خوانش نشانه معناشناختی تحول سوژه و ابژه در شعر «قاصدک» از مهدی اخوان ثالث بر مبنای نظام های لاندوفسکی
محل انتشار: دوفصلنامه ادبیات تطبیقی، دوره: 18، شماره: 34
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 10
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JCTK-18-34_012
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
در نشانه معناشناسی حسیادراکی، معنا فراتر از کنش های برنامه مدار، از تجربه زیسته، هم حضوری و تعامل حسی میان سوژه و جهان پدید می آید. در این چارچوب، ابژه می تواند از جایگاه نقش مضمونی فراتر رود و در شکل گیری یا تعلیق معنا نقشی فعال ایفا کند. این پژوهش با اتخاذ رویکرد پساگرمسی و بر پایه نظام های گفتمانی اریک لاندوفسکی می کوشد شعر «قاصدک» مهدی اخوان ثالث را از منظر تعاملات حسی-ادراکی میان سوژه/ ابژه و با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی بازخوانی کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که هر چهار نظام معنایی لاندوفسکی در این سروده حضور دارند؛ با این تفاوت که کارکرد نمادین قاصدک به عنوان پیام آور، برخلاف خوانش های تاریخی رایج، تثبیت نمی شود بلکه دچار تعلیق می گردد. قاصدک که در آغاز ابژه ای برنامه مدار است، پس از بحران بازنمایی و در جریان تعامل حسی و هم حضوری، به هم سوژه ای پدیداری استحاله می یابد که بدون برخورداری از کنش مستقل، کانون برانگیختگی معنا و خودآگاهی سوژه مرجع قرار می گیرد. در مقابل، سوژه مرجع در اثر شوک ناشی از ناپایداری معنا و تعلیق کارکرد نماد، از کنشگری فاصله می گیرد و در وضعیت مات شدگی فرو می ماند؛ و کنش جای خود را به ادراک، انتظار معلق و تجربه زیسته نقصان می دهد. یافته پژوهش نشان می دهد که در این شعر، نظام تطبیق، به صورت فرایندی ناکام و فرسایشی، در نهایت به حذف تدریجی فاصله ادراکی سوژه و استیلای جهان-ابژه بر میدان معنا می انجامد. از این منظر، شعر «قاصدک» را می توان هم سندی شاعرانه از بحران تاریخی معنا و هم تاملی ژرف بر تنهایی هستی شناختی انسان معاصر دانست.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهرنوش کاشانی منصور
دانشجوی دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
ساره زیرک
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
فاطمه پاکرو
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :