوع مواجهه با رویداد آسیب زا را تروما می داند و لاکان هم ناتوانی فرد در بازنمایی آن رویداد را امر واقع معرفی می کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی–تحلیلی به بررسی و تحلیل روان زخم در داستان خون خرگوش رضا زنگی آبادی پرداختهاست. هدف این پژوهش، روان کاوی ماهیت روان زخم و بازنمایی آن است و نشان می دهد که تروما نه تنها در سطح محتوایی بلکه در سطح ساختاری روایت هم بازنمایی شدهاست. فریبا، شخصیت اصلی داستان، در مواجهه با خشونت، فقر و سلطه پدرسالارانه، دچار زخم های روانی عمیقی است که در روایت، دیالوگ ها، سکوت های معنادار و لکنت زبانی او نمود پیدا کرده است. فریبا نه تنها نماد فردی آسیب دیده است بلکه بازتابی از زنانگی سرکوب شده است؛ زنانی که در جامعه مردسالارانه حتی مالک بدن خود هم نیستند. روایت حاضر با شکستن خط زمانی، خلق فضای کابوس وار و استفاده از شگردهای زبانی، تروما را ارائه می دهد. بر اساس تحلیل صورت گرفته، خون خرگوش تصویری ادبی از روان زخم هایی ست که در لایه های ناخودآگاه شخصیت ها است و تنها از خلال شکست های زبانی و روایی امکان ظهور پیدا می کند. این رمان تجسمی از سکوت و لکنت در مواجهه با خشونت، فقر، ناامیدی و تنهایی ست؛ امری که در حوزه امر واقع لاکانی جای می گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ابراهیم کنعانی
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران.
زهرا جوان بخت
دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات روایی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران.