فارابی و بحران قانون در نگاه لئو اشتراوس؛ بحث درباب نوموس شهر
فایل این در 165 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
چکیده :
پژوهش حاضر به مسئله بحران سیاسی زمانه ما می پردازد و در ادامه کوشش می کند با تکیه بر خوانش لئو اشتراوس و شاگردان او از فلسفه سیاسی فارابی، نمونه برجسته فلسفه سیاسی قدمایی در جهان اسلام، آثار او را برای آزمودن راه برون رفت از این بحران به بحث گذارد. پرسش محوری رساله پیش رو این است که آیا می توان از میان گستره آثار سیاسی و فلسفی فارابی، و با تکیه بر خوانش اشتراوسی، الگویی عقلانی برای بازسازی فلسفه سیاسی در مواجهه با بحران زمانه حاضر به دست آورد. این بحران، در سطح مفهومی، با به حاشیه راندن یا حذف پرسش از غایات انسانی، نظام سیاسی خوب و قانون دادگرانه و عقلانی در فلسفه های سیاسی مدرن همراه شده است. به جای آن، علوم سیاسی پوزیتیویستی معاصر عمدتا بر نحوه اداره قدرت، تنظیم تنش های سیاسی و سیاست گذاری متمرکز شده است، و اغلب تحت تاثیر روش شناسی پوزیتیویستی از بررسی ارزش ها و غایات انسانی صرف نظر کرده است. هم راستای رویکرد تنزیهی علوم سیاسی معاصر، پرسش های بنیادین فلسفه سیاسی با فروافتادن به مغاک تاریخی گرایی و نسبی گرایی، امکان پژوهش درباب ارزش های جهان شمول را یکسره از خود سلب کرده اند. اشتراوس این تحول را نشانه ای از یک بحران جدی در حیات سیاسی انسان مدرن می دانست. او در کتب و مقالات پرشمار خود، تاکید می کند که حذف فلسفه سیاسی به مثابه دانشی که درباره امور دادگرانه و نظام سیاسی خوب پژوهش می کند، موجب از دست دادن بنیاد خردمندانه سیاست و رهاکردن آن در ورطه «سیاست تغلب» است. اشتراوس بازگشت به فلسفه سیاسی قدمایی را همچنین برای شناسایی مبادی تکوین این بحران ضروری می داند. در این میان دشواره ای که ادیان وحیانی برای فلسفه به بار آورده اند، به عنوان نقطه عطف شکل گیری این بحران مورد توجه اشتراوس قرار می گیرد. البته راهی که مدرن ها برای حل این تقابل پیمودند در نهایت و برخلاف انتظار اولیه به انکار اعتبار عقل انجامید. اینک زمان آن است که بررسی کنیم، نحوه مواجهه قدما با مسئله برخاسته از ظهور ادیان وحیانی امکانی برای دفاع از اعتبار عقل در معرکه پرسش های بنیادین فلسفه سیاسی فراهم می کند یا خیر. فارابی در آثار خود، کوشش فلسفی برای ترسیم بنیاد عقلانی شریعت (قانون الهی) را به میدان آورده است. در نظام سیاسی صورت بندی شده در این آثار، رئیس اول نه تنها یک رهبر سیاسی، بلکه فیلسوفی است که حکمت خود را از ناحیه اتصال به عقل فعال بهره مند است و می تواند آموزه های عقل نظری برگرفته از این اتصال را به زبان اقناعی و دینی در قالب شریعت برای جمهور مردم قابل فهم سازد. بنابراین، شریعت در نگاه فارابی مثالی از فلسفه است و سیاست فاضله در مناسبات پیچیده میان عقل و شریعت مستقر می شود. در این طرح، وحی با عقل تعارض ندارد بلکه صورت تخیلی همان حقیقتی است که فیلسوف در سطح عقلانی درک می کند. چنین رهیافتی امکان توامان دفاع از فلسفه، از موضع شریعت و دفاع از شریعت، از موضع فلسفه را فراهم می کند. با این حال چنین رهیافتی در فلسفه فارابی آشکارا سرشتی افلاطونی دارد. بررسی ابعاد افلاطون گرایی فارابی نیز بدین منظور دستور کار پژوهش این رساله خواهد بود. در نهایت، نتیجه ای که از این پژوهش دنبال می شود آن است که بازگشت به فارابی، در پرتو خوانش اشتراوس و شاگردان او، تنها اکتفا به یک پژوهش تاریخی درباب پرسش های فرسوده و غبارگرفته پیرامون نسبت میان عقل و شریعت نیست، بلکه پاسخی نظری به بحران فلسفه های سیاسی مدرن و تنگنای بی اعتباری عقل در عرصه پژوهش سیاسی است. در شرایطی که فلسفه های سیاسی مدرن یا به علم سیاست فروکاسته شده، یا به اخلاق فردی محدود گشته است، باید دید که فارابی می تواند همچنان راهی برای بازاندیشی فلسفه سیاسی به مثابه دانشی درباره بنیادهای سعادت و حیات دادگرانه جمعی پیش روی انسان قرار دهد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهدی براتی احمدآبادی
دانشجوی دکتری تخصصی حقوق عمومی دانشگاه شیراز
قدرت اله نوروزی باغکمه
دانشیار گروه حقوق دانشگاه اصفهان
ایرج آذرفزا
استادیار گروه فلسفه دانشگاه اصفهان
مهدی شهابی
دانشیار سابق گروه حقوق دانشگاه اصفهان و فعلی گروه حقوق خصوصی دانشگاه تربیت مدرس
شروین مقیمی زنجانی
استادیار پژوهش گروه علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
محمد منصوری بروجنی
استادیار گروه حقوق دانشگاه اصفهان
مراجع و منابع این :
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود لینک شده اند :