ارزیابی عملکرد اقتصادی سه نژاد زنبورعسل تحت شرایط مدیریت ایستا و کوچ رو
محل انتشار: فصلنامه تولیدات دامی، دوره: 28، شماره: 3
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 21
فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JAP-28-3_001
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
مقدمه: زنبورعسل علاوه بر ایفای نقشی مهم در گرده افشانی بسیاری از گیاهان زراعی، باغی و مرتعی با تولید عسل و دیگر فرآوردههای آن، نقش مهمی در ارتقای امنیت غذایی و معیشت خانوارهای روستایی ایران دارد. عوامل زیستی (مانند نژاد) و مدیریتی (از جمله شیوه مدیریت ایستا یا کوچ رو) تاثیر قابل توجهی بر بهره وری و کارایی اقتصادی زنبورداری دارند. با وجود این، مقایسه عملکرد نژادهای متداول در کشور در دو نظام مدیریتی متفاوت (ایستا یا کوچ رو) کم تر موردتوجه قرار گرفته است.هدف: هدف این مطالعه، ارزیابی عملکرد تولیدی و اقتصادی سه نژاد رایج زنبورعسل (بومی، کارنیکا، لیگوستیکا) تحت دو نظام مدیریتی ایستا و کوچ رو در ایران است.روش پژوهش: این پژوهش به صورت میدانی و با استفاده از ابزار پرسشنامه در فصل های پاییز و زمستان ۱۴۰۳ انجام شد و اطلاعات ۵۹۵ زنبوردار جمع آوری گردید. پس از پالایش داده ها، ۲۴۹ زنبورستان دارای نژاد خالص زنبور انتخاب شدند. متغیرهایی از قبیل عملکرد عسل، مصرف خوراک، تلفات زمستانی، هزینه کارگری، جابه جایی، تعویض ملکه، درآمد حاصل از عسل و فرآورده های جانبی به ازای هر کلنی در سال استخراج شدند. در نهایت سود و نسبت درآمد به هزینه به ازای هر کلنی به دست آمد. تجزیه و تحلیل های آماری دادهها با استفاده از رویه Mixed انجام شد و ضرایب همبستگی بین برخی از متغیرها برآورد شد و مقایسه میانگینها با روش Tukey-Kramer و مواردی با روش های مبتنی بر شبیه سازی انجام شد.یافته ها: نتایج نشان داد نژاد ملکه تاثیر معنی داری بر عملکرد تولید عسل دارد (۰۵/۰>P)، به طوری که کلنی های دارای ملکه وارداتی عسل بیش تری نسبت به نژاد بومی تولید کردند. در بین نژادهای وارداتی تفاوت معنی داری از لحاظ عملکرد تولید عسل مشاهده نشد، اما در آنالیز اقتصادی در حالتی که عسل تنها محصول زنبورستان بود، نژاد کارنیکا نسبت درآمد به هزینه بالاتری را در برابر نژاد لیگوستیکا داشت. نوع مدیریت، ایستا یا کوچ، به تنهایی تاثیر معنی داری بر عملکرد عسل نداشت. از منظر اقتصادی، زنبورداران چندمحصولی نسبت به زنبورداران تک محصولی، سود خالص و نسبت درآمد به هزینه بالاتری کسب کردند. هم چنین زنبورداران کوچرو سود بیش تری را نسبت به سرمایهگذاری انجام شده، در برابر زنبورداران ایستا به دست آوردند. بزرگ ترین مولفه های هزینهای، خوراک و دستمزد نیروی کار بود. این نتایج نشان می دهند که ارزیابی عملکرد کلنی ها به تنهایی برای تصمیم گیری کافی نیست و باید بازده اقتصادی نیز در نظر گرفته شود. نتیجه گیری: استفاده از نژادهای اصلاح شده و تنوع محصول می تواند نقشی موثر در افزایش بهره وری و سودآوری زنبورداری ایران ایفا کند. اگرچه مدیریت کوچ رو به خودی خود باعث افزایش تولید عسل نمی شود، اما بر ساختار هزینه ها موثر است. نتایج این پژوهش می تواند راهنمای بهبود ساختار تولید، بهینه سازی مدیریت و توسعه بازار فرآورده های جانبی در زنبورداری کشور باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهدی اخوان مقدم
گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تهران، کرج، ایران. رایانامه: akhavanmm@ut.ac.ir
محمد مرادی شهربابک
نویسنده مسئول، گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تهران، کرج، ایران. رایانامه: moradim@ut.ac.ir
سیدرضا میرائی آشتیانی
گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تهران، کرج، ایران. رایانامه: ashtiani@ut.ac.ir
علی صادقی سفیدمزگی
گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تهران، کرج، ایران. رایانامه: sadeghism@ut.ac.ir
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :