این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر داده های کتابخانه ای به ظرفیت سنجی برهان امکان فقری، به مثابه نسخه ارتقاءیافته برهان امکان ماهوی در حکمت متعالیه، برای پاسخ به اشکالات هیوم، کانت و راسل بر برهان امکان ماهوی می پردازد. به این منظور، ابتدا تقریر امکان فقری تبیین می شود و سپس پنج اشکال محوری غربی بر این برهان بررسی می گردد: نخست اشکال معرفت شناختی بر وجودشناسی فلسفی؛ دوم نقض قاعده علیت؛ سوم تناقض مفهومی واجب الوجود؛ چهارم ابتناء برهان بر وجود محمولی؛ و پنجم مغالطه ترکیب در تعمیم نادرست ویژگی اجزا به کل جهان توسط راسل. یافته های این تحقیق نشان می دهد برهان امکان فقری به دلیل تکیه بر فقر عینی به جای امکان ذهنی، بی نیازی از استدلال علی و تسلسل، استفاده از مفهوم
غنی الذات به جای واجب الوجود و تحلیل وجودی ریشه ای هر موجود فقیر بدون انتقال مکانیکی ویژگی اجزا به کل، ظرفیت بالاتری در دفع نقدهای غربیان دارد؛ درنتیجه، این برهان ضمن حفظ هدف مشترک با برهان ماهوی در اثبات واجب از طریق نیازمندی موجودات با بهره گیری از دستاوردهای حکمت متعالیه پاسخ های موثرتری به چالش های مذکور ارائه می دهد، هرچند در نیازمندی به برخی مبانی فرابرهانی برای پاسخ گویی به پاره ای از اشکالات مبنایی، نسبت به برهان امکان ماهوی بدون مزیت تلقی می شود.