اندازه گیری شاخص های فقر چندبعدی در استان خوزستان با استفاده از تعدیل روش آلکایر - فوستر و با در نظر گرفتن ابعاد اشتغال و مسکن
محل انتشار: فصلنامه اقتصاد مقداری، دوره: 22، شماره: 1
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 9
فایل این مقاله در 25 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JQE-22-1_001
تاریخ نمایه سازی: 21 مهر 1405
چکیده مقاله:
چکیده گستردهمعرفیفقر یکی از مشکلات اساسی جوامع بشری و نشانه بارز توسعه نیافتگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که ثبات سیاسی، همبستگی اجتماعی و سلامت روانی را در اقشار مختلف جامعه به خطر می اندازد.لذا مبارزه با فقر امروزه مورد توجه زیادی قرار گرفته است و در این زمینه تلاش های زیادی انجام گرفته است. در گذشته فقر تنها از طریق رویکرد درآمدی اندازه گیری می شد، اما این رویکرد سایر نمود های فقر را شامل نمی شود (علی مددی، ۱۳۸۷). فقدان آموزش، بهداشت، مسکن، توانمندسازی، اشتغال، امنیت شخصی و ... می تواند منجر به فقر شود. از طرفی فقر علاوه بر روند و سطح درآمد به شدت با روندهای اساسی دیگر مانند مرگ و میر کودکان، میزان حضور در مدارس ابتدایی، سوء تغذیه ارتباط دارد. فقر پدیده ای است چند وجهی که بررسی و تحلیل کلیه وجوه و ابعاد آن، لازمه شناخت دقیق است. روش آلکایر و فوستر از جمله روش های سنجش فقر چندبعدی است که محرومیت شدید در ابعاد آموزش، سلامت و استانداردهای زندگی را شامل میشود و به طورکلی مولفههای سازنده آن نماینده وجود رفاه در خانوار محسوب میشوند (آلکایر و فوستر،۲۰۱۳). با توجه به اهمیت بررسی میزان و شدت فقر، در این تحقیق علاوه بر مولفه های آلکایر و فوستر، دو مولفه اشتغال و مسکن نیز مدنظر قرار گرفته است و الگوی آلکایر و فوستر تعدیل شده است.به رغم آن که استان خوزستان رتبه دوم تولید ناخالص را بین استانهای کشور دارد، اما مطالعات فقر تک بعدی حکایت از فقر بالاتر از ۳۶ درصد و با نوسانات زیاد در این استان دارد (افقه و قنواتی فر، ۱۳۸۸ و۱۳۹۰). به همین دلیل ضروری است که فقر چند بعدی بر اساس ابعادی که خانوارهای خوزستانی، محرومیت عمده در آن دارند، محاسبه گردد تا از این دیدگاه نیز با متوسط کشوری مقایسه شود. لذا در این پژوهش، با تکیه بر رویکرد آلکایر فوستر و تعدیل آن با توجه به مشکلات اقتصادی خانوارهای استان، شاخص فقرچندبعدی[۱] در استان خوزستان در دو دوره ۱۳۹۰ و ۱۳۹۵ مورد محاسبه و تحلیل قرار گرفته است.متدولوژیدر این پژوهش، بر پایه ی رویکرد برنامه ی عمران سازمان ملل در گزارش های توسعه ی انسانی که با استفاده از الگوی آلکایر و فوستر (۲۰۱۱) انجام یافته، این الگو در ابعاد تعدیل شده و فقر چندبعدی بررسی شده است.با بررسی اولیه ای میزان محرومیت خانوارهای استان خوزستان در ابعاد مختلف، دو بعد اشتغال و مسکن به سه بعد آموزش، سلامت و استانداردهای زندگی اضافه شد. چون در بعد اشتغال و مسکن خانوارهای استان آسیب پذیر بودند، و از فرم تعدیل شده آلکایر فوستر برای استان خوزستان استفاده شد. وزن ابعاد و مولفه های پژوهش با توجه به رویکرد آلکایر فوستر به نسبت برابر توزیع شده است.یافتههابا توجه به ابعاد ۵ گانه، شاخص نسبت سرشمار (نرخ فقر) برای استان خوزستان در سالهای ۱۳۹۰ و ۱۳۹۵ محاسبه و با فقر چند بعدی ۱۳۹۵ کل کشور مقایسه می شود.در سال ۱۳۹۵ میزان آسیب پذیری خانواده های خوزستانی در بعد سلامت ۳۸ درصد می باشد و این در حالی است که در کل کشور ۳۵ درصد در بعد سلامت آسیب پذیرند. در سال ۱۳۹۰ میزان مولفه سوءتغذیه ۱۶ درصد و عدم دسترسی به بیمه سلامت ۲۴ درصد بوده که در سال ۱۳۹۵ این میزان افزایش یافته است به طوری که مولفه سوءتغذیه از ۱۶ درصد به ۱۸ درصد افزایش یافته و افراد بیشتری در استان خوزستان دچار سوءتغذیه هستند و عدم دسترسی به بیمه سلامت با ۱درصد افزایش به ۲۵ درصد رسیده است.میزان فقر آموزشی در سال ۱۳۹۵ در استان خوزستان حدود ۹/۲ درصد است. خانوارهایی که همه اعضای آن زیر ۵ کلاس سواد دارند در سال ۱۳۹۰ به میزان ۱/۱ درصد و در سال ۱۳۹۵ به ۰۹/۰ درصد به میزان کمی کاهش یافته است. همچنین وجود کودک زیر ۱۸ سال که کمتر از ۹ کلاس سواد دارند در سال ۱۳۹۰ میزان ۳/۲ درصد بوده که در سال ۱۳۹۵ به ۴/۲ درصد افزایش یافته است.در سال ۱۳۹۵ حدود ۲۷ درصد از مردم خوزستان از نظر تامین مسکن در وضعیت مطلوبی هستند این شاخص برای کل کشور ۲۲ درصد است. خانوار هایی که در استان، مسکن بادوامی ندارند در سال ۱۳۹۰، ۵/۶ درصد بوده اند که در سال ۱۳۹۵ با ۵/۲ درصد افزایش به عدد ۵/۸ درصد رسیده است همچنین تعداد خانواده هایی که دارای مسکن کمتر از ۱۶متر زیربنای سرانه دارند در سال ۱۳۹۰، ۲۲درصد بوده که در سال ۱۳۹۵ با ۵/۰ درصد افزایش به عدد ۵/۲۲ درصد رسیده است.۵۱ درصد از مردم خوزستان از نظر اشتغال در وضعیت نامطلوبی قرار دارند. میزان نداشتن بیمه تامین اجتماعی در سال ۱۳۹۰، ۴۳ درصد بوده که با ۲درصد افزایش در سال ۱۳۹۵ به ۴۵ درصد رسیده است. همچنین میزان بیکاری سرپرست خانوار در سال ۱۳۹۰، ۱۱ درصد بوده که با ۴/۰ درصد افزایش، در سال ۱۳۹۵ به ۴/۱۱ درصد رسیده است که نشان دهنده وخیم تر شدن وضعیت اشتغال در استان خوزستان است. نسبت سرشمار بعد اشتغال در کشور ۴۰ درصد است که اهم آن به دلیل نداشتن پوشش بیمه های اجتماعی است.در بعد استانداردهای زندگی در سال ۱۳۹۵، ۱۵ درصد خانوارهای استان خوزستان دچار محرومیت هستند. این وضعیت نسبت به متوسط کل کشور (۸ درصد) بسیار نامناسب تر است. وضعیت فقر استاندارد های زندگی خانوارهای استان خوزستان نسبت به سال ۱۳۹۰، دو درصد بدتر شده است. در سال ۱۳۹۰ میزان دسترسی نداشتن به آشپزخانه ۲ درصد، دسترسی نداشتن به آب و برق و گاز ۹/۶ درصد، نداشتن حمام ۳/۲ درصد، نداشتن دارایی مانند اتومبیل، دوچرخه و ...۷/۴ درصد بوده که در سال ۱۳۹۵ در همه ابعاد شاهد افزایش این میزان بوده ایم به گونه ای که دسترسی نداشتن به آشپزخانه ۴/۲ درصد، دسترسی نداشتن به آب و برق و گاز ۷/۷ درصد، نداشتن حمام ۷/۲ درصد، نداشتن دارایی مانند اتومبیل، دوچرخه و ... ۳/۵ درصد است. نتیجه گیریدر این پژوهش به بررسی شاخص های فقر چند بعدی در استان خوزستان با استفاده از تعدیل روش آلکایر و فوستر و در سال های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۵ پرداختیم. نتایج این پژوهش نشان داد که مردم استان در دو بعد اشتغال و سلامت دارای محرومیت بیشتری نسبت به سایر ابعاد هستند. وضعیت استان نسبت به کشور نامطلوب تر است و فقر چند بعدی در استان خوزستان در سال ۱۳۹۵ نسبت به سال ۱۳۹۰ افزایش داشته است. این افزایش در بعد های سلامت، مسکن و استانداردهای زندگی بوده است. در مجموع، در دو بعد آموزش و اشتغال وضعیت همانند سال ۱۳۹۰ است. مهمترین مولفه های فقر در بعد سلامت، عدم دسترسی به بیمه سلامت؛ در بعد مسکن، سرانه متراژ مسکن کمتر از ۱۶ متر مربع؛ در بعد اشتغال، عدم پوشش بیمه های اجتماعی شاغلین و در بعد استانداردهای زندگی، کیفیت پایین دسترسی به آب تصفیه شده، گاز و برق و نداشتن دارایی هایی مثل وسایل دوچرخه و وسایل موتوری است. در عین حال سوء تغذیه در بعد سلامت نیز دارای محرومیت بالایی است و یا بیکاری سرپرست خانوار در بعد اشتغال نیز به فقر اشتغال افزوده است. خوزستان در بعد اشتغال و در مولفه نداشتن بیمه های اجتماعی مشکل اساسی دارد. برای اینکه فقر در بعد اشتغال کاهش بیابد نیازمند این است که بیمه های اجتماعی به شاغلان تعلق بگیرد که در گرو کاهش بخش غیررسمی و اشتغال غیر رسمی و تبدیل آن به اشتغال رسمی است که بیمه به همه شاغلان تخصیص یابد. خوزستان هم به مانند کل کشور از بخش غیر رسمی بزرگ رنج می برد. شناسایی مسکن های با مصالح بی دوام و نوسازی و مقاوم سازی آنها با توجه به حمایت ها، تسهیلات و سیاستگذاری متناسب، می تواند به کاهش فقر مسکن در خوزستان کمک کند اما سرانه متراژ پایین، مولفه ای نیست که در کوتاه مدت و میان مدت بر آن فائق شد و نیازمند افزایش درآمد های پایدار سرانه خوزستانی هاست که در آینده بتوانند خانه های بزرگتری را داشته باشند. در بعد آموزش اندازه فقر پایین است و یکی از دلایل به تعریف مولفه های مورد استفاده و توسعه آموزش در ایران بر می گردد. از آن جایی که در بعد آموزش مولفه "همه اعضای خانوار زیر پنج کلاس سواد دارند" در رویکرد آلکایر فوستر در نظر گرفته شده، محرومیت در بعد آموزش پایین است. در ایران و در وضعیت کنونی شاید سرپرست خانوار باید حداقل دیپلم داشته باشد تا از این منظر فقیر تلقی شود و اگر این مولفه اصلاح گردد محرومیت در بعد آموزش نیز افزایش می یابد. در بعد استانداردهای زندگی و در مولفه آب و برق سطح محرومیت بالا است. با همه این اوصاف به داده های جزئی بیشتری نیاز است که فقر چند بعدی استان خوزستان رصد شود و خانوارهای محروم از ابعاد چندگانه مستقیما شناسایی و مورد حمایت یا توانمندسازی قرار گیرند. یافته های این پژوهش در فقر چند بعدی استان خوزستان نشان می دهد که نسبت سرشمار فقر چند بعدی در مقایسه با نسبت سرشمار فقر درآمدی در مطالعه افقه و قنواتی فر (۱۳۹۰) پایین تر است و این اشاره به یکی از مزیت های رویکرد فقر چند بعدی به رویکرد تک بعدی درآمدی دارد که فقط درآمد نمی تواند مبنای محرومیت قرار گیرد بلکه اگر فرد از قابلیت های لازم برخوردار باشد نمی توان ایشان را در زمره فقرا قرار داد، درآمد یک مولفه موقتی و پر نوسان است و اگرخانواری درآمد یک سال خود را از دست داد، نمی توان تصور کرد که یکباره به ورطه فقر افتاده باشد. یافته های پژوهش حاضر با یافته های سایر مطالعات در سطح کل کشور ( فطرس و قدسی (۱۳۹۶)، خلج و یوسفی (۱۳۹۳)، جلالی (۱۳۹۸)، مرکز پژوهش های مجلس (۱۳۹۶)) همسو است و در مولفه های یکسان نتایج همسو و در یک راستا هستند. [۱] Multidimensional Poverty Index (MPI)
کلیدواژه ها:
نویسندگان
یعقوب اندایش
استادیار اقتصاد، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
سید مرتضی افقه
دانشیار اقتصاد، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
فروزان حسن زاده
دانش آموخته کارشناسی ارشد اقتصاد، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :