مبانی عدالت ترمیمی در آیین های سنتی حل اختلاف (با تاکید بر آیین فصل و میانجی گری ریش سفیدان) در میان عشایر خوزستان
محل انتشار: نشریه حقوق و مطالعات سیاسی، دوره: 6، شماره: 3
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
فایل این مقاله در 28 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_LPS-6-3_019
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
عدالت ترمیمی به مثابه پارادیمی نوین در سیاست جنایی معاصر، در صدد است تا با محوریت ترمیم آسیب های ناشی از جرم، بازسازی روابط مخدوش شده و مشارکت فعال بزه دیده، بزهکار و جامعه، بر کاستی های نظام عدالت کیفری سنتی مبتنی بر کیفر صرف فائق آید. در جغرافیای فرهنگی خوزستان، جوامع عشایری از دیرباز دارای نظام های عرفی حل اختلاف نظیر آیین «فصل» در میان اعراب و «خون بس» در میان لرها و بختیاری ها بوده اند که باتکیه بر میانجی گری ریش سفیدان، جبران خسارت مادی و معنوی و پیشگیری از تداوم خون ریزی های قبیله ای، کارکردی ترمیمی ایفا کرده اند. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و باتکیه بر داده های کتابخانه ای و مطالعات میدانی، به بررسی تطبیقی مبانی نظری عدالت ترمیمی با سنت های حل اختلاف عشایر خوزستان پرداخته و نیز بازتاب این رویکرد را در قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ و نقدهای وارد بر آن کاویده است. یافته ها نشان می دهد که آیین فصل و خون بس در مولفه هایی نظیر جبران خسارت، میانجی گری گروهی، مشارکت جامعه محلی و بازسازی روابط، با اصول عدالت ترمیمی هم سویی قابل توجهی دارند؛ اما درعین حال، با اصولی چون داوطلبانه بودن مشارکت، برابری رویه ای، رعایت کرامت انسانی و پرهیز از تحمیل ازدواج های اجباری، تعارضات بنیادین دارند. قانون آیین دادرسی کیفری نیز اگرچه با گنجاندن نهادهایی نظیر میانجی گری، صلح وسازش، تعلیق تعقیب و بایگانی پرونده، گام هایی در جهت نهادینه سازی رویکرد ترمیمی برداشته، اما به دلیل محدودیت دامنه جرایم قابل ارجاع، فقدان ضوابط روشن و ابهامات اجرایی، هنوز با الگوی کامل عدالت ترمیمی فاصله دارد. مقاله در نهایت، ضمن تاکید بر ظرفیت های بومی عشایر خوزستان برای غنی سازی سیاست جنایی ایران، بر ضرورت اصلاح رویه های ناقض حقوق زنان، بازتعریف نقش میانجی گران و تدوین چارچوب حقوقی شفاف برای بهره گیری نظام مند از این سنت ها تاکید می ورزد و بدین سان، افق های تازه ای را برای تحقق عدالت مشارکتی و بومی محور در نظام کیفری ایران می گشاید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
یوسف فرهانی
دانشجوی دکتری حقوق کیفری و جرم شناسی، گروه حقوق جزا و جرم شناسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
محمد بهروزیه
استادیار حقوق فقه و حقوق جزا دانشگاه پیام نور تهران، تهران، ایران
حسین تاجی
استادیار، گروه حقوق جزا و جرم شناسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :