هدف: گسترش سکونتگاه های غیر رسمی در کلان شهرهای ایران، به ویژه در مشهد، موجب تشدید نابرابری فضایی و محدودیت دسترسی به زیرساخت های شهری شده است. در چنین شرایطی، بخشی از نیازهای زیرساختی از طریق کنش های جمعی ساکنان تامین می شود. اما چگونگی سازمان یابی فضایی این کنش ها هنوز به خوبی شناخته نشده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین منطق های فضایی کنش های جمعی در تامین زیرساخت های محلی در
سکونتگاه غیر رسمی خواجه ربیع مشهد انجام شد. روش پژوهش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش آمیخته از نوع اکتشافی متوالی (کمی کیفی) است. در بخش کمی، داده های ۳۷۰ خانوار از طریق نمونه گیری طبقه ای با تخصیص متناسب و پرسشنامه محقق ساخته گردآوری و با استفاده از آمار توصیفی، همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه، و تحلیل خوشه ای دومرحله ای تحلیل شد. در بخش کیفی نیز ۱۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته با نمونه گیری هدفمند و اصل اشباع نظری انجام شد و داده ها با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. یافته ها: نتایج نشان داد کنش های جمعی تامین زیرساخت از سه
منطق فضایی متمایز پیروی می کنند: واکنشی موضعی (۸/۳۳ درصد)، مرکز شعاعی (۴/۲۹ درصد)، پراکنده (۸/۳۶ درصد). نتایج رگرسیون نشان داد
سرمایه اجتماعی (β=۰.۴۳)، امنیت ادراک شده مالکیت (β=۰.۲۹)، دسترسی فضایی (β=۰.۲۱)، و ادراک ریخت شناسی (β=۰.۱۷) مهم ترین عوامل موثر بر ظرفیت
کنش جمعی هستند و مدل توانست ۵۱ درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کند (R²=۰.۵۱). تحلیل کیفی نیز نشان داد که گره های اجتماعی، به ویژه مساجد و حسینیه ها، نقش سازمان دهنده کنش های جمعی را بر عهده دارند؛ درحالی که انزوای فضایی در لبه های محله با کاهش تعاملات اجتماعی و تضعیف همکاری های محلی به شکل گیری الگوی پراکنده منجر می شود. نتیجه: یافته ها نشان می دهد که سازمان یابی فضایی کنش های جمعی در سکونتگاه های غیر رسمی حاصل برهم کنش ویژگی های کالبدی محله، ادراک فضایی ساکنان، سرمایه اجتماعی، و امنیت مالکیت است و صرفا پیامد کمبود زیرساخت های رسمی نیست. بر این اساس، ارتقای زیرساخت در چنین محلاتی مستلزم رویکردی مکان آگاه و مشارکت محور است که ضمن بهبود دسترسی فیزیکی از گره های اجتماعی موجود برای تقویت ظرفیت
کنش جمعی و کاهش نابرابری فضایی بهره گیرد.