حکمت متعالیه با هدف اصلاح و تکمیل عقل عملی، تنها در بستر زیست اجتماعی قابل تحقق است؛ ازهمین روست که
ملاصدرا به عنوان فیلسوفی اجتماعی، پرداختن به وضعیت تاریخی و اجتماعی زمانه را وظیفه فیلسوف می داند و خود در رساله
کسر اصنام الجاهلیه و
رساله سه اصل بدان اهتمام جست. بت شناسی و ارتباط آن با
جاهلیت اجتماعی و وضعیت بحرانی جامعه یکی از محورهای فلسفه اجتماعی
ملاصدرا است که تاکنون کمتر موردپژوهش قرارگرفته است. نقد
ملاصدرا از وضعیت اجتماعی و سیاسی زمانه خود در حقیقت فهم نادرستی از دین به صورت تفسیر تخدیری پیامدهای بدی را در آینده ممکن است به بار بیاورد را موردتوجه قرار داده است و چنین تفسیرهایی از دین را موجب تولید «معجون افسون سم مکر و افسون و تریاق پر زهر» می داند. تزریق چنین افیونی جامعه را دچار خواب آلودگی اجتماعی می کند و بخش زیادی از جامعه را در جهالتی فراگیر و ناهشیاری عمومی فرومی برد.
ملاصدرا در کتاب
کسر اصنام الجاهلیه به ارائه گزارشی از اوضاع اجتماعی و سیاسی زمانه خود که نوعی آسیب شناسی پدیده های اجتماعی و نقد گروه های مرجع شکل گرفته در جامعه است، می پردازد و به فراخور نیاز نیز به آیات الهی استناد و استشهاد می کند.
رساله سه اصل نیز یک رساله معرفت النفسی اجتماعی، اخلاق اجتماعی - سیاسی را بر مبنای سه اصل مطرح شده در این رساله تبیین کرده است. نظر به بهره گیری
ملاصدرا از آیات الهی و همچنین اهمیت این مسئله، در این مقاله با روش تحلیل مضمون
بحران اجتماعی و سیاسی جامعه و بیان استنادات قرآنی
ملاصدرا واکاوی شد. یافته های پژوهش در بعد مختصات زمانه، مضامین فراگیر «ناهشیاری و جهل عمومی، دین ورزی ابزارمندانه، فقدان رهبر و گژتابی رفتاری» را نشان داد. انکسار این بت ها از سوی فیلسوف اجتماعی چون ملاصدرا، بیانگر راه برون رفت از این معضل اجتماعی است که در مضامین فراگیر «معرفت و تهذیب نفس، شریعت مداری، پیشواگرایی و عمل به قرآن» به دست آمده است.