«حس اخلاقی»: بررسی دیدگاه های کلاسیک
محل انتشار: دو فصلنامه تاملات فلسفی، دوره: 16، شماره: 38
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 8
فایل این مقاله در 33 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PHM-16-38_003
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
اصطلاح «حس اخلاقی» را نخستین بار فلاسفه اخلاق انگلیسی قرن هجده به کار بردند و منظورشان از این تعبیر این بوده که انسان از طریق قوه ای فطری، قادر به تشخیص عمل صواب و خطا در موقعیت است. این نظریه نخستین بار توسط ارل سوم شافتسبری در رساله ویژگی های انسان ها، آداب، آراء و ادوار مطرح شد. سپس فرانسیس هاچسون آن را در کتاب خود با عنوان پژوهش درباره منشا تصورات ما از زیبایی و فضیلت از سرگرفت و دیوید هیوم نیز آن را با اعمال تغییراتی بسط داد. وجه اشتراک همه قائلان به «حس اخلاقی» این است که شناخت اخلاقی را مرتبط با قوه ای به نام «حس اخلاقی» می دانند که از سایر منابع معرفتی انسان مثل عقل(برای کانت)، شهود (برای جورج مور)، دین (برای اشاعره و همه قائلان به حسن و قبح شرعی) و همچنین حواس معروف و متعارفی که با آن آشنا هستیم و از طریق آن داده های لازم برای علوم تجربی فراهم می آید، جدا و متمایز است. اما مدافعان این نظریه در مورد جزئیات و نحوه کارکرد این حس اختلاف نظر دارند. شافتسبری، هاچسون و هیوم مدافعان این رای هستند؛ اما با وجود اینکه ادعای این سه فیلسوف مرتبط با یکدیگر است، تفاوت مهمی میان دیدگاه های آنها وجود دارد. در این مقاله سعی می شود دیدگاه های کلاسیک درباره حس اخلاقی تشریح، نقد و تفاوت میان آنها توضیح داده شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
غلامحسین توکلی
دانشیار گروه فلسفه دانشگاه اصفهان
صدیقه کهیانی
کارشناسی ارشد فلسفه غرب دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران