هایدگر، ندای وجدان و آنچه باید دانست (با محوریت کتاب وجود و زمان)
محل انتشار: فصلنامه فلسفه غرب، دوره: 5، شماره: 2
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 64
فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_WPIKI-5-2_002
تاریخ نمایه سازی: 17 مهر 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش به واکاوی هستی شناختی مفهوم «ندای وجدان» در اندیشه مارتین هایدگر، با تمرکز بر کتاب وجود و زمان می پردازد. برخلاف سنت اخلاقی کلاسیک که وجدان را داوری عقلانی (کانت)، ادراک ارزش های عینی (شلر) یا صدای خداوند (آگوستین) می دانند، هایدگر وجدان را ساختاری اگزیستانسیال از هستی دازاین معرفی می کند؛ ندایی خاموش که فرد را متوجه خویشتن گم شده در دل روزمرگی و همسانی می سازد. ندا در پیوند با ساختارهایی چون افکندگی، اضطراب، مرگ و تصمیم اصیل، دازاین را از گم گشتگی در «آن ها» بیرون می کشد و به سوی امکان خویشتن اصیل خویش سوق می دهد. مقاله، با رویکرد تحلیل مفهومی هرمنوتیکی، ضمن بررسی بندهای کلیدی وجود و زمان و ارجاع به آراء مفسرانی چون دریفوس، گوینیون، بلانشو و کپوبیانکو، نشان می دهد که ندای وجدان نه مفهومی اخلاقی در معنای سنتی، بلکه نحوه ای از گشودگی به هستی و خودبودگی است. همچنین، نشان داده می شود که در عصر تکنولوژی و بحران معنا، ندا می تواند نقش مقاومت اگزیستانسیال در برابر سیطره محاسبه گری، بی ریشگی و خودفراموشی را ایفا کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهشاد صیدی پور،
دانش آموخته کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
علی حسینی
استادیار گروه فلسفه، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
علیرضا فاضلی
دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :