هدف از این مطالعه،
فراترکیب مبانی نظری و چارچوب های سیاستی مرتبط با نظام مندسازی محتوای
پلتفرم های دیجیتال برای ارائه ی یک مدل مفهومی بومی با تاکید بر توسعه
سواد فرهنگی در بستر پیام رسان های داخلی است. مسئله اصلی پژوهش، فقدان یک چارچوب یکپارچه و ایجابی برای هدایت
نظام مندسازی محتوا از رویکرد صرفا حقوقی-کنترلی به سمت رویکرد آموزشی-توسعه ای در ادبیات موجود است. این پژوهش در پاسخ به شکاف مفهومی شناسایی شده در ادبیات موجود شکل گرفته است؛ به گونه ای که مرور نظام مند منابع نشان می دهد علی رغم تنوع رویکردها در حوزه حکمرانی و تنظیم گری محتوا، هنوز الگوی یکپارچه ای به صورت منسجم صورت بندی نشده است. روش پژوهش، مرور نظام مند مقالات داخلی (۱۳۹۴ تا ۱۴۰۴) و بین المللی (۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵) از طریق جستجو در پایگاه های معتبر علمی است. از مجموع ۱۹ مقاله داخلی و ۲۰ مقاله خارجی که ارتباط مستقیم با سه گانه ی «حکمرانی»، «محتوا» و «فرهنگ» داشتند، مفاهیم کلیدی استخراج و پس از کدگذاری محوری و دسته بندی مقایسه ای در فرآیند
فراترکیب مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها حاکی از آن است که
نظام مندسازی محتوا در
پلتفرم های دیجیتال را می توان ذیل سه حوزه ی کلیدی مفهوم سازی نمود: ۱- ابعاد حکمرانی نرم و اعتمادساز، ۲- مولفه های تولید و مدیریت محتوای تعاملی-ارزشی و ۳ پیامدهای ارتقاء قابلیت های
سواد فرهنگی کاربران.
فراترکیب این حوزه ها، منجر به ارائه ی یک مدل مفهومی سه وجهی می شود که در آن،
نظام مندسازی محتوا به عنوان رویکرد میانجی استراتژیک، پیونددهنده ی سیاست های کلان (حکمرانی) و اهداف خرد (توسعه سواد فرهنگی) عمل می کند. نتیجه گیری پژوهش حاضر، با ارائه این مدل مفهومی، خلا موجود در خصوص فقدان یک الگوی بومی و ایجابی را پر کرده و دلالت های مهمی برای سیاست گذاران و مدیران پیام رسان های داخلی (مانند پیام رسان بله) دارد تا ضمن تقویت اعتماد نهادی، از طریق محتوای نظام مند و هدفمند، به توسعه ی پایدار
سواد فرهنگی کاربران کمک نمایند.