اثربخشی آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی مولد بر یادگیری مفهومی، ماندگاری یادگیری و اصلاح بدفهمی های جغرافیایی دانش آموزان دوره دوم متوسطه در رشته علوم انسانی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_SPE-12-1_017
تاریخ نمایه سازی: 19 مهر 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان اثربخشی آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی مولد بر یادگیری مفهومی، ماندگاری یادگیری و اصلاح بدفهمی های جغرافیایی دانش آموزان پایه دوازدهم رشته علوم انسانی تدوین شده است. در عصر حاضر، تحولات فناوری دیجیتال و ظهور هوش مصنوعی مولد، ظرفیت های نوینی را برای عبور از روش های آموزشی سنتی و انتقال محور به سمت رویکردهای تعاملی و ساختن گرا فراهم آورده است. آموزش جغرافیا، به دلیل ماهیت انتزاعی مفاهیم و دشواری در درک روابط علی و معلولی، همواره با چالش هایی نظیر عدم ماندگاری مطالب و تثبیت بدفهمی های ذهنی مواجه بوده است. این پژوهش با بهره گیری از روش نیمه تجربی و طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل، بر روی ۸۰ نفر از دانش آموزان کلاس پایه یازدهم دختر منطقه ۳ اصفهان اجرا شد. گروه آزمایش تحت آموزش مبتنی بر پلتفرم های هوش مصنوعی مولد (شامل شبیه سازی های تعاملی و پرسش گری سقراطی) قرار گرفتند و گروه کنترل روش های سنتی را تجربه کردند. ابزارهای پژوهش شامل آزمون های محقق ساخته یادگیری مفهومی و سنجش بدفهمی های جغرافیایی بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA) و تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی مولد، تاثیر معناداری بر ارتقای یادگیری مفهومی دانش آموزان دارد و عملکرد گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به طور قابل توجهی بالاتر بوده است (p < ۰.۰۰۱). همچنین، در زمینه ماندگاری یادگیری، نتایج حاکی از افت معنادار کمتر عملکرد در گروه آزمایش در مرحله پیگیری بود که نشان دهنده اثربخشی مدیریت بار شناختی توسط این فناوری است. در حوزه بدفهمی ها، هوش مصنوعی با ارائه بازخوردهای آنی و شخصی سازی شده، نقش کلیدی در اصلاح مدل های ذهنی نادرست دانش آموزان ایفا کرد. تحلیل کیفی دیدگاه های دانش آموزان نیز حاکی از نگرش بسیار مثبت آنان نسبت به این ابزار به عنوان یک همتای یادگیری تعاملی و جذاب بود که منجر به تقویت توانمندسازی شخصی در فرایند یادگیری شده است. در نهایت، یافته ها موید آن است که ادغام هوش مصنوعی مولد در برنامه های درسی جغرافیا، نه تنها به عنوان یک کاتالیزور برای بهبود کیفیت آموزشی عمل می کند، بلکه زمینه ساز پرورش تفکر انتقادی و آماده سازی نسل آینده برای زیستن در عصر دیجیتال است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سیمین شمائی
کارشناسی ارشد جغرافیا طبیعی گرایش اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد