احساس تعلق به زندگی روستایی افزون بر پیامدهای روان شناختی فردی، در پایداری جمعیت و کاهش مهاجرت روستایی-شهری نقشی مهمی دارد. با وجود اهمیت این سازه، سازوکارهای روان شناختی موثر بر آن، به ویژه نقش میانجی رفاه ذهنی، کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی
رفاه ذهنی در رابطه بین کنترل شخصی ادراک شده و احساس تعلق به زندگی روستایی در شهرستان کرمانشاه انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را ساکنان ۱۸ سال و بالاتر روستاهای شهرستان کرمانشاه تشکیل دادند. حجم نمونه ۳۸۴ نفر برآورد شد و با روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها با پرسشنامه های استاندارد کنترل شخصی، شاخص بهزیستی WHO-۵ و تعلق مکانی، گردآوری و با نرم افزارهای SPSS و SmartPLS تحلیل شدند. یافته ها نشان داد کنترل شخصی بر
رفاه ذهنی (۰/۰۰۱ > p ,۱۷/۳۵۹ = t ,۰/۷۴۶ = β) و تعلق مکانی (۰/۰۵ ˂ p ,۲/۰۳۶ =t ,۰/۳۸۶=β) تاثیر مستقیم دارد.
رفاه ذهنی نیز اثر مثبت و معناداری بر احساس تعلق به زندگی روستایی داشت (۰/۰۱ > p ,۳/۰۴۲ = t ,۰/۵۲۵ = β). اثر غیرمستقیم ویژه کنترل شخصی ادراک شده بر احساس تعلق به زندگی روستایی از مسیر
رفاه ذهنی برابر با ۰/۳۹۱ و اثر کل برابر با ۰/۷۷۷ بود. بنابراین، میانجی گری جزئی
رفاه ذهنی تایید شد. مقادیر۲R برای
رفاه ذهنی (۰/۵۵۷) و احساس تعلق به زندگی روستایی (۰/۷۲۷) و شاخص های برازش (۰/۰۵۶ = SRMR, ۰/۹۲ =NFI) نیز نشان دهنده قدرت تبیین و برازش مناسب مدل بودند. در مجموع، تقویت کنترل شخصی ادراک شده، به طور مستقیم و از طریق ارتقای رفاه ذهنی، می تواند به تقویت احساس تعلق به زندگی روستایی کمک کند.