اجتماعات علمی، سلامت پژوهش و سازمانهای مرزی: پژوهشی نظری در امکان حفظ سلامت پژوهش در اجتماعات علمی در ایران
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
فایل این مقاله در 39 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_MTOD-32-127_006
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
مقدمه و اهداف: پژوهشهای علمی، نه توسط دانشمندان بهطور مجزا، بلکه درون یک اجتماع و به واسطه مناسبتهای موجود در آن اجتماع انجام میشود. یک اجتماع علمی، زمانی به درستی کار خواهد کرد که هنجارها و «اخلاق» خاصی در آن برقرار باشد، به عبارتی اجتماع دارای یکپارچگی باشد. همچنین پژوهشهای علمی نیازمند پول هستند و حامیان علم، از جمله، دولت، بازار و صنعت، به درستی انتظار دارند که دامنه مسائل «علمی» وسیعتر از مسائل سنتی علم، و مرتبطتر با سطح دولتی یا صنعتی شود. به عبارتی اجتماع علمی، زایایی داشته باشد.هرچند این دو خصلت (یعنی یکپارچگی و زایایی) مجزا قلمداد میشوند اما تامل بیشتر و مراجعه به برخی نظریات، از ارتباط تنگاتنگتری میان این دو مفهوم حکایت دارد، که اگر اینطور باشد سیاستگذاری درخصوص آن نیز نیازمند توجه همزمان به هر دو مفهوم خواهد بود.در این مقاله ادعا خواهد شد که مسئله زایایی (آنچه در ایران به ارتباط علم با صنعت مشهور است) حل نخواهد شد مگر اینکه مسئله یکپارچگی اجتماعات علمی (یا همان موضوع سوءرفتارهای علمی در ایران) مورد توجه قرار گیرد. همچنین شرح داده میشود که راهحل مسئله سوءرفتارهای علمی (نه صرفا با فعالیتهای حقوقی بلکه) با شکلدادن به سازمانهای مرزی، که در میانه اجتماع علمی و حامیان علم شکل میگیرد، قابل ارائه خواهد بود. و در نهایت اینکه این مرز، در موقعیتی تصادفی و تنها با تصمیمگیریهای درونوزارتی و انجام روالهای سیاستی مرسوم، قابلشکلگیری نیست. درنهایت از این نتایج، فرضیههایی درخصوص معضلات نهادهای مرتبط با پژوهش در ایران، موسوم به «عرضهمحور و تقاضامحور»، استخراج خواهد شد.روش: ماهیت پژوهش حاضر نظری و فلسفی است، و از مفاهیمی که به لحاظ نظری مورد تحلیل قرار خواهند گرفت برای توضیح پدیده و معضل مشخصی در موضوع پژوهش (یعنی مسئله یکپارچگی پژوهش) در ایران استفاده خواهد شد. در بخش اول از دادههای اسنادی و کتابخانهای و همچنین تحلیل مفهومی استفاده خواهد شد، و شرحی از روالها و روابط علی که در شکلگیری اجتماعات علمی و نهادهای مرزی (در سطح بینالمللی) نقش دارند ارائه شده، و با تحلیل مفهومی شرح داده میشود که چگونه اجتماعات علمی با واسطه سازمانهای مرزی میتوانند دو ارزش متضاد (یعنی یکپارچگی و زایایی) را در کنار هم حفظ کنند. روش بخش دوم، مطالعه تطبیقی است. در این مرحله با پیشفرض قرار دادن الگوی مفهومی بدست آمده در بخش اول، برخی رویدادهای متناظر در ایالات متحده (در شکلگیری سازمانهای مرزی) با رخدادهای متناظر در ایران (برای شکلگیری نهادهای «عرضهمحور» و «تقاضامحور») مقایسه میشوند، تا فرضیهای برای برخی معضلات مرتبط با یکپارچگی پژوهش در نهادهای علمی ایران ارائه شود.نتایج: مطابق تحلیلی مفهومی انجامشده میتوان (در حالت ایدهال) برای سازوکار اعتباردهی یک اجتماع علمی خودگردان، یک قاعده پیشینی ساده (مطابق مدل سود و زیان فردی) ارائه کرد: اینکه دانشمندانی که از یک اجتماع علمی اعتبار میگیرند تلاش خواهند کرد که اعتبار آن اجتماع را حفظ کنند، چراکه ازدسترفتن اعتبار آن اجتماع مستقیما در اعتبار خود ایشان موثر خواهد بود. این قاعده، توضیح میدهد که چرا در اجتماعات علمی خودگردان، یکپارچگی علمی تا حد زیادی حفظ خواهد شد. در چنین شرایطی دانشمندان (مثلا در امر همتاداوری) نه آنقدر آسانگیر خواهند بود که متن یا گفتاری بدون کیفیت وارد فضای علمی شود و نه آنقدر سختگیر که آن اجتماع، عاری از محصول شود. همچنین اجتماعات علمی همیشه در حمایت موجودیتی قدرتمند (بهعنوان حامی) قرار دارند. بااینحال، قاعده اعتباردهی زمانی حافظ یکپارچگی خواهد بود که حامی کمترین دخالت را داشته و اجتماعات علمی خودگردان باشند. لذا قاعده اعتباردهی توضیح میدهد که چرا خصلت خودگردانی برای اجتماعات علمی تا مدتها بهعنوان یک ارزش بلامنازع فرض شده است. ارزشمند بودن خصلت خودگردانی، قرارداد و مرز میان علم و حامیان را (در نوع تولید دانش یک) تعیین میکرد.