مرور نظام مند پیامدهای فیزیولوژیک و علائم روان تنی (Psychosomatic) ناشی از تعارض مزمن کار و خانواده در زنان شاغل در مشاغل درمانی و شیفتی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

WMCONF16_061

تاریخ نمایه سازی: 19 مهر 1405

چکیده مقاله:

زمینه و هدف: افزایش حضور زنان در عرصه های اجتماعی و اقتصادی، به ویژه در مشاغل پراسترس و شیفتی مانند حوزه درمان، پدیده تعارض کار و خانواده (Work-Family Conflict - WFC) را به یکی از چالش های اساسی سلامت شغلی و عمومی بدل کرده است. این تعارض مزمن، فراتر از پیامدهای روان شناختی، می تواند به شکل علائم روان تنی و تغییرات فیزیولوژیک نامطلوب بروز یابد. هدف این مقاله، ارائه یک مرور نظام مند، تحلیلی و جامع از یافته های پژوهشی موجود در خصوص پیامدهای فیزیولوژیک و علائم روان تنی ناشی از تعارض مزمن کار و خانواده در میان زنان شاغل در مشاغل درمانی و شیفتی است. روش شناسی: این پژوهش یک مطالعه مروری نظام مند (Systematic Review) با رویکردی توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای است. برای گردآوری داده ها، پایگاه های اطلاعاتی داخلی (SID, Magiran, Iranmedex) و بین المللی (PubMed, Scopus, Web of Science, Google Scholar) با استفاده از کلیدواژه های فارسی و انگلیسی مرتبط (تعارض کار-خانواده، علائم روان تنی، سلامت فیزیولوژیک، زنان شاغل، کادر درمان، پرستاران، کار شیفتی) در بازه زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۶ (۱۳۹۷ تا ۱۴۰۵) جستجو شدند. مقالات معتبر و مرتبط بر اساس معیارهای ورود و خروج مشخص، انتخاب و داده های آن ها به روش تحلیل روایی (Narrative Synthesis) مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل یافته ها نشان می دهد که تعارض مزمن کار و خانواده در زنان کادر درمان، ارتباط معناداری با طیف وسیعی از علائم روان تنی از جمله سردردهای تنشی و میگرن، اختلالات گوارشی (سندرم روده تحریک پذیر)، دردهای اسکلتی-عضلانی مزمن، اختلالات خواب و خستگی مفرط دارد. در سطح فیزیولوژیک، شواهد حاکی از آن است که این تعارض با اختلال در عملکرد محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) و افزایش سطح کورتیزول، افزایش فشار خون، تضعیف سیستم ایمنی و افزایش نشانگرهای التهابی همراه است که در بلندمدت خطر ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی و متابولیک را افزایش می دهد. کار شیفتی به عنوان یک عامل تشدیدکننده، با برهم زدن ریتم شبانه روزی، این پیامدهای منفی را تقویت می کند. نتیجه گیری: تعارض کار و خانواده یک استرسور روانی-اجتماعی قدرتمند است که به طور مستقیم سلامت جسمانی زنان شاغل در حوزه درمان را تهدید می کند. این پدیده نباید صرفا یک چالش مدیریتی یا فردی تلقی شود، بلکه یک مسئله بهداشت عمومی است که نیازمند مداخلات چندسطحی سازمانی (مانند طراحی شیفت های کاری انعطاف پذیر و ارائه حمایت های اجتماعی) و فردی (مانند آموزش راهبردهای مدیریت استرس) می باشد. پژوهش های آتی باید بر روی مطالعات طولی برای تبیین روابط علی و همچنین طراحی و ارزیابی اثربخشی مداخلات متمرکز شوند.

نویسندگان

اکرم بیدی

گروه مشاوره و روانشناسی، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

علی اکبر افچنگی

گروه روانشناسی، واحد الکترونیک، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران