این پژوهش به بازخوانی و تبیین تحول مفاهیم بنیادین
قبالای لوریایی یعنی «صیمصوم» (انقباض الهی)، «شویرت هکلیم» (شکستن ظروف) و «تیقون» (ترمیم یا بازسازی کیهانی) در دستگاه اخلاقی-عرفانی
موسی حییم لوتزاتو (۱۷۰۷-۱۷۴۶) می پردازد. بر اساس قبالای لوریایی، آفرینش جهان با انقباض نور الهی و سپس شکستگی ساختارهای اولیه همراه بود که به پراکندگی «جرقه های الهی» در سراسر هستی انجامید. وظیفه انسان، بازیابی و آزادسازی این جرقه ها برای بازگرداندن هماهنگی هستی است. اما جایگاه و نقش انسان در این فرآیند در نظام لوریایی همواره به طور کامل روشن نشده است.نوآوری فکری لوتزاتو در این است که انسان را از عنصری منفعل در فرایند الهی به «شریک فعال» در ترمیم جهان تبدیل می کند. او با بهره گیری از مفاهیم لوریایی، و با تکیه بر آثاری چون راه خدا، مسیر درستکاران و ۱۳۸ گشایش حکمت، نظامی عقلانی-اخلاقی ارائه می دهد که در آن هر عمل انسانی، اعم از انجام میتسواها، نیایش، مطالعه تورات و تهذیب نفس، نقش متافیزیکی در رهایی جرقه های الهی و پیشبرد
تیقون ایفا می کند.از دیدگاه او،
تیقون نه فقط یک امر کیهان شناختی، بلکه یک وظیفه اخلاقی-تاریخی است که به تعالی فردی، رشد معنوی جمعی، و تحقق تدریجی رستگاری منجر می شود. بدین سان، لوتزاتو با پیوند میان اخلاق عملی و اسطوره کیهانی، نوعی عرفان منسجم و نظام مند عرضه می کند که بعدها بر جنبش هایی چون حسیدیسیم و جنبش موسار تاثیر گذاشت.