نکته دوم این است که با کاهش خودگردانی اجتماعات علمی (و شکلگیری شیوه تولید دانش نوع دو)، اعتباردهی در اجتماعات علمی دچار سوگیریهایی میشود و لذا مرز میان علم و سیاست تغییر میکند. در این شرایط ممکن است نتایج پژوهش یا داوریهای مرتبط با پژوهش به سمت ارزشهای حامیان خاص سوگیری پیدا کند: مثلا بخشی از نتایج پژوهش که با منافع حامی درتضاد است توسط پژوهشگر ارائه نشود یا داوران پیشنهادههای پژوهشی برای جاری شدن بیشتر پول به اجتماع علمی، قضاوتهایی سادهانگارانهتری انجام دهند. این موارد یکپارچگی علم را کاهش داده و در نتیجه آن، بهمرور اعتماد عمومی نسبت به علم کاهش مییابد. کاهش اعتماد عمومی نسبت به علم، به معنای تغییر کردن قراردادهای پیشین است که درنتیجه آن ممکن است ارزشهایی متعلق به جامعه بزرگتر (ازجمله محیطزیست و سلامت افراد) آسیب ببیند.در این شرایط، طبیعیترین انتظار این است که (نمایندگان) جامعه بزرگتر، برای جبران اعتماد به خطر افتاده تلاش کنند. این تلاش ممکن است به منازعهای منجر شود که تنها زمانی خاتمه خواهد یافت که مرزهای جدیدی (میان علم و حامی علم) شکل بگیرد. همتکاملی ایجاد شده، دستکم در برخی کشورها از جمله ایالات متحده به شدت یافتن برخی سازوکارهای نظارتی از سوی جامعه بزرگتر منجر شده است، و در نهایت سازمانهایی مرزی شکل گرفتهاند که قادرند تضاد منافع میان جامعه بزرگتر و اجتماعات علمی را در شرایط متفاوت تنظیم کنند.بحث و نتیجهگیری: این نتایج زمینهای را برای ارائه فرضیههایی درخصوص شرایط ایران و وضعیت پژوهش و حمایت مالی از آن، و نسبت آن با خودگردانی، یکپارچگی و زایایی ایجاد خواهد کرد که میتوان آن را به صورت زیر خلاصه کرد: اولا تقویت خصلت زایایی علم (ازجمله با حمایتهای هدفمند پژوهشی) ممکن است به تضعیف یکپارچگی اجتماعات علمی بیانجامد و در ایران نیز تخصیص بودجه پژوهش به منظور حلمسائل عمومی یا صنعتی، (یا همان تقویت زایایی پژوهش) توزیع میشود که بهناچار تاثیری منفی در خصلت یکپارچگی پژوهش خواهد داشت. وجود گزارشاتی در وسعت یافتن بیشتر سوءرفتارهای علمی یا مالی (از انواع متفاوت) در پژوهشهای ایران تاییدکننده چنین شرایطی است.مطابق آنچه گفته شد، این انتظار وجود دارد که تلاشهایی (از سوی جامعه بزرگتر) برای ایجاد قراردادهای جدید و برای جبران، یا پیشگیری از ازدسترفتن اعتماد میان اجتماعات علمی و جامعه بزرگتر ایجاد شود: در ایالات متحده این نوع تلاشها به شکلگیری سازمانهایی مرزی همانند ORI منجر شده. خصلت این نوع از سازمانها (که امکان احیا یکپارچگی را دارند) این است که در مرز میان اجتماعات علمی و جامعه بزرگتر ایجاد میشوند و با ایجاد اشیای مرزی (از جمله دستورالعملهای مشخص) امکان ایجاد قراردادهای جدید، میان جامعه بزرگتر و اجتماعات علمی را ایجاد کنند.اما در ایران، پیگیری موضوع یکپارچگی پژوهش تنها با برخی فعالیتهای وزارت علوم از سال ۱۳۹۶ و با ایجاد سازوکارهای حقوقی برای مقابله با سوءرفتارهای علمی ایجاد شد. با این حال وزارت علوم نهادی مرزی محسوب نمیشود و از قضا نهادی است که منافع آن با منافع اجتماعات علمی همراستا است، و طبیعی است که افراد و نهادهایی همانند وزارت علوم که عضو یک اجتماع علمی محسوب میشوند، در منازعاتی که میان اجتماع علمی و جامعه بزرگتر رخ میدهد در سمت اجتماع علمی و ملاحظات آن بایستند و لذا وجود نقص در یکپارچگی علم را (که نمود آن سوءرفتارهای علمی است) منکر شوند. نتیجه این بوده است که ملاحظات مرتبط با یکپارچگی پژوهش در ایران بعد از مدتی متوقف میشود و معضل یکپارچگی پژوهش در ایران همچنان حفظ شده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
کیوان الستی
موسسه تحقیقات سیاست علمی کشور (گروه پژوهشی مطالعات نظری علم، فناوری و نوآوری)
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :