نظریه کلی ضرورت متعارف بودن توافقات قراردادی در فقه اسلامی با نگاهی به ابزارهای حقوق خارجی و شروط غیرمنصفانه" >نظریه کلی ضرورت متعارف بودن توافقات قراردادی در فقه اسلامی با نگاهی به ابزارهای حقوق خارجی و شروط غیرمنصفانه" >نظریه کلی ضرورت متعارف بودن توافقات قراردادی در فقه اسلامی با نگاهی به ابزارهای حقوق خارجی و شروط غیرمنصفانه" >

<span lang="FA">نظریه کلی ضرورت متعارف بودن توافقات قراردادی در فقه اسلامی با نگاهی به ابزارهای حقوق خارجی و شروط غیرمنصفانه

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 23

فایل این مقاله در 40 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_FIGH-13-2_004

تاریخ نمایه سازی: 21 مهر 1405

چکیده مقاله:

۱. مقدمه و هدفمعامله نامتعارف توافقی است که خردمندان جامعه عادتا آن را انشاء نمی کنند. مبانی چنین معاملاتی در حقوق ایران موجود و مصداق بارز آن در فقه، معاملات سفیهانه است. در خانواده کامن لا نیز از این توافقات با عنوان معاملات خلاف وجدان یا غیرعقلائی و شروط غیرمنصفان» یاد می شود. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل مبانی، مصادیق و معیارهای تشخیص معاملات نامتعارف در فقه اسلامی، حقوق ایران و نظام های حقوقی غرب است.۲. مواد و روش هاپژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای انجام شده است. ابتدا مفهوم معاملات نامتعارف و تمایز آن از نهادهای مشابه تبیین، سپس پیشینه موضوع در فقه اسلامی و حقوق خارجی بررسی و در ادامه، با استناد به دیدگاه های فقهی، حقوقی و آراء قضایی، عوامل موثر بر نامتعارف شدن معاملات تحلیل گردیده است.۳. یافته های تحقیقوقوع توافقات نامتعارف در عقود یا شروط ضمن آن محتمل است. سفیهانه و غیرعقلائی بودن از مهم ترین شاخص هاست و به نظر برخی فقیهان معاصر، شروط بی فایده، غیرمقدور، مجهول، وجه التزام نامتعارف و نیز مهریه های گزاف، از مصادیق آن به شمار می روند. وجه اشتراک فقه اسلامی، حقوق ایران و نظام های حقوقی غرب، تاکید بر نابرابری فاحش قیمت و رفتار غیرعقلائی بر مبنای خرد عرفی است.۴. نتیجه گیریبازنگری در ماده ۲۳۰ قانون مدنی و تحدید اصل آزادی قراردادی، برای تحقق عدالت قراردادی و حفظ نظم عمومی ضروری است. تفسیر منصفانه مقررات و تحلیل واقع بینانه قضات می تواند مانع گسترش توافقات نامتعارف در حقوق ایران شود.

نویسندگان

محمد امین وحدانی نیا

دانش آموخته دکتری حقوق خصوصی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه عدالت، تهران، ایران؛ قاضی دیوان عالی کشور.

محمدعلی انصاری پور

دانشیار گروه حقوق خصوصی و اسلامی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

سجاد نوروزی مقدم

کارشناس ارشد حقوق خصوصی، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران؛ قاضی دادگستری.