اثر روغن پالم، روغن و دانه کاملینا بر فراسنجه های تخمیری شکمبه و پورین های ادراری در بره های پرواری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 66

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_RAP-17-2_006

تاریخ نمایه سازی: 21 مهر 1405

چکیده مقاله:

چکیده مبوسط مقدمه و هدف: شکمبه به‎ عنوان مرکز متابولیک نشخوارکنندگان، نقش محوری را در هضم مواد فیبری و تامین انرژی و پروتئین مورد نیاز دام ایفا می کند. هر گونه تغییر در جیره غذایی، به‎ ویژه از نظر منبع و شکل فیزیکی چربی، می تواند الگوی تخمیر، جمعیت میکروبی و در نهایت کارایی تولید پروتئین میکروبی را دست‎خوش تغییر نماید. در این میان، گیاه کاملینا ساتیوا (sativa Camelina) به ‎‎دلیل مقاومت به خشکی و شوری، و دارا بودن روغنی غنی از اسیدهای چرب غیر اشباع، به ‎ ویژه اسید آلفا-لینولنیک (امگا-۳)، به ‎عنوان منبعی نوظهور در تغذیه دام مطرح شده ‎است. روغن پالم، به ‎دلیل غلبه اسیدهای چرب اشباع، اثر کمتری بر جمعیت میکروبی شکمبه دارد، در حالی‎ که روغن کاملینا با دارا بودن چندین پیوند غیر اشباع، ممکن است منجر به تغییر نسبت اسیدهای چرب فرار، کاهش متان و بهبود کارایی انرژی گردد. همچنین، نوع فرآورده (دانه یا روغن) می تواند بر پاسخ های شکمبه ای اثر متفاوتی داشته باشد. از آن جا که سنجش مستقیم جمعیت میکروبی دشوار و پرهزینه است، استفاده از شاخص های غیرمستقیم مانند اندازه گیری مشتقات پورینی در ادرار برای برآورد سنتز پروتئین میکروبی به کار می رود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر روغن پالم، روغن کاملینا و دانه کاملینا بر فراسنجه های تخمیر شکمبه ای و سنتز پروتئین میکروبی در بره های پرواری انجام شد. مواد و روش ‎ها: تعداد ۳۲ راس بره نر (با میانگین سن ۳.۵ ماه و میانگین وزن اولیه ۰.۴۸ ± ۲۳.۸۹ کیلوگرم) در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار و هشت تکرار به‎ مدت ۸۴ روز پروار شدند. تیمارها شامل: ۱- جیره پایه بدون مکمل روغن (جیره شاهد)، ۲- جیره پایه حاوی ۱.۵ درصد روغن پالم، ۳- جیره پایه حاوی ۱.۵ درصد روغن کاملینا، و ۴- جیره پایه حاوی ۵ درصد دانه کاملینا بودند. جیره ها بر اساس توصیه های (NRC, ۲۰۰۷) تنظیم و از نظر انرژی و پروتئین خام متعادل شدند. خوراک ها به صورت TMR در دو وعده (هفت صبح و چهار عصر) تغذیه گردیدند. نمونه گیری از مایع شکمبه برای اندازه گیری pH، نیتروژن آمونیاکی و اسیدهای چرب فرار در روز ۸۴ و چهار ساعت پس از خوراک دهی صبح با استفاده از لوله مری انجام شد. pH شکمبه بلافاصله توسط pH ‎متر سیار اندازه گیری گردید. غلظت‎ های نیتروژن آمونیاکی با روش فنل-هیپوکلریت و اسیدهای چرب فرار با استفاده از دستگاه گاز کروماتوگراف تعیین گردیدند. برای تخمین سنتز پروتئین میکروبی، ادرار ۲۴ ساعته در روز ۸۰ جمع آوری و مشتقات پورینی (آلانتوئین، اسید اوریک، گزانتین و هیپوگزانتین) با کیت های استاندارد اندازه گیری شدند. جریان نیتروژن میکروبی با استفاده از معادلات چن و گومز ‎(۱۹۹۵) محاسبه شد. داده ها با استفاده از رویه GLM نرم افزار SAS (ویرایش ۴.۹) و در قالب طرح کاملا تصادفی تجزیه و تحلیل شدند و مقایسه میانگین ها توسط آزمون دانکن در سطح ۵ درصد انجام گرفت. یافته ‎ها: pH شکمبه تحت ‎تاثیر تیمارها قرار نگرفت و در محدوده ۶.۷۵ تا ۷ باقی ماند (۰.۰۵اسیدهای چرب فرار در تیمار روغن کاملینا (۲۵/۱۱۱ میلی مول در لیتر) بالاترین و در تیمار روغن پالم (۰۰.۹۱ میلی مول در لیتر) پایین ترین مقدار بود (۰.۰۰۰۱>P). نسبت استات به پروپیونات در تیمار روغن پالم نسبت به شاهد به ‎‎طور معنی داری افزایش یافت (۰.۰۰۱>P). غلظت‎ های اسید استیک (۶۲.۵۰ میلی‎ مول در لیتر) و اسید پروپیونیک (۲۷.۵۰ میلی مول در لیتر) در تیمار روغن کاملینا بالاترین مقدار را داشتند. غلظت نیتروژن آمونیاکی شکمبه در تیمار روغن پالم افزایش معنی داری را نشان داد (۰.۰۰۱>P) که می تواند دلیل کاهش کارایی استفاده از نیتروژن توسط میکروب ها یا کاهش سنتز پروتئین میکروبی به‎ علت محدودیت انرژی در محیط شکمبه باشد. در مقابل، در تیمارهای حاوی کاملینا (روغن و دانه) کاهش معنی‎دار نیتروژن آمونیاکی شکمبه همراه با افزایش معنی‎دار سنتز پروتئین میکروبی مشاهده شد که نشان می‎دهد حضور اسیدهای چرب غیر اشباع در جیره های حاوی کاملینا (روغن و دانه) احتمالا موجب بهبود هماهنگی میان انرژی و نیتروژن قابل استفاده برای میکروب ها شده‎‎است. دفع روزانه تمام مشتقات پورینی ادرار (آلانتوئین، اسید اوریک، گزانتین + هیپوگزانتین) و سنتز پروتئین میکروبی در تیمار دانه کاملینا به ‎طور معنی داری بالاتر از سایر تیمارها بود (۰.۰۰۱>P). تولید پروتئین میکروبی در تیمار دانه کاملینا (۴۶.۵۸ گرم در روز) بیشترین و در تیمار شاهد (۳۴.۰۸ گرم در روز) کمترین مقدار را نشان داد (۰.۰۰۰۱>P). تولید پروتئین میکروبی به ‎ازای هر کیلوگرم ماده‎ خشک مصرفی نیز در تیمار دانه کاملینا (۱.۰۷گرم) به طور معنی داری بیشتر از تیمار شاهد (۰.۸۱ گرم) بود (۰.۰۰۰۷= P). نتیجه‎ گیری: به‎‎ طور کلی، استفاده از دانه کاملینا با بهبود شرایط تخمیر شکمبه و افزایش سنتز پروتئین میکروبی همراه بود، در حالی‎ که روغن پالم اثرات منفی بر تخمیر شکمبه داشت. شکل فیزیکی ارائه چربی و منبع اسیدهای چرب نقش تعیین کننده ای در الگوی تخمیر شکمبه ای و سنتز پروتئین میکروبی داشت. دانه کامل کاملینا به ‎‎دلیل محافظت فیزیکی روغن در برابر تخمیر سریع و همچنین تامین همزمان انرژی و پروتئین قابل تخمیر، ضمن حفظ pH شکمبه در محدوده مطلوب، سبب افزایش نسبت پروپیونات به استات و بهبود سنتز پروتئین میکروبی گردید. اگرچه روغن کاملینا به شکل آزاد غلظت کل اسیدهای چرب فرار را افزایش داد، اما سطح ۱.۵ درصد آن تاثیر منفی بر سنتز پروتئین میکروبی نداشت. بر اساس یافته های این پژوهش، استفاده از دانه کاملینا تا سطح ۵ درصد ماده‎ خشک جیره می تواند با بهبود تخمیر شکمبه ای و افزایش سنتز پروتئین میکروبی، کارایی استفاده از جیره را در بره های پرواری ارتقا دهد.

نویسندگان

علی توحیدی

Department of Animal and Poultry Nutrition, Faculty of Animal Science, Gorgan University of ‎Agricultural Sciences and Natural Resources, Gorgan, Iran

تقی قورچی

Department of Animal and Poultry Nutrition, Faculty of Animal Science, Gorgan University of ‎Agricultural Sciences and Natural Resources, Gorgan, Iran

عبدالحکیم توغدری

Department of Animal and Poultry Nutrition, Faculty of Animal Science, Gorgan University of ‎Agricultural Sciences and Natural Resources, Gorgan, Iran

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :
  • AOAC. (۲۰۰۵). Official Methods of Analysis of the Association of ...
  • Baee, H., Ghoorchi, T., Toghdory, A., & Mokhtarpour, A. (۲۰۲۳). ...
  • [In Persian]Bogge, D. L., Bergen, W. G., & Hawkins, D. ...
  • Broderick, G. A., & Kang, J. H. (۱۹۸۰). Automated simultaneous ...
  • Daniel, J. L., & Resende Júnior, J. C. (۲۰۱۲). Absorption ...
  • Ghoorchi, T., Gharabash, A.M., & Torbatinejad, N.M. (۲۰۰۶). Effect of ...
  • Gonthier, C., Mustafa, A.F., Berthiaume, R., Petit, H.V., Marineau, R., ...
  • ‎Jenkins, T. C. (۱۹۹۳). Lipid metabolism in the rumen. Journal ...
  • McVay, K. A., & Lamb, P. E. (۲۰۰۸). Camelina Production ...
  • Mehrani, K., Ghoorchi, T., & Toghdory. (۲۰۲۵). The effect of ...
  • Rajabi Aliabadi, R., Ghoorchi, T., Torbati Nejad, N. M., Toghdor, ...
  • Van Soest, P. J. (۱۹۹۴). Nutritional Ecology of the Ruminant, ...
  • AOAC. (۲۰۰۵). Official Methods of Analysis of the Association of ...
  • Baee, H., Ghoorchi, T., Toghdory, A., & Mokhtarpour, A. (۲۰۲۳). ...
  • Bashtini, M., & Farhangfar, H. (۲۰۱۹). Dairy Cow Nutrition, Vazhegane ...
  • [In Persian]Bogge, D. L., Bergen, W. G., & Hawkins, D. ...
  • Broderick, G. A., & Kang, J. H. (۱۹۸۰). Automated simultaneous ...
  • Daniel, J. L., & Resende Júnior, J. C. (۲۰۱۲). Absorption ...
  • Ghoorchi, T., Gharabash, A.M., & Torbatinejad, N.M. (۲۰۰۶). Effect of ...
  • ‎Jenkins, T. C. (۱۹۹۳). Lipid metabolism in the rumen. Journal ...
  • https://doi.org/۱۰.۳۱۶۸/jds.S۰۰۲۲-۰۳۰۲(۹۳)۷۷۷۲۷-۹Machmüller, A., Ossowski, D. A., & Kreuzer, M. (۲۰۰۰). Comparative ...
  • McVay, K. A., & Lamb, P. E. (۲۰۰۸). Camelina Production ...
  • Mehrani, K., Ghoorchi, T., & Toghdory. (۲۰۲۵). The effect of ...
  • Rajabi Aliabadi, R., Ghoorchi, T., Torbati Nejad, N. M., Toghdor, ...
  • Ruiz, R., Tedeschi, L., Marini, J., Fox, D., Pell, A., ...
  • Van Soest, P. J. (۱۹۹۴). Nutritional Ecology of the Ruminant, ...
  • نمایش کامل مراجع