تجربه زیسته زنان تهرانی از زندگی مجدد با خانواده پدری: مطالعه پدیدارشناختی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 36
فایل این مقاله در 34 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_SSIMU-13-27_005
تاریخ نمایه سازی: 17 مهر 1405
چکیده مقاله:
اهداف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تجربه زیسته زنان تهرانی از دوران زندگی پس از طلاق با خانواده پدری خویش است. روش مطالعه: روش پژوهش با رویکرد کیفی است و از استراتژی پدیدارشناسی بهره گرفته شد. بدین منظور با ۲۰ زن مطلقه که متولد بین سال های ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۹ شهر تهران بودند از طریق نمونه گیری گلوله برفی مصاحبه انجام و پس از کسب رضایت آگاهانه از آنان، داده ها با استفاده از مصاحبه فردی و به صورت نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. کلیه مصاحبه های جمع شده روی کاغذ بازنویسی و مرور گردید. مصاحبه ها تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. اعتبار داده ها از طریق بازبینی توسط مشارکت کنندگان به دست آمد. ۱۶۸ مفهوم، ۳۹ مقوله فرعی و ۹ مقوله اصلی استخراج شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد کیفیت زندگی افراد پس از طلاق تحت تاثیر مجموعه ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، روانی و خانوادگی است. توانمندی اقتصادی و دسترسی به مشاوره تخصصی پایه ای برای گذران زندگی امن توام با آرامش و تصمیم گیری بهتر فراهم می کنند. در کنار آن، روابط اجتماعی، حمایت عاطفی و وجودی خانواده نقش مهمی در ایجاد احساس تعلق و رضایت از زندگی پس از طلاق ایفا می کند. همچنین، زیست آگاهانه، وفور نعمت و آزادی در انتخاب ها می تواند زمینه بازسازی شخصیتی زنان جوان را در محیط خانواده بعد از طلاق فراهم کند. مجموعه ای از این فاکتورها منجر به ارتقاء کیفیت زندگی و تجربه زیست مطلوب تر در کنار خانواده می شود. نتیجه گیری: زنان دهه ۷۰ در فضایی با پذیرش اجتماعی بیشتر، تربیت مدرن تر و خانواده هایی با نگرش بازتر زندگی و نسل جدید با ورود به عرصه های اقتصادی و اجتماعی، ارزش های نوین را جایگزین ارزش های سنتی می کنند. هر نسل ارزش های متفاوت با نسل خویش را دارد که منجر به پویایی می شود. در مجموع زندگی در دوران پس از طلاق با خانواده پدری بستری لازم برای درک زندگی شخصی و خانوادگی توام با سلامت اجتماعی در نظر گرفته می شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مرجان حبیبی
دانشجوی دکتری جامعه شناسی، گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
پروانه دانش
دانشیار، گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران،
زهرا محمدی
استادیار، گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
داریوش رضاپور
دانشیار، گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :