دگردیسی تجربه تماشاگر در فاصله گذاری برشت و مونتاژ دیالکتیکی آیزنشتاین

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 11

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICTIC02_010

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

مسئله رابطه تماشاگر با اثر هنری و تعیین جایگاه او در فرایند دریافت معنا، از دیرباز محل توجه نظریه پردازان بوده است. در این میان، برتولت برشت در حوزه تئاتر و سرگئی آیزنشتاین در سینما، هر یک با رویکردی متفاوت، در پی برهم زدن الگوهای تثبیت شده ی دریافت و عبور از تماشاگر منفعل بودند. این مقاله به واکاوی مفهوم دگردیسی تجربه تماشاگر در فاصله گذاری برشت و مسیر مونتاژ آیزنشتاین می پردازد و می کوشد نشان دهد چگونه این دو نظریه، باوجود تفاوت های رسانه ای، بر پایه ی منطق دیالکتیکی مشترکی شکل گرفته اند که هدف آن فعال سازی مخاطب و تبدیل او به سوژه ای متفکر و منتقد است. پژوهش حاضر از نظر روش شناسی توصیفی – تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای است. در این مسیر، ابتدا زمینه های فکری، زیبایی شناختی و تاریخی شکل گیری فاصله گذاری در تئاتر برشت و مونتاژ دیالکتیکی در سینمای آیزنشتاین بررسی می شود و سپس، سازوکارهای اجرایی و فرمی هر یک در نسبت با تجربه ی تماشاگر مورد بررسی قرار می گیرد. پرسش اصلی مقاله آن است که دگردیسی تجربه تماشاگر در این دو رویکرد چگونه محقق می شود و چه تمهیداتی در سطح فرم و ساختار، مخاطب را از هم ذات پنداری عاطفی صرف به کنشگری سوق می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که فاصله گذاری برشت، از طریق شکستن پیوستگی روایت، برانگیختن نوعی حیرت یا کنجکاوی درباره اتفاق، وتاکید برگستوس اجتماعی تماشاگر را وادار به اتخاذ موضع انتقادی می کند. درحالی که مونتاژ دیالکتیکی آیزنشتاین با ایجاد تضاد میان نماها و برهم زدن منطق ادراک خطی، فرایند معناسازی را به ذهن مخاطب واگذار می کند. بااین حال، در هر دو رویکرد، هدف نهایی نه صرفا نوآوری فرمی، بلکه ایجاد شرایطی برای آگاهی اجتماعی و مشارکت فعال تماشاگر است. نتیجه ی این پژوهش نشان می دهد که دگردیسی تماشاگر در آثار برشت و آیزنشتاین، حاصل مجموعه ای از تمهیدات دیالکتیکی است که مخاطب را از مصرف کننده ی معنا به تولیدکننده ی آن بدل می کند. از این منظر، فاصله گذاری و مونتاژ دیالکتیکی را می توان دو بیان متفاوت از یک دغدغه ی مشترک دانست: دستیابی به مخاطبی فعال، آگاه و منتقد در مواجهه با اثر هنری.

نویسندگان

ساناز الماسی

دانشجوی کارشناسی ارشد بازیگری دانشگاه هنر ایران،تهران ،ایران