کتاب عقل بیدار، از برجسته ترین آثار سلطان باهو، عارف و متکلم قرن یازدهم هجری قمری، به بحث در باره ماهیت، انواع و نقش عقل در سیر و سلوک معنوی اختصاص دارد. به رغم اهمیت آثار او، تاکنون پژوهش معرفت شناختی منسجمی در مورد نظریه عقل در اندیشه او انجام نشده است. مطالعات پیشین عمدتا بر ابعاد ادبی-عرفانی یا تاریخی-زندگینامه ای متمرکز بوده اند و تحلیل فلسفی-انتقادی ساختار منطقی استدلال های او را نادیده گرفته اند. این پژوهش با هدف پر کردن این خلا، جایگاه معرفت شناختی عقل را در کتاب عقل بیدار با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد هرمنوتیک انتقادی بررسی می کند. تفاوت اصلی این پژوهش با مطالعات پیشین، استفاده از چارچوب های معرفت شناختی تحلیلی و فلسفه ذهن معاصر است. یافته ها نشان می دهد که باهو یک معرفت شناسی دو سطحی ارائه می دهد: عقل هم نور الهی (بعد هستی شناختی) و هم ابزار شناخت (بعد معرفت شناختی) است. داده های متنی نشان می دهند که تمایز او میان عقل جزئی/خام و عقل کلی/مطلق، نقدی ضمنی بر عقلانیت ابزاری است که قرن ها بعد توسط مکتب فرانکفورت مطرح شد. نتایج انتقادی نشان دهنده سه تناقض درونی است: تعارض میان موهبت عقل و اختیار انسانی، فقدان معیاری دقیق برای تشخیص مراتب عقل، و تعارض با سنت شطح صوفیانه. اهمیت این تحقیق در ارائه اولین تحلیل نظام مند از نظریه عقل باهو با ابزارهای فلسفه تحلیلی است که پتانسیل گفتگو با معرفت شناسی فضیلت معاصر را آشکار می کند. پیامدهای آن شامل امکان مطالعات تطبیقی، تحلیل نوروبیولوژیکی اثرات ذکر و مراقبه، و بازسازی پدیدارشناختی مفاهیم «چشم دل» و «بیداری» است.