تاثیر رویکرد آموزش به همتا با رویکرد فناوری بر یادگیری مهارت های هنری دانش آموزان دوره ابتدایی
محل انتشار: فصلنامه فناوری آموزش، دوره: 20، شماره: 2
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 28
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JEIT-20-2_008
تاریخ نمایه سازی: 21 مهر 1405
چکیده مقاله:
پیشینه و اهداف: یادگیری مهارت های هنری یکی از مهم ترین چالش های حال حاضر در علوم پایه است و رویکردهای متفاوتی در افزایش عملکرد دانش آموزان در روند یادگیری این مهارت ها اتخاذ شده است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تاثیر رویکرد آموزش به همتا بر یادگیری مهارت های هنری دانش آموزان پایه چهارم دوره ابتدایی شهر اراک در درس هنر است. روش ها : روش اجرای پژوهش، نیمه آزمایشی (تجربی) با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی است که در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ در شهر اراک، به تحصیل اشتغال دارند. برای انتخاب نمونه، از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. به این صورت که از بین دانش آموزان پایه چهارم مدرسه دخترانه رضوان شهر اراک، تعداد ۵۰ نفر انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش (۲۵ نفر) و کنترل (۲۵ نفر) جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از چک لیست محقق ساخته یادگیری مهارت های هنری درس هنر استفاده شد. گروه آزمایش در مدت ۹ هفته طی جلسات ۶۰ دقیقه ای با استفاده از رویکرد آموزش به همتا درس هنر پایه چهارم دوره ابتدایی را آموزش دیدند و گروه کنترل به شیوه معمول مورد آموزش قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری در دو سطح توصیفی (شاخص های مرکزی و پراکندگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) استفاده شد. پژوهش حاضر با فرض اینکه رویکرد آموزش به همتا بر یادگیری مهارت های هنری دانش آموزان پایه ی چهارم ابتدایی در درس هنر تاثیرگذار است انجام شد. یافته ها: قبل از آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره مفروضه های این آزمون بررسی شدند. ابتدا از آزمون F لوین برای بررسی مفروضه برابری واریانس های خطا در متغیر مهارت های هنری استفاده شد سپس از آزمون واریانس جهت بررسی شیب رگرسیون بهره برده شد و مفروضه شیب رگرسیون برای متغیرهای هنری با سطح معنی داری (۰۵/۰ >p) تایید شد. همچنین نتیجهی آزمون ام باکس جهت بررسی مفروضه برابری ماتریس واریانس-کوواریانس با سطح معناداری (۰۵/۰ >p) تایید شد. در نهایت در متغیر مهارت های هنری پس از تعدیل نمرات پیش آزمون، تفاوت بین دو گروه آزمایش و کنترل معنی دار بود که به تاثیرگذاری رویکرد به همتا بر مهارت های هنری دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی در درس هنر تاکید دارد (۰۵/۰ >p). نتیجه گیری: در مجموع، نتایج این پژوهش نشان داد که روش آموزش به همتا می تواند یک راهبرد آموزشی قدرتمند برای بهبود یادگیری مهارت های هنری در دانش آموزان ابتدایی باشد. باتوجه به مزایای این روش، توصیه می شود که از آن به عنوان مکمل روش های سنتی آموزش در مدارس استفاده شود و در این زمینه دوره های آموزشی جهت کاربست اصولی این راهبرد برای معلمان برنامه ریزی شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه عزیزآبادی فراهانی
گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه اراک، اراک، ایران
رحیم مرادی
گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه اراک، اراک، ایران
بهمن یاسبلاغی شراهی
گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه اراک، اراک، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :