تقابل استعاره های مکان مند در «سوانح العشاق» احمد غزالی و «عبهرالعاشقین» روزبهان بقلی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 69

فایل این مقاله در 40 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_MSIL-5-9_010

تاریخ نمایه سازی: 21 مهر 1405

چکیده مقاله:

زبان متون عرفانی به دلیل ماهیت انتزاعی تجربیات شهودی، ناگزیر از عینی سازی مفاهیم فرامادی در قالب تصاویر گوناگون، ازجمله استعاره های مکانی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی استعاره های مکان مند در دو اثر کلیدی قرن ششم هجری، «سوانح العشاق» احمد غزالی و «عبهرالعاشقین» روزبهان بقلی، به روش توصیفی-تحلیلی و بر مبنای نظریه استعاره مفهومی (لیکاف و جانسون) انجام شده است. واکاوی داده ها نشان می دهد که تفاوت مشرب عرفانی این دو نویسنده، منجر به خلق دو الگوی مکانی متفاوت شده است. بدین ترتیب که احمد غزالی در «سوانح» با برجسته سازی طرحواره «مسیر» و استعاره «بادیه»، مکان را به عنوان ابزاری برای «نفی مسافت» به کار می گیرد که نهایت آن رسیدن به «لامکانی» و «وحدت» است؛ این درحالی است که روزبهان بقلی در «عبهرالعاشقین» با تکیه بر طرحواره «ظرف» و «اتصال»، مکان را در قالب استعاره هایی چون «سرادق» و «تجلی گاه» بازسازی می کند تا از طریق ایجاد سلسله مراتب مکانی (حجاب ها)، بستر مشاهده جمال را فراهم آورد.تقابل این دو الگو نشان دهنده آن است که در عرفان «اتحادمحور» غزالی، مکان یک «حجاب» است که باید فروریزد، اما در عرفان «جمال محور» روزبهان، مکان، « محل تجلی» است که قداست دارد. این تقابل و تفاوت در انتخاب طرحواره ها مستقیما بر سبک زبانی غزالی و روزبهان اثرگذار بوده است؛ به گونه ای که میل به «نقطه» در سوانح العشاق منجر به ایجاز، و میل به «تکثر ظرف ها» در عبهرالعاشقین منجر به اطناب تصویری و نثر فنی شده است.

نویسندگان

مریم علی نژاد

استادیار پژوهشکده دانشنامه نگاری، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران