مرور نظام مند مدل های توانمندسازی روان شناختی در سازمان ها و تاثیر آن بر بهبود تعادل کار-زندگی و ارتقای سلامت روان زنان مدیر و کارآفرین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
WMCONF16_060
تاریخ نمایه سازی: 19 مهر 1405
چکیده مقاله:
هدف اصلی این مقاله، ارائه یک مرور نظام مند و تحلیلی از مدل های توانمندسازی روان شناختی و بررسی عمیق سازوکارهای تاثیرگذاری آن بر بهبود تعادل کار-زندگی و ارتقای سلامت روان زنان در نقش های مدیریتی و کارآفرینی است. در دنیای کسب وکار امروز، با وجود افزایش حضور زنان در عرصه های رهبری، آنان همچنان با چالش های منحصربه فردی از جمله تعارض نقش، فشار روانی مضاعف و موانع فرهنگی-ساختاری مواجه هستند که تعادل میان مسئولیت های حرفه ای و شخصی و همچنین سلامت روان آن ها را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. توانمندسازی روان شناختی، به عنوان یک ساختار انگیزشی چندبعدی شامل احساس معناداری، شایستگی، خودمختاری و تاثیر، یک چارچوب نظری قدرتمند برای درک و تقویت تاب آوری و اثربخشی این گروه از رهبران ارائه می دهد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد مرور نظام مند مبتنی بر منابع کتابخانه ای، به بررسی و تلفیق یافته های پژوهش های معتبر داخلی و خارجی منتشر شده در هشت سال اخیر (۲۰۱۷-۲۰۲۵) می پردازد. فرآیند پژوهش شامل جستجوی نظام مند در پایگاه های اطلاعاتی علمی، گزینش مقالات بر اساس معیارهای ورود و خروج دقیق، و در نهایت، تحلیل و سنتز محتوای کیفی یافته ها است. نتایج این تحلیل نشان می دهد که ابعاد چهارگانه توانمندسازی روان شناختی به طور مستقیم و غیرمستقیم، از طریق متغیرهای میانجی مانند حمایت سازمانی و اجتماعی، به کاهش استرس شغلی، افزایش رضایت از زندگی و کار، و بهبود شاخص های سلامت روان (مانند کاهش اضطراب و افسردگی) در زنان مدیر و کارآفرین منجر می شود. همچنین، این مقاله با شناسایی شکاف های پژوهشی موجود، از جمله کمبود مدل های بومی سازی شده و عدم توجه کافی به نقش متغیرهای تعدیل گر فرهنگی، مسیرهای جدیدی را برای تحقیقات آتی پیشنهاد می کند. در نهایت، یک مدل مفهومی یکپارچه ارائه می شود که روابط پیچیده میان این متغیرها را تبیین کرده و می تواند به عنوان مبنایی برای طراحی مداخلات عملی در سطح سازمانی و فردی جهت حمایت از زنان رهبر مورد استفاده قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
اکرم بیدی
گروه مشاوره و روانشناسی، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسنده مسئول)
علی اکبر افچنگی
گروه روانشناسی، واحد الکترونیک، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران